خبرخوان جام نیوز
|
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ الاثنين ٨ ذو الحجّة ١٤٣٩ Monday, August 20, 2018
 
کد خبر: 104249
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ - ۱۵:۲۲
اگر پرسپولیس خوب نتیجه نگیرد، به جام‌جهانی نمی‌رویم!
هادی طباطبایی می‌گوید در استقلال فقط تا وقتی که به کسی احتیاج داشته باشند از او حمایت می‌کنند.
1 اگر پرسپولیس خوب نتیجه نگیرد، به جام‌جهانی نمی‌رویم!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

جام نیوز ورزشی؛ خبرآنلاین نوشت:

زندگی ورزشی هادی طباطبایی به معنای واقعی کلمه پر‌فراز‌ونشیب است. از بازی در استقلال رشت و دعوت به تیم‌ملی در هجده سالگی گرفته تا پاسخ رد دادن به دعوت استقلالی‌ها. از مرخصی گرفتن از تیم‌ملی و رفتن به لیگ سنگاپور گرفته تا بازگشت دوباره به جمع ملی‌پوشان و گرفتن لقب شیر کپنهاگ! از مصدومیت در آستانه جام ملت‌ها گرفته تا رفتاری که در تابستان سال 82 با او شد و آن‌گونه از استقلال کنارش گذاشتند. از ... تا...


طباطبایی علاوه بر تیم‌ملی، در استقلال هم روز‌های خاطره‌انگیزی را سپری کرده است. از شادی بی‌حدوحصر قهرمانی در آخرین دوره لیگ آزادگان گرفته تا حسرت بی‌پایان ناکامی در اولین دوره لیگ‌‌برتر اما بدون شک مهم‌ترین ماجرایی که برای هادی رخ داد، کنار گذاشتن عجیب او از استقلال در سال 82 بود. حرکتی که موجب شد طباطبایی یک فصل کامل را بیرون بنشیند و در حرف‌هایش به وضوح مشخص است که هنوز هم از آن اتفاق ناراحت بوده و آنهایی که آن برخورد را کرده‌اند را هنوز نبخشیده است. طباطبایی چند روز قبل مهمان خبر بود و قصد داشتیم با او بیشتر در مورد دربی‌ها حرف بزنیم اما بحث به مسائل دیگری کشیده شد و سنگربان اسبق تیم‌ملی حرف‌های جالبی زد که خواندن آن خالی از لطف نیست.

 

* از اولین دربی که برای استقلال بازی کردی شروع کنیم.
- پاییز سال 1378 بود. دیداری که صفر - صفر تمام شد. می‌توانستیم آن بازی را ببریم اما به‌ هر حال شرایط مهیا نشد. در آن فصل وضعیت استقلالی خیلی خاص بود و تا پایان فصل همچنان مشکل داشتیم. کار به جایی رسید که در اواسط فصل سرمربی تیم عوض شد.


* اتفاقاً بلافاصله بعد از تغییر سرمربی، دربی فرا رسید. منصور پورحیدری چهار روز قبل از دربی اسفند‌ سال 1378 قید تیم‌ملی را زد تا سرمربی استقلال شود. استقلال در آن دربی خوب بازی نکرد و دو - صفر باخت. اتفاقاً خود شما هم داخل دروازه بودی.
- همانطور که گفتم تیم در آن فصل اوضاع خیلی ویژه‌ای داشت و شرایط مطلوب نبود. یوگنی سکومورخوف فرد محترمی بود اما به لحاظ فنی کیفیت لازم را نداشت. او اساساً حساسیت دربی تهران را آن‌طور که باید درک نمی‌کرد. تیم بزرگی همچون استقلال نیازمند مربیان بزرگ است. متاسفانه سکومورخوف این شرایط را نداشت و به همین خاطر مدیریت باشگاه تصمیم به تعویض او گرفت، آقای پور‌حیدری قبل از دربی آمد اما طبیعی بود که نتواند کار خاصی انجام بدهد چون تیم با تفکرات فرد دیگری بسته شده بود.

* کلاً استقلال با سرمربی خارجی خوب نتیجه نگرفته است. چند سال بعد از سکومورخوف، رولند کخ سرمربی استقلال شد اما او هم ناموفق بود؟
- حکایت کخ کاملاً فرق می‌کرد. رولند کخ جزو سه، چهار مربی خوب خارجی است که طی سال‌های اخیر در عرصه باشگاهی ما فعالیت کرده اما دلیل ناکامی او این بود که استقلال در زمان او یک «تیم» واحد نبود و همه نفرات به فکر نتیجه‌گیری مطلوب استقلال نبودند. البته او یک ایراد داشت که من به خودش هم گفتم. او تفاوت میان فوتبال منظم و دقیق آلمان با فوتبال ایران را درک نکرد و همین مسئله برایش دردسر‌ساز شد. کخ بادانش بود و تمرینات مدرنی می‌داد اما نتوانست کارایی لازم را داشته باشد، البته در نهایت باید بگویم ما ضرر کردیم نه کخ. این مربی یک روز به من گفت: «اگر از ایران بروم و در آلمان پیرامون ناکامی‌ام حرف بزنم هیچ‌کس نمی‌گوید من ناموفق بودم بلکه می‌گویند فوتبال ایران ظرفیت استفاده از کخ را نداشت. همانطور که اگر یک مربی کشتی آزاد به آلمان بیاید و موفق نشود هیچ‌کس به مربی شما ایراد نمی‌گیرد بلکه می‌گویند ایراد از سیستم حاکم بر کشتی آزاد آلمان بود که نتوانست از یک مربی ایرانی استفاده کند.»


* اما می‌گویند در زمان کخ عده‌ای نمی‌خواستند تیم نتیجه بگیرد و به همین خاطر چوب لای چرخ استقلال می‌گذاشتند؟
- چه بگویم. به‌ هر حال در مقاطع مختلف همین بوده است. یک نکته منفی موجود در فوتبال ما این است که منافع شخصی را بر منافع گروهی مقدم می‌دانیم و همین مسئله به کل‌ کار لطمه می‌زند. شاید به همین خاطر است که در ورزش‌های انفرادی خیلی بهتر از ورزش‌های گروهی نتیجه می‌گیریم. همین کشتی فرنگی را ببینید. محمد بنا عالی کار کرده است. من با تزریق پول به فوتبال اصلاً مخالف نیستم. فوتبال جزو مشاغل خاص بوده و باید هم به ستارگان آن پول خوبی داد اما باور کنید فوتبال ما با پول حرفه‌ای نمی‌شود. تا وقتی تفکر حرفه‌ای حاکم نشود، فوتبال ما به صورت قطعی حرفه‌ای نخواهد شد. حفظ منافع گروهی هم یکی از مواردی است که در صورت حاکم شدن تفکرات حرفه‌ای به‌طور جدی در دستور کار قرار می‌گیرد.

 

* به نظرت کی روش هم به سرنوشت کخ دچار می‌شود؟
- بحث تیم‌ملی کاملاً متفاوت است. دست کی روش به لحاظ در اختیار داشتن بازیکنان کاملاً باز است. او می‌تواند از هر کدام از تیم‌های ایرانی که بخواهد بازیکن بگیرد. نیاز اصلی کی روش در این مقطع پشتیبانی‌های تدارکاتی است که امیدوارم به‌طور کامل محقق گردد.


* از بحث دربی‌ها دور نشویم. در اسفند سال 1379 استقلال در حالی بعد از پنج سال پرسپولیس را شکست داد که شما درون دروازه بودی و اتفاقاً نمایش بسیار خوبی هم ارائه کردی؟
- بله. چند موقعیت تک به تک را از پرسپولیسی‌ها گرفتم و روی گل استقلال هم مؤثر بودم. در یک ضد‌حمله توپ را برای احمد مومن‌زاده شوت کردم، او هم با ضربه سر آن را به علیرضا اکبر‌پور رساند و علیرضا هم به پرسپولیس گل زد. قبل از شروع بازی، گروهی از هواداران نزدیک به تیم در اردو حاضر بودند و همه نگران مسابقه اما خطاب به آن ها گفتم: «با خیال راحت بروید استادیوم. ما بازی را می‌بریم» در نهایت هم همین اتفاق افتاد. آن مسابقه یکی از بازی‌های خوبم در استقلال بود اما جالب اینجاست که مردم تا صحبت از من می‌شود یاد بازی با دانمارک می‌افتند در حالی که برای استقلال هم بازی‌های خوب زیاد داشته‌ام. شکر خدا مردم هنوز به من احترام می‌گذارند و لطف دارند. خیلی خوشحالم جزو معدود نفراتی هستم که در فوتبال ایران لقب ماندگار گرفته‌ام.


* دربی اسفند 79، پرویز برومند محروم بود و مسعود قاسمی ذخیره‌ات بود. این مسئله نگرانت نمی‌کرد. به‌ هر حال اگر مصدوم می‌شدی دروازه‌بانی باید به جای تو داخل دروازه قرار می‌گرفت که جوان بود و تاکنون تجربه حضور در دربی (غیر از چند دقیقه در دربی جنجالی دی ماه سال 1379) را نداشت.
- باور کن اصلاً به این مسئله فکر نمی‌کردم. در طول مسابقه آنقدر غرق در بازی می‌شدم که حتی برخی اوقات تعویض‌ها را هم نمی‌دیدم. در آن مسابقه هم فقط و فقط به فکر موفقیت استقلال بودم و با اینکه تازه از مصدومیت رها شده بودم اما هرگز به سلامتی‌ام فکر نمی‌کردم. فقط دلم می‌خواست تیم نتیجه بگیرد که شکر خدا همین اتفاق هم رخ داد. مهمترین اصلی که یک دروازه‌بان باید مد‌نظر قرار بدهد تمرکز و آمادگی روانی است. وقتی یک گلر متمرکز نباشد خیلی راحت گل می‌خورد. سایر بازیکنان اگر اشتباه کنند امکان جبران مافات را دارند و سایر همبازیان‌شان هم می‌توانند کمک کنند اما وقتی یک گلر اشتباه کند، احتمال گل خوردن تیم خیلی زیاد است به همین خاطر عوامل بیرونی اصلاً نباید تمرکزش را بر هم بزند.



* ناصر حجازی فقید هم خیلی دوست داشت شما را در استقلال ببیند.
- روحش شاد. قضیه مربوط به سال 1376 بود. استقلال تیم خوبی داشت اما در درون دروازه چندان مطمئن نبود به همین خاطر دنبالم آمدند. آن‌ موقع در بهمن توپ می‌‌زدم. باشگاه ابتدا راضی شد که من بروم اما بعد مشکل تراشید و رضایت‌نامه‌ام را نداد. حتی سر تمرین استقلال هم رفتم. اتفاقاً خیلی‌ها در گوش حجازی خوانده بودند که طباطبایی را نگیر چون قدش کوتاه است اما وقتی مرا دید، گفت: «بیا کنارم بایست، قدت که کوتاه نیست، کی گفته قدت کوتاهه» خلاصه اینکه رضایت‌نامه‌ام را ندادند و استقلال پرویز برومند را از فجرسپاسی آورد. آن زمان مثل الان نبود و سنگربانان استقلال و پرسپولیس حتماً به تیم‌ملی می‌رسیدند. اگر نیم‌فصل به استقلال می‌آمدم و در تیم حجازی بازی می‌کردم، حتماً راهی جام‌جهانی فرانسه می‌شدم. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که ناصر حجازی عزیز در سال 78 بعد از اینکه از استقلال رفت، گفت: «اگر طباطبایی را داشتم، با استقلال قهرمان آسیا می‌شدم.» آن حرف برایم خیلی ارزشمند بود. هنوز هم روزنامه‌اش را دارم، البته این را هم بگویم که استقلال در سال 1371 هم مرا می‌خواست. آن زمان آقای ذوالفقارنسب سرمربی استقلال شده بود. شاید هر کس دیگری غیر از من بود، می‌رفت اما من حاضر به انجام این کار نشدم چون احساس می‌کردم در آن مقطع توانایی لازم برای بازی در چنین تیم بزرگی را ندارم.


* شما مدعی شدی که دروازه‌بانان استقلال و پرسپولیس همواره در تیم‌ملی سهمیه داشتند اما مایلی‌کهن این طرز فکر را نداشت.
- برای حاجی مایلی اصلاً نام تیم باشگاهی مهم نبود. یادم می‌آید یک‌بار آنقدر فشار آوردند که مرا دعوت نکرد و چند گلر جوان را دعوت کرد اما بعد از مدتی دوباره دعوتم کرد. عده‌ای مرتب از او انتقاد می‌کردند که چرا طباطبایی را دعوت کرده‌ای؟ او که آینده ندارد اما مایلی‌کهن گفت: «هادی از همه دروازه‌بانان جدیدی که دعوت کرده‌ام، بهتر است.» یادش بخیر، همین دروازه‌بانی که به زعم عده‌ای آینده نداشت، ‌به پیراهن شماره یک تیم‌ملی رسید و برای خودش صاحب لقب هم شد.

 

* در دربی بهار سال 1381 پرویز برومند اردو را ترک کرد و رفت. مسعود قاسمی هم از لیست خط خورده بود. بنابراین شما ذخیره نداشتی و اگر مصدوم می‌شدی، معلوم نبود کار به کجا می‌رسید.
- آن مسابقه را یادم می‌آید. کاملاً وضعیت را به خاطر دارم. بازی مساوی تمام شد (صفر - صفر) اما اصلاً ‌به فکر مصدومیت نبودم. با تمام وجود کار کردم و خوشبختانه دردسری هم رخ نداد.


* چند هفته بعد از آن بازی، استقلال در انزلی قهرمانی را از کف داد و هنوز هم عده‌ای می‌گویند برخی نفرات عمداً این کار را کردند تا پورحیدری را زمین بزنند.
- متأسفانه یک عده کم‌کاری کردند. البته جزئیاتش را به طور دقیق نمی‌دانم. بهتر است مسئله را باز نکنیم. چه بگویم؟ ما تیمی نبودیم که به ملوان ببازیم اما ... یادتان هست که در خاتمه بازی آنقدر ناراحت بودم که پیراهنم را روی سرم کشیدم. شاید بهتر باشد خود آقای پورحیدری در مورد اتفاقات آن مسابقه حرف بزند.

 

* شما در سال 1382 از استقلال رفتید، با خاطره بدی هم رفتید. حالا این سؤال پیش می‌آید که چرا اغلب نفراتی که از این تیم می‌روند، دیگر آن‌طور که انتظار داریم از این تیم حمایت نمی‌کنند؟
- استقلالی‌ها همیشه استقلالی می‌مانند و دلشان می‌خواهد موفقیت تیمشان را ببینند اما در استقلال شرایطی حاکم است که تا وقتی یک نفر توان دارد از وجودش استفاده می‌کنند و شیره جانش را می‌کشند اما وقتی شیره جانش کشیده شد، نه‌ تنها رهایش می‌کنند، بلکه تعمداً مصاحبه‌هایی انجام می‌دهند که آن پیشکسوت را مقابل طرفداران قرار دهند. آن ها فقط تا وقتی که به یک بازیکن احتیاج دارند، حمایتش می‌کنند. همین دو سال قبل وقتی خسرو حیدری می‌خواست به سپاهان برود، بدترین برخورد را با او کردند و چه کلماتی نثار این بازیکن مؤدب کردند؟ ما برای استقلال بازی کردیم و درحد بضاعت آن زمان هم پول گرفتیم اما آیا همه چیز پول است؟ پس معرفت و انسانیت چه می‌شود؟ یکی از دلایلی که استقلال در فصل قبل نتیجه نگرفت، ضعف مدیریت بود چون در روزهایی که تیم نتیجه نمی‌گرفت، به جای اینکه از نفرات و مربیان حمایت کند، مرتب حرف از جریمه می‌زد و روحیه همه را تضعیف می‌کرد. آقایان فراموش نکنند که مدیران، مربیان و بازیکنان می‌آیند و می‌روند اما بازیکنان ماندگار هستند.


* عده‌ای می‌گویند در ماجرای سال 1382 حسین قریب باید از تو حمایت می‌کرد.
- قریب خیلی آدم خوب و درستی بود اما بنده خدا فوتبالی نبود. کنار گذاشتن من برای همه جای سؤال داشت. فکر می‌کردند می‌خواهم از لج آن ها به پرسپولیس بروم و به همین خاطر می‌گفتند رضایتنامه‌ات را نمی‌دهیم! آن فصل پرسپولیس هم اتفاقاً مشکل دروازه‌بانی داشت اما من صراحتاً گفته بودم به‌ رغم احترامی که برای پرسپولیسی‌ها قائلم، به خاطر حفظ حرمت استقلال راهی پرسپولیس نمی‌شوم.

* به فصل قبل می‌رسیم. چرا استقلال قهرمان لیگ‌برتر نشد؟
- استقلال پتانسیل قهرمانی را داشت اما پرویز مظلومی هم به خودش ظلم کرد و هم به استقلال. یکی از مشکلات استقلال در فصل قبل، مصدومیت متوالی نفرات کلیدی بود و مظلومی باید مسئله را حلاجی می‌کرد و راهکاری برای آن می‌یافت. باید متوجه می‌شد مشکل از تمرینات است یا ضعف کادر پزشکی. متأسفانه مظلومی در برخی موارد استقلال را کوچک می‌کرد. نمونه بارز آن باخت به تراکتورسازی در ورزشگاه آزادی بود. پرویزخان یک روز قبل از بازی مصاحبه کرد و گفت: «اگر باختیم هم مهم نیست.» خب با این حرف قطعاً بازیکنان به هم می‌ریزند و روحیه خودشان را می‌بازند.


* نحوه بازگشت امیر قلعه‌نویی هم سر و صدای زیادی به‌ راه انداخت و در نهایت باعث استعفای جواد زرینچه شد.
- در فوتبال ما اتفاقاتی می‌افتد که با روح فوتبال سازگاری ندارد و نتیجه‌اش هم این می‌شود که آدم فنی مثل زرینچه ترجیح می‌دهد خودش را کنار بکشد.

 

* راستی به نظر شما با فرهاد مجیدی خوب برخورد کردند؟
- نه، مگر با بقیه خوب رفتار کردند؟ برخوردی که با مجیدی شد و با بقیه پیشکسوتان هم می‌شود، موجب آن می‌گردد که بازیکنان دیگر فقط به خودشان فکر کنند و اصلاً فکر باشگاه نباشند. آن ها وقتی می‌بینند سر فرهاد این بلا آمده، طبیعی است که تعصب‌شان کم‌رنگ می‌شود.

 

* دربی را چطور می‌بینی؟
- استقلال در فصل نقل و انتقالات خوب عمل کرده اما دربی شرایط خاص خودش را دارد. به نظرم هر دو تیم از هم می‌ترسند. در مجموع هر تیمی بیشتر دوندگی کند، فاتح دربی می‌شود. در مجموع «زمان» عامل خیلی تعیین کننده‌ای در دربی است. اینکه یک تیم در چه دقیقه‌ای گل بزند، خیلی مهم است.

 

* اوضاع داماش را دنبال می‌کنی؟
- بله، تیم شهرم است. مگر می‌توانم بی‌تفاوت باشم؟ این روزها شنیده‌ام می‌خواهند امید هرندی را برکنار کنند، در حالی که این مربی جوان عملکرد خوبی داشته و در روزهای دشوار فصل نقل و انتقالات کنار داماش بوده است. باید به امید فرصت داد.

 

* نمی‌خواهی مربیگری کنی؟
- خیلی دوست دارم اما واقعیت این است که باید دنبال‌مان بیایند. متأسفانه الان در فوتبال ایران مربیان جوان مجبور هستند خودشان دنبال تیم بروند! این خیلی بد است. برای ورود به عرصه مربیگری باید روابط خاص پشت پرده داشته باشی!

 

تک مضراب‌های طباطبایی
* خدا کند پرسپولیس در این فصل نتیجه بگیرد چون تعداد زیادی ملی‌پوش دارد. اگر پرسپولیس خوب نتیجه نگیرد، به جام‌جهانی نمی‌رویم.

* یکی از افتخاراتم این است که در کنار مرد سالمی همچون غلام پیروانی کار مربیگری را آغاز کرده‌ام.

* مهدی رحمتی باید فکرش راحت و آزاد باشد. او باید خودش به خودش کمک کند. در مورد شهاب گردان هم باید به طور یقین حلاجی شود که چرا سنگربانی که تا یکی، دو سال قبل رقیب جدی رحمتی بود، این‌گونه افت کرده است.

* اینکه باید هفته‌های اول را نادیده بگیریم، کاملاً اشتباه است چون امتیازات مسابقات آغازین را به راحتی از کف می‌دهیم.

* بازیکنان بسیار زیادی بودند که استعدادشان از ما هم بیشتر بود اما شناسایی نشده و خوب پرورش داده نشدند.

* مایلی‌کهن و قاسمپور مربیان بسیار سالمی هستند.

 

برای اطلاع از سایر اخبار سرویس ورزشی جام نیـوز اینجا را کلیک کنید.
117

0 نظر
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top