خبرخوان جام نیوز
|
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ السبت ٦ ذو الحجّة ١٤٣٩ Saturday, August 18, 2018
 
کد خبر: 104315
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۱/۰۵/۳۱ - ۲۱:۴۹
*حتما بخوانید* «دیوانه یا مشنگ؟!»
بنیامین نتانیاهو شاید احمق باشد، ولی دیوانه نیست. ایهود باراک شاید دیوانه باشد، ولی مشنگ نیست. نتیجه: «اسرائیل به ایران حمله نخواهد کرد.»
 *حتما بخوانید*  «دیوانه یا مشنگ؟!»
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

جام سیاسی؛ سایت "اخبار روز" ترجمه نوشتاری با عنوان «دیوانه یا مشنگ» به قلم "اوری آونری" نویسنده و فعال ضدجنگ اسرائیلی، را دیروز روی خروجی خود قرار داد. در نوشتار یادشده می خوانیم:

 

بنیامین نتانیاهو شاید احمق باشد، ولی دیوانه نیست. ایهود باراک شاید دیوانه باشد، ولی مشنگ نیست. نتیجه: «اسرائیل به ایران حمله نخواهد کرد.»

این را پیش از این هم گفته بودم و دوباره تکرار می کنم، حتی پس از یاوه گویی های بی پایان در این باره؛ به راستی، در مورد هیچ جنگی پیش از آنکه رخ دهد، این قدر صحبت نشده است. اگر به سبک فیلم های قدیمی بگوئیم: «اگر می خواهی شلیک کنی، شلیک کن، حرف نزن»

در میان همه هارت و پورت های نتانیاهو درباره جنگ اجتناب ناپذیر، می توان انگشت روی یک جمله گذاشت: «در کمیته تحقیق پس از جنگ، من تنها خودم را مسئول خواهم شناخت، خودم و فقط خودم.»

اظهارات افشاگرانه ای ست!
در وهله نخست، کمیته ای تحقیق فقط در صورت شکست نظامی تشکیل می شود. پس از جنگ استقلال در 1948، جنگ سینا در 1956 یا جنگ شش روزه 1967، چنین کمیته ای تشکیل نشد. در صورتی که پس از جنگ "یوم کیپور" در 1974 و جنگ های لبنان در 1982 و 2006، چنین کمیته تحقیقی تشکیل شد. نتانیاهو با تکان دادن شبح کمیته تحقیق دیگری، ناآگاهانه پایان این جنگ را شکست اجتناب ناپذیر تلقی می کند.

دوم، پیرو قوانین اسرائیل، کل دولت اسرائیل فرماندهی ارشد نیروهای نظامی را به عهده دارد. طبق قانون دیگری، همه وزیران از مسئولیت مشترک برخوردارند. مجله "تایم" (TIME) که بعضی هفته ها مسخره تر هم می شود، ممکن است بر سر "شاه بی.بی" [بی.بی لقب نتانیاهوست] تاج بگذارد، ولی ما هنوز دارای رژیم سلطنتی نیستیم. نتانیاهو فقط یک کمی از همکاران دیگرش برجسته تر است.

سوم، نتانیاهو با چنین رفتاری، همکاران وزیر خود را بی اندازه تحقیر می کند. آنان اصلا به حساب نمی آیند. نتانیاهو گمان می برد که چرچیل دوران معاصر است. تا آنجا که من به خاطر دارم، چرچیل هرگز هنگام رسیدن به قدرت نگفته بود که «من مسئولیت شکست آینده را به گردن می گیرم». حتی در لحظات نومیدکننده آن دوران، او به پیرورزی ایمان داشت. و واژه "من" در گفتار او جای چندانی نداشت.


با شستشوی مغزی روزمره، مسأله به صورت مفاهیم نظامی بیان می شود. به صورتی که بحث در جریان است، به توانایی های نظامی و خطرات احتمالی ارتباط دارد. اسرائیلی ها به ویژه و به طور قابل فهمی از باران ده هزار موشک به سوی اسرائیل هراس دارند و نه فقط از سوی ایران، بلکه همچنین از لبنان و غزه.

وزیر مسئول دفاع غیرنظامی در همین هفته مقامش را ترک کرد و فرد دیگری از حزب تیره بخت "کادیما" جای او را گرفت. همه می دانند که بخش بزرگی از جمعیت اسرائیل (از جمله شخص خودم) بی دفاعند. ایهود باراک اظهار داشته که موشک های دشمن بیش از 500 اسرائیلی ناقابل را نخواهد کشت! من دلم نمی خواهد که چنین افتخاری نصیب من شود، اگرچه در نزدیکی وزارت دفاع زندگی می کنم!


اما، رودررویی نظامی بین ایران و اسرائیل فقط بخشی از ماجراست، ولی بخش مهم آن نیست. همانطور که در گذشته گوشزد کرده ام، مسأله بسیار مهم تر "تأثیر جنگ بر روی اقتصاد جهان" است که هم اکنون در بحران عمیقی غرق شده است. ایران هر حمله اسرائیل را به منزله الهام از امریکا تلقی کرده و واکنش آن نیز متناسب با آن خواهد بود، همانطور که مقامات ایرانی در این هفته بیان کردند.
"خلیج فارس" به مثابه یک بطری است که که دهانه تنگ آن -تنگه هرمز- کاملا تحت کنترل ایران است. توصیه عاقلانه این است که ناوهای هواپیمابر غول پیکر امریکایی مستقر در خلیج فارس، تا دیر نشده آنجا را ترک کنند . آن ها به کشتی های قدیمی شباهت دارند که کلکسیونرهای کشتی های مدل کوچک در داخل بطری سرهم می کنند. حتی سلاح های نیرومند امریکا قادر به باز نگه داشتن تنگه نخواهند بود. برای گشایش آن، عملیات طولانی زمینی امریکا و متفقینش ضروری خواهد بود؛ یعنی یک ماجرای خونین طولانی که پیامدهایش غیرقابل پیش بینی خواهد بود. بزرگترین بخش نفت جهان از این آبراه انحصاری می گذرد. روشن است که هزینه بسته شدن آن موجب بالا رفتن نجومی بهای نفت خواهد شد. درگیری نظامی واقعی، فروپاشی اقتصادی در پهنه جهان به بار آورده و صدها هزار -شاید هم میلیون ها- بیکار جدید ایجاد خواهد کرد. تلفات واقعی جنگ این است.


هرکدام از این قربانیان، اسرائیل را نفرین خواهند کرد. از آنجا که بسیار روشن است که این یک جنگ اسرائیلی است، خشم متوجه ما خواهد شد. اما بدتر، بسیار بدتر، چون اسرائیل اصرار دارد که "دولت خلق یهود" است، این غضب ممکن است به شکل طغیان های بی سابقه ضدیهودی نیز ظاهر شود. اسلام ستیزان نوظهور، به دوران گذشته نفرت از یهودیان بازخواهند گشت. همانطور که نازی ها اعلام می کردند: «یهودیان فاجعه ما هستند.»
در امریکا وضع بدتر هم خواهد شد؛ تا کنون امریکایی ها با رواداری قابل تحسینی ملاحظه کرده اند که سیاست خاورمیانه ایشان عملا از سوی اسرائیل دیکته شده است. اما حتی تشکیلات قدرقدرت آیپاک/AIPAC [لابی نیرومند صهیونیستی در امریکا] و متحدینش قادر نخواهند بود که از فوران خشم عمومی جلوگیری کنند. همانطوری که "توفان کاترینا" سدهای بندر "نیواورلئان" را درهم شکست، اینان نیز مقاومت نخواهند کرد.

این امر تأثیر مستقیم بر محاسبات محوری جنگ افروزان خواهد گذاشت. آنان نه فقط در صحبت های خصوصی، بلکه در فرصت های دیگر نیز پافشاری می کنند که در آستانه انتخابات، آمریکا از حرکت بازخواهد ایستاد. چند هفته پیش از ششم نوامبر، هر دو نامزد انتخابات تا حد مرگ از لابی یهودی خواهند ترسید. چنین محاسبه می کنند که نتانیاهو و ایهود باراک بدون اعتنا به خواسته های آمریکا [به ایران] حمله خواهند کرد. ضدحمله ایران علیه منافع امریکا سمت گیری خواهد شد و امریکا -به رغم تمایلش- به جنگ کشیده خواهد شد.
حتی اگر در صورت بروز حادثه های غیرمحتمل، ایرانیان با خویشتنداری بسیار عمل کرده و به هدف های امریکا حمله نکنند، بر خلاف اظهارات پیشین، اوباما مجبور به نجات ما شده و مقادیر معتنابهی اسلحه و مهمات برای حمایت از دفاع ضدموشکی اسرائیل ارسال کرده و هزینه جنگ را نیز تقبل خواهد کرد؛ وگرنه او متهم به تنها گذاشتن اسرائیل شده و رقیبش میت رامنی انتخاب خواهد شد. این محاسبات، به تجربه تاریخی استناد می کند. همه دولت های اسرائیل در گذشته، سال ها از انتخابات امریکا به سود منافع خود سوءاستفاده کرده اند...

اگر در آستانه انتخابات امریکا، اسرائیل جنگی بیفروزد، جو عمومی امریکا از اسرائیل حمایت خواهد کرد یا اینکه راه دیگری انتخاب خواهند کرد؟ این قماری حساس در مقیاس تاریخی خواهد بود. نتانیاهو، نظیر رامنی، تحت حمایت "شلدون آدلسون" [سلطان کازینو] قرار دارد و امکان دارد به اندازه بیچاره هایی که پولشان را در کازینوهای آدلسون می بازند، از قمار بیزار نباشد.


در این گیرودار، اسرائیلی ها چه وضعی خواهند داشت؟
به رغم شستشوی مغزی دائمی، نظرسنجی ها نشان می دهند که اکثریت اسرائیلی ها نسبت به حمله، موضعی "کاملا مخالف" دارند. نتانیاهو و باراک مانند دو اسیرند که به قول بسیاری، به خودبزرگ بینی مبتلا و از اندیشیدن عقلایی ناتوانند.
یکی از چشمگیرترین جنبه های شرایط کنونی این است که فرمانده ارتش و کل اعضای ستاد ارتش، نظیر رؤسای "موساد" و "شین بت" [اطلاعات نیروهای نظامی اسرائیل] و نیز مسئولان پیشین این نهادها، کاملا و آشکارا با حمله مخالفند. این از فرصت های نادری است که فرماندهان نظامی از مسئولان سیاسی، میانه رو ترند. هرچند این امر پیش از این نیز در اسرائیل رخ داده است. شاید سؤال شود که چگونه رهبران سیاسی جنگ سرنوشت سازی را شروع می کنند، در حالی که عملا همه مشاوران نظامی آنان که قابلیت های نظامی و بخت پیروزی ما را می دانند، مخالف آنند؟
یکی از دلایل این مخالفت، این است که فرماندهان نظامی بهتر از هرکسی می دانند که وابستگی واقعی اسرائیل به امریکا به چه میزانی است. روابط اسرائیل با امریکا یکی از پایه های امنیت ملی کشور است.
همچنین، قابل تردید است که نتانیاهو و ایهود باراک در دولت خودشان نیزدر مورد حمله دارای اکثریت باشند. وزیران می دانند که سوای هر چیزی، حمله به ایران سرمایه گذاران و جهانگردان را فراری خواهد داد، در نتیجه خسارت عظیمی به اقتصاد اسرائیل وارد خواهد شد. پس چرا اکثریت اسرائیلی ها بر این باورند که حمله قریب الوقوع است؟
روی هم رفته اسرائیلی ها پذیرفته اند که:
-ایران پس از دستیابی به بمب اتمی، مسلما آن را بر روی اسرائیل پرتاب خواهد کرد.
-پایه این اعتقادات، گفتار احمدی نژاد است که می خواهد اسرائیل را از روی زمین محو کند.

اما آیا او واقعا چنین گفته است؟ به یقین او تکرار کرده است که اعتقاد دارد دولت صهیونیستی از روی کره زمین ناپدید خواهد شد، ولی به نظر می آید که او هرگز نگفته است که او یا ایران این کار را خواهند کرد. ظاهرا اختلاف ناچیزی در بیان دیده می شود ولی در موقعیت کنونی، این امر اهمیت بسیار دارد. اگر واقعا نتانیاهو و شرکایش از بمب ایران هراس دارند، یکی از دو عمل زیر را انجام بدهند:
-یا با نابودی سلاح های هسته ای در منطقه موافقت کرده و تسلیحات هسته ای اسرائیل را نیز رها کنند. (که به شدت غیرمحتمل است)
-یا با فلسطینی ها و همه جهان عرب صلح کرده و از این طریق دشمنی ایران را با اسرائیل خنثی نمایند.


اما عملکرد نتانیاهو نشان می دهد که حفظ کرانه باختری رود اردن برای او بیشتر از بمب اتمی ایران اهمیت دارد.
چه دلیل بهتری برای اثبات بی معنایی این همه هراس؟
310
 

0 نظر
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top