خبرخوان جام نیوز
|
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ الاثنين ٨ ذو الحجّة ١٤٣٩ Monday, August 20, 2018
 
کد خبر: 157401
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۱/۱۲/۱۹ - ۰۶:۱۱
وقتی امام خمینی از فاسد شدن خودش ترسید!
برنامه شب گذشته «دیروز، امروز، فردا» با موضوع «نقش و مسئولیت جریان‌های سیاسی در نظام جمهوری اسلامی» و با محوریت «اخلاق»، با حضور استاد حبیب‌الله عسگراولادی عضو مجمع تشخیص مصلحت از شبکه سوم سیما پخش شد.
عسگر اولادی وقتی امام خمینی از فاسد شدن خودش ترسید!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

جام گیشه؛

حبیب الله عسگراولادی که این روزها با مواضع خود سرتیتر اخبار و رسانه‌ها قرار داد در بخش‌های مختلف برنامه خاطراتی ناب از دوران قبل و بعد از انقلاب برای اظهارات خود به عنوان شاهد مثال می‌آورد که هم بحث را شیرین کرده و هم فضای گفتمانی و منطقی را بر مباحثه حاکم کرده بود.

مجری برنامه در ابتدای بحث برای معرفی حبیب الله عسگراولادی تنها به این جمله بسنده کرد که ایشان سال 1327 در سن 16 سالگی اولین زندان دوران مبارزه خود را رفتند، یعنی بیش از نیم قرن مبارزه.

چهار خاطره‌ای که استاد عسگراولادی در برنامه شب گذشته عنوان کرد به ترتیب در ادامه می‌آید:

"در دوره اول مجلس که انتخاب شدیم، به حضور امام رسیدیم. آقای فخرالدین حجازی که در تهران رأی اول را آورده بودند، قرار شد در محضر امام صحبت کند. ایشان یک قطعه هنری - ادبی را برای امام خواند؛ امام از اینکه نظام مردم‌سالاری دارای مجلس شده، شادمان بودند اما تا اینکه آقای حجازی با خواندن آن قطعه شروع به تعریف‌کردن از امام کردند، امام ناراحت شد. تا صحبت‌های آقای حجازی به پایان رسید، امام خطاب به ایشان گفت این تعریف‌هایی که شما می کنید، می‌دانم اغلبش از روی حسن نیت است اما من می‌ترسم که این تعریف‌ها من را فاسد کند؛ نکنید این کارها را!"

"هدف باید وسیله ویژه داشته باشد، نه اینکه هدف وسیله را مباح کند. سال ۴۲ خدمت امام بودیم. یکی از افرادی که در جمع حاضر بود از امام پرسید شما اجازه می‌دهید فرمایشات شما را طومار کنیم و بدهیم برای امضاء؟ امام فرمودند کار خوبی است. یکی دیگر از افراد گفت منظور ایشان اینست که ما خودمان از طرف مردم طومار را امضاء کنیم که امام فرمودند ما برای راستی و درستی قیام کردیم، بعد بیاییم دروغ بگوییم؟ اگر مردم به این حرف‌ها معتقد باشند، خودشان امضاء می‌کنند"

"آیت‌الله وحید در تهران منبرهای فوق العاده‌ای داشتند. ایشان محرم و صفر و ماه رمضان در تهران برنامه داشتند؛ به من گفتند می‌توانی از آقای خمینی وقت بگیری که خدمت ایشان برسم و بعد به قم برگردم؟ موضوع را با امام در میان گذاشتم که ایشان فرمودند یک روز آقای وحید را ناهار دعوت کنید. با آقای وحید و همراه با سه نفر دیگر از قم به سمت امام حرکت کردیم. آیت‌الله وحید از همه ما خواستند هر چه از امام می‌دانیم برایشان بازگو کنیم. آقای وحید وقتی صحبت‌های ما را شنیدند، فرمودند ما عالم مجاهدی که شهید شده باشد، زیاد داشته‌‌ایم اما این آیت حق هوای نفس ندارد. ایشان در ماشین به ما گفتند آن چیزی که اسیر امام است، هوای نفس است"

"بنده از زندان که آزاد شده بودم، قرار شد به دیدار علمای تبعیدی برویم. من با خانواده‌ام به آذربایجان غربی به دیدار آقای مکارم شیرازی رفتیم. ایشان وقتی گفتند شما که تا اینجا آمدید به این پیام برسید که تا وحدت نداشته باشیم، به پیروزی نمی رسیم".

0 نظر
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top