خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ الثلاثاء ٢ ربيع الثاني ١٤٤٠ Tuesday, December 11, 2018
 
کد خبر: 206132
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۱۶ - ۱۸:۴۵
آرزوی زرافه کوچولو
زرافه آرزوی زرافه کوچولو
به این مطلب امتیاز دهید
0% 100% بازدید

جام کودک؛

 

زرافه کوچولو آرزوهاي عجيب و غريب زيادي داشت.



يک شب آرزو کرد که گردنش خيلي خيلي دراز باشد. فرشته آرزو که داشت از آن جا مي گذشت، صداي زرافه کوچولو را شنيد. به او لبخند زد و آرزوي او را برآورده کرد و گردن زرافه کوچولو دراز شد، دراز و درازتر. رفت و رفت تا به آسمان رسيد. حالا سرش در آسمان بود و تنه اش روي زمين.

 



زرافه کوچولو به اين طرف و آن طرف نگاه کرد. همه جا پر از ستاره بود. اول، يک عالمه با ستاره ها بازي کرد. بعد، گرسنه اش شد. هام... هام... هام... ستاره ها را خورد. ماه را هم خورد. يک دفعه همه جا تاريک شد.



زرافه کوچولو ترسيد. مادرش را صدا زد. اما او کجا و مادرش کجا! مادرش آن پايين بود و خودش اين بالا.



زرافه کوچولو گريه اش گرفت. ناگهان ياد فرشته آرزو افتاد و فرياد زد: فرشته آرزو کجا هستي؟

اما فرشته آرزو رفته بود تا آرزوي يک کوچولوي ديگر را برآورده کند.

 


زرافه کوچولو سرش را روي يک تکه ابر گذاشت. آنقدر گريه کرد که خوابش برد.

صبح که بلند شد، سرش روي شکم گرم و نرم مادرش بود.

 

کدبانو/ 2005

0 نظر
کلیدواژه ها:
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top