خبرخوان جام نیوز
|
پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷ الخميس ٦ ذو القعدة ١٤٣٩ Thursday, July 19, 2018
 
کد خبر: 208732
نظرات: 4
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۴/۲۲ - ۱۱:۴۶
نمایشی به نام افشاگری های ادوارد اسنودن
پوشش رسانه‌اي اخير در مورد افشاگري‌هاي اسنودن اساسا همگي يک نمايش بوده است چرا که بيشتر اين مسائل قبلا افشا شده بود يا اينکه تمام آژانس‌هاي اطلاعاتي جهان از آن آگاه بودند.
ادوارد اسنودن افشاگر فراري نمایشی به نام افشاگری های ادوارد اسنودن
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

به گزارش پرس تی وی، جيم دين، تحليل‌گر مسايل مربوط به آمريکا و خاورميانه است. و از مديران نشريه وترنز تودي، طی مقاله ای به بررسی افشاگری های ادوارد اسنودن در مورد جاسوسی های آمریکا پرداخت. دین نوشت:

 

تجزيه و تحليل اطلاعات محرمانه همواره مسيري دوگانه مبني بر بررسي آنچه را که شما مي‌توانيد ببينيد و آنچه را که نمي‌توانيد ببينيد، دنبال مي‌کند. پوشش رسانه‌اي اخير در مورد افشاگري‌هاي اسنودن اساسا همگي يک نمايش بوده است چرا که بيشتر اين مسائل قبلا افشا شده بود يا اينکه تمام آژانس‌هاي اطلاعاتي جهان از آن آگاه بودند.

 

 

دو کليشه قديمي به ذهن مي‌آيد...يکي "اشک تمساح" و ديگري جمله‌اي از نمايشنامه هملت اثر شکسپير : "فکر مي‌کنم وي زياده از حد حرف مي‌زند." (اشاره به اينکه سخن بيش از اندازه در مورد يک موضوع -در اینجا رسوایی آژانس امنیت ملی امریکا-، مي‌تواند خود گواه بر عدم صداقت سخن گوینده در مورد آن موضوع باشد.) زماني که همه گرد و غبار کنار مي‌رود، ماهيتي بسيار ساده پديدار مي‌شود.

 

علي رغم لو رفتن حجم عظيمي از اطلاعات محرمانه که داراي اجزا و عناصر شرم آوري بود که بسياري از کشورها نيز در آن نقش داشتند، به نظر ‌رسيد نه اسنودن و نه آسانژ چيزي در مورد عمليات گسترده جاسوسي اسرائيل در سراسر جهان نمي‌دانند.

 

به عنوان مثال گزارش‌هاي ميداني از افغانستان و عراق نشان مي‌دهد که اسرائيلي‌ها به عنوان پيمانکار در اين کشورها انتخاب مي‌شوند و مرتکب اقدامات بسيار زنند‌ه‌اي حتي عليه نيروهاي آمريکايي مي‌شوند. هيچ يک از اين گزارش‌ها در افشاگري‌هاي افشاگران ديده نشد. ما افرادي را داريم که برخی از این گزارش‌ها را منتشر کردند و اين گزارش‌ها تبديل به سرتيتر خبرها شد.

 

نظر من؟ افشاگراني که به حجم عظيم عمليات جاسوسي کثيف عليه برخي کشورها دسترسي داشته و هرگز موردي از اسرائيل افشا نکرده‌اند، افشاگر واقعي نيستند. آنها عامل هستند.

 

از يک سو افرادي وفادار و حرفه‌اي در آژانس‌هاي اطلاعاتي حضور دارند که تلاش مي‌کنند رخنه عناصر جاسوسي اسرائيل را زير نظر گرفته و از آن جلوگيري کنند و از سوي ديگر گروهي سرکش و ياغي وجود دارد که در ازاي دريافت امتياز و پاداش به افراد بد کمک مي‌کنند.

 

مبارزه بين اين دو گروه مدتي طولاني است که در جريان است و گزارش‌هاي بسياري از اين مبارزه حتي در اسناد غيرمحرمانه وجود دارد. اگر مي‌خواهيد در اين باره اطلاعات بيشتري بدست بياوريد، تنها کاري که بايد بکنيد اين است که کمي جستجو کنيد. در حقيقت، اين رسوايي جاسوسي عصر ماست و اين افشاگران تقلبي هيچ نقشي در آن نداشته‌اند.

 

نشريه وترنز تودي در پاييز ۲۰۱۱ و با کمک مصاحبه زبيگنيو برژينسکي با پي‌بي‌اس، جولين آسانژ را تبديل به يک مهره سوخته کرد. برژينسکي در اين مصاحبه فاش ساخت اطلاعاتي که توسط آسانژ فاش مي‌شوند، به صورت گزينشي انتخاب شده‌اند. برژينسکي به ادعاهاي اوليه ما در وترنز تودي ابعاد و عمق بيشتري بخشيد.

 

بنابراين، اين مسئله تنها يک توضيح باورپذير در مورد عدم اشاره به عمليات جاسوسي اسرائيل به جا مي‌گذارد. به ياد بياوريد که پيشتر گفتم غيرممکن است که يک افشاگر واقعي چيزي در مورد عمليات جاسوسي اسرائيل نداند. اگر آسانژ و اسنودن حقيقتا انسان‌هاي خوب و نوع دوستي هستند که از حق مردم در برابر عمليات جاسوسي دولت دفاع مي‌کنند، چرا بايد از کنار کارهايي که صهيونيست‌ها عليه همه ما انجام مي‌دهند، به راحتي بگذرند؟

 

خوانندگان پرس تي‌وي ممکن است بخواهند دليل اين امر را بدانند..پاسخ اين است: اين افراد در شبکه اسرائيل هستند.

 

اروپايي‌ها نيز در بخشي از اين نمايش فرياد نارضايتي سر داده‌اند و اشک تمساح مي‌ريزند. آنها همگي دست به شنود و عمليات جاسوسي مشابهي عليه مردم خود زده و مي‌زنند و حتي شماري از آنها اين عمليات را با تمهيدات مشترک با آمريکا انجام مي‌دهند.

 

آغاز همه اينها برمي‌گردد به ماجراي هواپيما ربايان حادثه ۱۱ سپتامبر. اين هواپيماربايان در بسياري از کشورهاي اروپايي بوده‌اند و همچنين از يک حوزه قضايي به حوزه قضايي ديگر مي‌رفتند. اين عادي ترين روش براي فرار از نظارت سرويس‌هاي ضد اطلاعاتي در آن زمان بود.

 

کارکنان اطلاعاتي ارتباطات از راه دور نمي‌خواستند يک بار ديگر حمله‌اي بزرگ در اين سطح از دستشان در برود. به همين دليل با همه ابزار ممکن به جمع آوري هر آنچه که مي‌توانستند روي آوردند. نامي که آژانس امنيت ملي آمريکا روي اين روش گذاشت، "آگاهي کامل" بود. طي اين روش گاهي اوقات، در برخي از حوزه‌هاي قضايي اقداماتي صورت مي‌گيرد که انجام آن در کشور خودتان غيرقانوني است.

 

به عنوان مثال، وبسايت‌هاي جاسوسي کانادا مي‌توانستند ارتباطات مردم آمريکا را رهگيري کنند و همين موضوع در مورد وبسايت‌هاي جاسوسي آمريکا در قبال مردم کانادا صدق مي‌کرد. به همين ترتيب هر دو کشور توانستند شهادت دهند که در داخل کشور خود و عليه مردم خود دست به جاسوسي نمي‌زنند و از نظر فني حقيقت را مي‌گفتند. اما هرگز از آنها پرسيده نشد که آيا تمهيدات و برنامه‌هاي مشترکي با کشوري ديگر داشتند يا نه؟ اين بخشي از جلسات و رسيدگي‌هاي نمايشي در کنگره است...

 

اسرائيلي‌ها اشتهاي فزاينده‌اي براي شنود اطلاعات دارند و از لابي سياسي خود استفاده کردند تا پيمانکارانشان را به گروه‌هاي عمليات اطلاعاتي بويژه ارتباطات از راه دور کشور آمريکا وارد کنند. مايکل چرتاف در آمريکا محافظت کامل از اين افراد را در دوران دولت بوش و چني تضمين کرد.

 

فراموش نکنيد اين همان دولتي بود که قصد داشت برني کريک، يک ترک تحصيل کرده و کارآگاه درجه سوم را وزير امنيت داخلي آمريکا بکند. وي چيزي بيش از يک دست نشانده براي مربيان خود که همه چيز را در کنترل داشتند، نبود.

 

چه رهبري در جهان حاضر است از يک تراژدي مانند حادثه ۱۱ سپتامبر براي انتصاب فردي کاملا بي‌کفايت در بالاترين جايگاه بزرگ‌ترین مجموعه اطلاعاتي و انتظامي تاريخ استفاده کند؟ بسياري بر اين عقيده بودند که آنها مي‌خواستند اطمينان حاصل کنند که راز حادثه ۱۱ سپتامبر و اينکه چه کسي حقيقتا عامل آن بود، فاش نشود. برني براي چنين هدفي انتخابي عالي بود.

 

بنابراين بايد گفت اين يک خيانت بي‌رحمانه نه تنها در آمريکا بلکه در بسياري از کشورها بود. جنگ عليه ترور از سوي سردمداران سياسي به عنوان دستاويزي جهت کنترل جمعيت‌ها و پرونده‌سازي عليه مردم قرار گرفت. پرونده سازي در سطحي که پيشتر تصور آن نيز غير ممکن بود.

 

چرا چنين چيزي لازم بود؟ پاسخ اين است: ترس از اينکه مردم پي ببرند دولت‌هايشان چه کاري با آنها کرده‌اند، هراس از اينکه مردم از ميزان فساد دولت‌ها و تاراج شدن ثروت‌هاي خود آگاه شوند.

 

مردم اکنون در حال پي بردن به اين موضوع هستند که دولت‌هاي آنها دزديده شده است و اين آگاهي، مردم را تبديل به عناصري خطرناک مي‌کند. مردم عليه افراد مسئول به پا خواهند خواست. در اين صورت تنها نيروي دفاعي سردمداران قدرت اين است که سريعا براي افرادي که توانايي رهبري، آگاهي و قدرت ايجاد شبکه براي مبارزه را دارند، پرونده سازي کنند و اطلاعات آنها را جمع آوري کنند.

 

توانايي داده‌کاوي دولت‌ها در حال حاضر بسيار ناچير است. دولت‌ها مي‌توانند به هر چيزي در مورد هر کسي که مي‌خواهند به جز اسرائيلي‌ها پي ببرند. ما با اين ابزارهاي جديد، بايد مي‌توانستيم شبکه‌هاي جاسوسي اسرائيل در آمريکا را نابود کنيم؛ شبکه‌هاي سياسي، نظامي، مالي، رسانه‌اي، دانشگاه و انديشکده‌ها.

 

کشورهاي غربي از زمان حادثه ۱۱ سپتامبر چند شبکه اطلاعاتي اسرائيل را منهدم کرده‌اند؟ پاسخ: صفر. صهيونيست‌ها به طرق مختلف به ملت‌هاي غربي رخنه کرده‌اند و ابزار اصلي آنها در اين باره، جاسوسي سياسي بوده است و بواسطه اين ابزار، عناصر خود را در پست‌ها و مقام‌هاي کليدي در غرب به کار گماشته‌اند.

 

اسرائيلي‌ها ده الي بيست سال و حتي شايد بيشتر را وقت تربيت عناصر وابسته به خود کردند تا در زمان مناسب آنها را در پست‌هاي حساس به کار گيرند. حتي وزارت دادگستري ما (آمريکا ) نيز تحت نفوذ قرار گرفته‌ است. افراد وفادار اين وزارتخانه هم دست به هر اقدامي زده‌اند، به آنها گفته شده که تعقيب کيفري نهادهاي محافظت شده غيرممکن است.

 

آسانژ و اکنون اسنودن، تنها نمايش‌هايي فرعي هستند...کارکرد آنها منحرف کردن توجه مردم از تهديدهاي حقيقتا خطرناک است. شما نمي‌توانيد به اسرائيلي‌ها در زمينه‌اي نقش بدهيد و در آن زمينه امنيت داشته باشيد. اين دو با هم ناسازگار هستند.

 

افراد حرفه‌اي در آژانس‌هاي اطلاعاتي همگي اين موضوع را مي‌دانند اما رهبران سياسي که بواسطه تقلب و فريبکاري روي کار آمده‌اند، روي آنها سلطه دارند. دموکراسي خواندن اين کشورها مايه شرمساري است. اين‌ها کشورهاي تحت سلطه‌اي هستند که در آنها به گوش مردم داستان‌هاي خيالي و جن و پري خوانده مي‌شد و اين مردم اکنون در حال عبور از باورهاي کودکانه خود هستند زيرا اين دنياي خيالي اکنون در برابر چشمانشان در حال فروريزي است.

 

همه اين کشورها و طبقه حاکم در آنها مردم را تهديد شماره يک خود مي‌پندارند و عاملان لابي اسرائيل در حالي که همچون چسب به سردمداران قدرت چسبيده‌اند، به آنها قول مي‌دهند زماني که اوضاع نابسامان شود، از آنها محافظت مي‌کنند...لابي اسرائيل مي‌گويد، آنها اگر در طرف گروه مناسب بمانند، مشکلي برايشان پيش نخواهد آمد.

 

خوانندگان عزيز، ما در فهرست "گروه مناسب" آنها نيستيم. ما در فهرست گروه خطرناک و دورانداختني هستيم. حتي کهنه سربازان "جنگ عليه ترور" نيز خود را در اين گروه مي‌بينند؛ با وجود اين، هنوز خيلي‌ها حاضر نيستند چشمان خود را به روي حقيقت باز کنند.

 

اگر دوست داريد، مي‌توانيد من را پيام آور اخبار شوم بناميد اما اين شما را نجات نخواهد داد. انديشه و تفکر روشن، عزم راسخ و ايجاد ارتش‌هاي خياباني مانند مصر چيزي است که براي نجات پيدا کردن به آن نياز داريم.

 

زماني که بتوانيم ۵۰ ميليون نفر را به خيابان‌ها سرازير کنيم و ارتش را با خود همراه کنيم، مي‌توانيم آن روز را روز استقلال بناميم و در آن روز اولين کاري که بايد انجام دهيم پرده برداشتن از راز حادثه ۱۱ سپتامبر و به دام انداختن مسئولان و عاملان اين حمله است.106

4 نظر
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top