خبرخوان جام نیوز
|
جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ الجمعة ١٦ جمادى الثانية ١٤٤٠ Friday, February 22, 2019
 
کد خبر: 253960
نظرات: 8
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ - ۱۱:۳۲
نگاهی به زندگی سید حسن نصرالله، رهبر بزرگ عربی
سید حسن نصرالله نگاهی به زندگی سید حسن نصرالله، رهبر بزرگ عربی
به این مطلب امتیاز دهید
0% 100% بازدید

 

سید حسن نصرالله در 9 شهریور 1339 ش (8 ربیع الاول 1380 ق، 31 اوت سال 1960 م) در شهرک «البازوریه» از محله‌های فقیر نشین شرق «صور» در جنوب لبنان به دنیا آمد. نام مادرش «مهدیه صفی الدین» و نام پدرش «سید عبدالکریم» است. به دلیل فقر اقتصادی و شرایط نامساعد کاری، خانواده وی به منطقه «الکرنتینا» در جنوب بیروت رفتند و در سال 1975 میلادی، همزمان با آغاز جنگ داخلی لبنان، به البازوریه برگشتند.

 

خودش می‌گوید در کودکی شال مشکی و بلند مادر بزرگش را دور سر می‌پیچانده و به حاضران می‌گفته من روحانی هستم، پشت سرم نماز بخوانید. شخصیت نصرالله در محله کرنتینا شکل گرفت.

 

 

وی در نوجوانی در نزد پدرش در مغازه میوه‌فروشی کار می‌کرده. سید برخلاف دوستانش که همیشه راهی زمین‌های فوتبال و سواحل توریستی بیروت بودند، به مناطق مجاور کرنتینا همانند، ‌النبعه، سن الفیل و برج حمود می‌رفت تا از فضای معنوی مساجد آنها استفاده کند. سیدحسن از کودکی علاقه فراوانی به مطالعه داشت و در زمینه دین مطالعات زیادی انجام داده است.

 

 نصرالله تحصیلات مقطع ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و دوره راهنمایی را در محله‌ای به نام «سن‌الفیل» در شرق بیروت گذراند و مقطع دبیرستان را در روستای البازوریه در جنوب لبنان به پایان رسانید.

 

او در سن 19 سالگی با دختری که به نام «ام هادی» معروف است؛ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، 4 فرزند پسر و یک فرزند دختر است.

 

سید حسن نصر الله پس از صبحی الطفیلی و سیدعباس موسوی، سومین دبیرکل حزب‌ الله لبنان است.

 

 

 

آغاز فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی

 

جنبش‌های چپ مارکسیستی و کمونیستی در آن دوران در البازوریه بسیار فعال بودند اما سید حسن نصرالله به جنبش اسلامی اَمَل که امام موسی‌ صدر آن را در لبنان پایه‌ریزی کرده بود، پیوست. دیری نگذشت که نصرالله به عنوان نماینده اَمَل در البازوریه فعالیت سیاسی‌اش را گسترش داد.

 

او در مسجد صدر شهر صور با یک روحانی مدرس علوم دینی به نام «سید محمد الغروی» آشنا شد و با کمک او برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف رفت. در شهر نجف نصرالله به دنبال آیت‌ الله سید محمد باقر صدر بود اما او را به شخصی به نام «سیدعباس موسوی» معرفی کردند.

 

نصرالله تحصیلاتش را در نجف نزد حضرات آیات موسوی و صدر ادامه داد و در سال 1978 مقدمات را به پایان رساند. در این دوران در کشور عراق تحولات سیاسی و امنیتی فراگیر شده بود. در این تحولات طلاب علوم دینی حوزه نجف همواره تحت تعقیب بودند. طلبه‌های لبنانی نیز در این دوران با اتهامات مختلفی از جمله همکاری با حزب «الدعوه» عراق، همکاری با جنبش اَمَل در لبنان و یا ارتباط با حزب بعث حاکم بر سوریه مواجه بودند.

 

نصرالله به دلیل فشارهای موجود در عراق به لبنان برگشت و در حوزه علمیه بعلبک مشغول به تحصیل و تدریس شد. در کنار تحصیلات حوزوی، وی از آموزش‌های نظامی غافل نماند و دوره‌های مختلف چریکی را پشت‌سر گذاشت. وی به دلیل توانایی در مدیریت و فرماندهی، به عنوان نماینده جنبش اَمَل در دره «بقاع» منصوب شد.

 

 

 

نماینده امام خمینی(ره) در لبنان

 

در دیداری که سید حسن نصرالله در سال ۱۳۶۰ با امام خمینی(ره) در تهران داشت، امام، وی را به عنوان نماینده خود در امور حسبیه و اخذ امور شرعیه در لبنان منصوب کرد. سید حسن نصرالله در زمان دریافت این حکم ۲۱ ساله بود و اولین کسی از رهبران حزب‌الله لبنان بود که چنین حکمی را از امام خمینی(ره) دریافت کرده‌است. نصرالله در سال ۱۳۶۱ هم به عنوان سرپرست تیم ورزشی جنبش امل به تهران سفر کرد که به دلیل در گرفتن جنگ ۱۹۸۲ لبنان این سفر نیمه‌تمام ماند.

 

 

 

حزب الله

 

در سال 1982 با آغاز اشغال لبنان، جنبش اَمَل به 2 جریان تقسیم شد،‌ گروه اول به رهبری نبیه بری، خواهان قرارگرفتن نیروهای جنبش در کنار جبهه نجات ملی بود و جریان دوم که سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله آن را رهبری می‌کردند، خواستار حفظ نیروهای اصولگرای شیعی و سازماندهی آنها برای رویارویی با اشغالگران اسرائیلی بود. به علت ورود جنبش اَمَل به جنگ داخلی، سید حسن همراه برخی دیگر از مقامات جنبش اَمَل به رهبری سید عباس موسوی از این گروه خارج شدند که در واقع این خروج مقدمه‌ای برای تأسیس حزب الله شد.

 

مهمترین دلیل نیروهای اصولگرای شیعی در ملحق نشدن به نیروهای جبهه نجات ملی وجود شخصیتی چون بشیر جمیل بود. چرا که بشیر جمیل در کنار روابطش با اسرائیل به دنبال ریاست جمهوری لبنان بود.

 

 

در سال 1982 هسته اولیه حزب الله شکل گرفت. در ابتدای تشکیل حزب‌الله لبنان، نصرالله 22 ساله بود و به عنوان یک نیروی تبلیغاتی برای جذب جوانان شیعی برای پیوستن به حزب کار می کرد. پس از مدتی وی به سمت معاون دفتر حزب در بیروت در کنار «ابراهیم امین السید» ایفای مسئولیت کرد تا اینکه معاونت اجرایی حزب که به منظور تنفیذ مصوبات شورای مرکزی حزب الله ایجاد شده بود، تأسیس شد.

 

نصرالله در این زمان به سمت معاون اجرایی حزب مشغول به کار شد. پس از آن برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شد و پس از مدتی به دلیل اختلافات تنش‌زای جنبش اَمَل و حزب‌الله دوباره به لبنان برگشت.

 

در سال 1992 سیدعباس موسوی، دبیرکل حزب الله و استاد سیدحسن به دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید. با آمدن سید حسن نصرالله به صدر حزب، تشکیلات شیعه لبنان از جرگه دفاعی و نظامی و امنیتی فراتر رفت و حوزه جدیدی برای حضور حزب الله در ساختار سیاسی لبنان تعریف کرد. به گونه‌ای که در انتخابات پارلمانی لبنان از سال‌ 1996 تا 2005 همواره بر حضور نمایندگان جنبش حزب‌الله در پارلمان افزوده شد.

 

 

شهادت هادی نصرالله

 

دو تن از رزمندگان حزب‌الله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبل‌الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خون‌آلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصر‌الله، دبير كل حزب‌الله است.

 

انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچ‌گاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد. اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزب‌الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونه‌اي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند.

 

 

رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصر‌الله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزب‌الله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبد‌الله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزب‌الله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزب‌الله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.

 

محمدهادی، فرزند بزرگ سید حسن نصر الله بود. بر خلاف انتظار، حزب الله هیچ حرکت خارج از قاعده‌ای برای بازگرداندن پیکر وی انجام نداد و شهید را طی روندی عادی همراه پیکر باقی شهدا طی معاوضه‌ای از اسرائیل تحویل گرفت. شهادت سید هادی نصرالله در جبهه‌ها و رفتار با وقار سید حسن نصرالله در قبال این پیشامد باعث افزایش محبوبیت وی و حزب الله در میان مردم شد.

 

 

خروج ارتش اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000

 

در سال 2000 و در زمانی که مذاکرات عرفات و مسئولان آمریکایی و اسرائیلی برای حل کشمکش خاورمیانه، راه به جایی نبرده بود، ارتش اسرائیل در حرکتی یک‌جانبه و بدون گرفتن کمترین امتیازی از حزب‌الله، از اراضی اشغالی جنوب لبنان عقب نشینی کرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نیروهای خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب کشید. این شکست، علاوه بر استحکام بخشیدن به مواضع مبتنی بر مقاومت حزب‌الله، باعث شد تا سید حسن نصرالله به موفقیتی بی‌سابقه در میان اعراب دست یابد و به عنوان مهم‌ترین شخصیت جهان عرب شناخته شود.

 

از سوی دیگر، حزب‌الله لبنان با تکیه بر این موفقیت، توانست حضور خود را در عرصه سیاسی لبنان تقویت کند تا جایی که علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سکان تعدادی از وزارتخانه‌ها را نیز به دست گرفت.

 

 

جنگ 33 روزه لبنان

 

جنگ 33 روزه که در بین لبنانی ها به «نبرد تموز» شهرت یافته براساس یک نقشه جامع که توسط آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل، مصر، اردن، عربستان و احزاب شاخص طیف 14 مارس لبنان طراحی شده بود، به اجرا درآمد. در همان حال حزب الله که دریافته بود تحرکاتی در کار است، برای تست وضعیت، یک عملیات محدود را در مرز بین لبنان و فلسطین اشغالی (در نزدیکی روستای لبنانی عیتا الشعب) به اجرا گذاشت.

 

این عملیات پس از گذشت دو هفته از حملات اسرائیل به نوار غزه و کشتار دهها تن از غیر نظامیان فلسطینی، انجام شد و حزب الله لبنان در تاریخ 21 تیر 1385 (12 جولای 2006) با گشودن جبهه جدیدی در منطقه مرزی شمال اسرائیل، یک پایگاه استقرار سربازان اسرائیل را مورد حمله قرار داد. در جریان این عملیات، هفت تن از سربازان اسرائیل کشته و 21 تن دیگر مجروح شدند. در این عملیات همچنین دو سرباز اسرائیلی (که برای جاسوسی وارد خاک لبنان شده بودند) به اسارت نیروهای حزب الله لبنان در آمده و به نقطه‏ای امن منتقل شدند.

 

 

عملیات چریکهای حزب الله در نوار مرزی به انهدام سه دستگاه تانک و نفربر اسرائیلی، کشته شدن 12 نفر از نظامیان صهیونیست و اسارت سه تن انجامید که البته یکی از آنان در بین راه فرار کرد.

 

اسرائیلی ها که براساس نقشه جامع قرار بود اواخر سپتامبر 2006 (اوایل مهر 1385) عملیات هوایی، دریایی و زمینی خود را علیه حزب الله آغاز نمایند؛ ناچار به واکنش شدند و این موضوع سبب شد که (به گفته حسنین هیکل، روزنامه نگار سرشناس مصری جهان عرب) بخشی از برنامه نیروهای مختلف اسرائیل، با آشفتگی مواجه شود.

 

اسرائیل سه ساعت پس از آنکه عملیات مرزی حزب الله در جوار «عیتا الشعب» به اجرا گذاشته شد، با شدت تمام وارد عمل شد و بمباران بی سابقه یک کشور عربی را به اجرا گذاشت. تصور اولیه اسرائیل این بود که با وجود شناسایی نقاط استقرار نیروهای حزب الله و رهبری آن، می تواند در روز اول تحرک نظامی – سیاسی حزب الله را مهار نماید اما ناچار شد در پایان روز چهارم، بخصوص پس از آنکه حزب الله ناوچه مدرن ساعر 5 اسرائیل را در 12 مایلی آب های بیروت غرق کرد؛ اذعان کند که با بمباران هوایی کار پیش نمی رود.

 

به دنبال تشدید درگیری ها، پارلمان اسرائیل از دولت اولمرت خواست هر چه زودتر اسیران لبنان در زندان اسرائیل را با دو نظامی صهیونیست اسیر شده توسط حزب الله لبنان مبادله کند.

 

منابع خبری اسرائیل روز جمعه (23 تیر – 14 جولای 2006) به نقل از یک مقام سیاسی این رژیم در شهر قدس گزارش دادند که اسرائیل تحقق 4 شرط را برای پایان دادن به عملیات نظامی علیه لبنان و برقراری آتش بس ضروری می داند.

 

این منابع بدون ذکر نام مقام اسرائیلی افزودند که ایجاد کمربند امنیتی در منطقه حایل میان لبنان و شمال فلسطین و جمع آوری پایگاههای حزب الله از این منطقه ضرورت دارد. استقرار ارتش لبنان در جنوب این کشور و سیطره بر تمام این منطقه و نیز خلع سلاح حزب الله بر اساس قطعنامه 1559 شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز دو شرط دیگر اسرائیل بود.

 

 

غروب روز چهارم جنگ، سید حسن نصرالله تصمیم گرفت با لبنانی‌ها صحبت کند، چون اسرائیل اعلام کرده بود وی را به شهادت رسانده‌اند. نصرالله همچنین تصمیم گرفت هدیه شیرینی به مردم لبنان دهد. در اواخر مصاحبه با تلویزیون المنار که به طور همزمان از ده‌ها شبکه داخلی لبنان، منطقه‌ای و بین المللی پخش می‌شد، از آنها خواست ساحل را بنگرند و شاهد اصابت موشک حزب‌الله به یکی از ناوچه‌های پیشرفته اسرائیل باشند. در این هنگام، بسیاری از مردم به سمت ساحل دویدند و به چشم شاهد اصابت موشک به ناو «صاعر 5» بودند که از کمر به دو نیم تقسیم شد و در آب‌های بیروت فرو رفت و 34 نظامی اسرائیلی کشته شدند.

 

دبیر کل حزب الله لبنان در سخنانی که شبکه تلویزیونی المنار آن را پخش کرد گفت: «پیروزی در نبرد همه جانبه با دشمن صهیونیست در راه است.»

 

سید حسن نصرالله، خطاب به صهیونیست ها گفت: «به زودی در خواهید یافت که رژیم شما تا چه اندازه احمق است و توان تشخیص اوضاع را ندارد... اکنون معادله خویشتنداری پایان یافته است، معادله حیفا در مقابل بیروت پایان یافته، شما جنگی نامحدود خواستید و ما اکنون وارد نبردی نامحدود شده ایم که به حیفا و فراتر از آن خواهد رسید. دوره ای که تنها فرزندان ما کشته می شدند، تنها خانه های ما ویران و تنها ملت ما آواره می شد، گذشت...شما جنگی نامحدود خواستید، پس ما نیز از آن استقبال می کنیم، رژیم شما خواست که اصول بازی تغییر کند، پس ما نیز اصول بازی را تغییر می دهیم... شما نمیدانید با چه کسانی می جنگید، شما با فرزندان محمد (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام)، حسین (علیه السلام) و اهل بیت و اصحاب رسول الله روبرو هستید... شما جنگ نامحدود را با قومی انتخاب کردید که به تاریخ، تمدن و فرهنگ خود افتخار می کند و از قدرت مادی، امکانات، تجربه، عزم و اراده و شجاعت برخوردار است.»

 

سید حسن نصرالله هم چنین برخی حکام عرب را مورد خطاب قرار داد و گفت: «ما هرگز روی شما حساب باز نکردیم ما فقط روی خدا و ملت و مبارزانمان حساب می کنیم و مطمئن هستیم که به پیروزی دست خواهیم یافت.»

 

دبیر کل حزب الله در پایان تأکید کرد: «تحولات غافلگیر کننده ای که به شما وعده داده بودم از هم اکنون آغاز شد.»

 

نشست فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل درباره لبنان با مخالفت آمریکا و انگلیس بدون نتیجه پایان یافت. در این نشست که به درخواست لبنان برگزار شد، نمایندگان آمریکا و انگلیس از حملات اسرائیل به لبنان دفاع کردند و تهاجم این رژیم را به لبنان، حق قانونی اسرائیل دانستند.

 

در شرایطی که آمریکا در شورای امنیت رسماً به حمایت از اسرائیل عمل می کرد، وزارت دفاع آمریکا نیز در تاریخ 24 تیر ماه (15 جولای 2006) به کنگره این کشور اطلاع داد که قصد دارد برای حفظ صلح و امنیت معادل 210 میلیون دلار سوخت جت به اسرائیل بفروشد!

 

استاندار حیفا با حضور در تلویزیون خطاب به مردم حیفا اعلام کرد که از تهدیدات موشکی حزب‌الله نهراسند زیرا اسرائیل توانایی دفع حملات هوایی و موشک‌های حزب‌الله را قبل از رسیدن به حیفا دارد چرا که این شهر مجهز به سیستم دفاع هوایی است. دو ساعت پس از این مصاحبه، موشک‌های حزب‌الله یکی بعد از دیگری در حیفا فرود آمدند و یک فروند موشک که به طور دقیق برای از کار انداختن مترو حیفا روانه شده بود، آن را از کار انداخت.

 

بعد از آن استاندار حیفا در تلویزیون ظاهر و با عذرخواهی از مردم اسرائیل گفت که سیستم دفاعی این شهر، توانایی مقابله با موشک‌های بالستیک را دارد و دلیل اصابت موشک‌های حزب‌الله این است که موشک‌های حزب‌الله از این نوع نیست. وی برای توجیه ضعف سیستم‌های دفاعی اسرائیل تصریح کرد که موشک‌های حزب‌الله چون در برد پایین و سطح کم از زمین شلیک می شوند اینگونه به هدف‌ها برخورد می‌کنند.

 

این افتضاحی بود که برای اسرائیلی‌ها به وجود آمد زیرا طی پنج سال 10 میلیارد دلار برای سیستم دفاع موشکی هزینه کرده و مدعی بودند کلیه تجهیزات اسرائیل از هجوم موشک‌ها و راکت‌ها ایمن هستند.

 

به دنبال حملات موشکی حزب الله لبنان، ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل در جلسه اضطراری 25 تیر ماه (16 جولای 2006) که لحظاتی پس از حمله به حیفا برگزار شد، اعلام کرد، مردم اسرائیل باید خود را برای یک جنگ طولانی آماده کنند. بسیاری از وزیران اسرائیلی نیز در این نشست اضطراری کابینه، خواستار گسترش حملات نظامی اسرائیل به لبنان و هدف قرار دادن بیروت شدند.

 

رئیس حزب اَمَل نیز 25 تیر ماه (16 جولای 2006) اعلام کرد، این حزب در رویارویی با تجاوزات اسرائیل با حزب الله لبنان ائتلاف کرده و مقر فرماندهی مشترکی برای هدایت جنگ با اسرائیل تشکیل خواهند داد.

 

با گذشت شش روز از تهاجم سنگین و نامحدود ارتش اسرائیل به لبنان، 26 تیر ماه (17 جولای 2006) مقامات بلند پایه اسرائیل از ناتوانی این رژیم برای شکست و نابودی حزب الله سخن گفتند. وزارت خارجه اسرائیل با اعتراف به ناتوانی این رژیم در به تحلیل بردن توان حزب الله گفت: «ما می دانیم که راه حل نظامی نمی تواند حزب الله لبنان را فلج کند.» این در حالی بود که منابع اسرائیل اعلام کردند از آغاز حملات اسرائیل به لبنان در طی شش روز، جنگنده های اسرائیلی بیش از 1300 بار لبنان را بمباران کرده‏اند.

 

 

یک مرکز تجاری در جنوب تل آویو و یک خودروی بمب گذاری شده در شرق تل آویو در روز 28 تیر ماه (19 جولای 2006) منفجر شدند. یک نظامی اسرائیل نیز در هرتزیلیا در نزدیکی تل آویو توسط افراد ناشناس ربوده شد. به دنبال این حوادث در تل آویو وضع فوق العاده اعلام شد.

 

حزب الله لبنان 30 تیر ماه (21 جولای 2006) طرح پیشنهادی کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل را مبنی بر برقراری آتش بس با اسرائیل و آزادی دو سرباز ارتش اسرائیل که به اسارت نیروهای حزب الله در آمده اند، رد کرد. حسین حاج حسن یکی از نمایندگان حزب الله در پارلمان لبنان گفت: «طبیعی است که ما این طرح را رد میکنیم، تنها چیزی که برای ما قابل قبول است یک آتش بس بدون قید و شرط و در پی آن مذاکرات غیر مستقیم درباره تبادل اسرا است.»

 

کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت امریکا نیز اول مرداد ماه (23 جولای 2006) با پیام حمایت از اسرائیل و مخالفت با آتش بس راهی خاورمیانه شد.

 

مقاومت نیروهای حزب الله لبنان و مردم این کشور در برابر حملات اسرائیل، این رژیم را وادار به عقب نشینی سیاسی نیز کرد آنچنانکه سران اسرائیل اعلام کردند با استقرار نیروهای چند ملیتی در مرز لبنان موافقند.

 

عمر پرتس، وزیر جنگ اسرائیل گفت که اسرائیل با استقرار نیروهای چند ملیتی به شرط فرماندهی سازمان ناتو بر آن موافق است. در حالیکه اسرائیل پیش از این تأکید می کرد که نیروهای خارجی در جنوب قادر به تأمین امنیت اسرائیل نیستند و نمی توانند از حملات ضد اسرائیلی جلوگیری کنند و از همین رو ارتش لبنان باید در خط مرزی مستقر شود و امنیت مرزی اسرائیل را به طور رسمی تأمین کند.

 

بر اثر درگیری نیروهای «مقاومت اسلامی»، شاخه نظامی حزب الله با نظامیان اسرائیل در منطقه مرزی «بنت جبیل» در جنوب لبنان، دهها نظامی اسرائیلی کشته و زخمی شدند. در این درگیری زمینی که بامداد 2 مرداد (24 جولای 2006) روی داد، برای نخستین بار درگیری از منطقه مرزی «مارون الرأس» به منطقه بنت جبیل در جنوب شرق لبنان کشیده شد و نیروهای حزب الله توانستند هفت دستگاه تانک اسرائیل را در این منطقه منهدم کنند. نیروهای حزب الله همچنین یک بالگرد ارتش اسرائیل که حاَمَل مجروحان این ارتش بود را ساقط کردند. حزب الله لبنان علاوه بر این، با 12 موشک شهر حیفا را در فلسطین اشغالی هدف قرار داد و دامنه موشک باران را تا شهرک کریات بیالیک گسترش داد.

 

در چنین شرایطی سران اسرائیل نیز به ناتوانی در مقابله با حزب الله اعتراف کردند و تحلیل گران نظامی آمریکا و اسرائیل اعلام کردند: «نیروی هوایی اسرائیل فقط می تواند به حزب الله صدمه بزند و نمی تواند آن را از بین ببرد.»

 

با افزایش تلفات ارتش اسرائیل در مناطق عملیاتی «بنت جبیل» و «مارون الرأس» و همچنین تهدیدات جدید سید حسن نصرالله مبنی بر گسترش محدوده شلیک موشکها به عمق قلمرو اسرائیل، 4 مرداد (26 جولای 2006) در شهرهای تل آویو، قدس و نتانیا، حالت فوق العاده اعلام شد. این در حالی بود که بندر استراتژیک حیفا و دهها شهرک یهودی نشین از سکنه خالی و به یک منطقه جنگ زده مبدل شده بودند.

 

در پی مقاومت همه جانبه نیروهای حزب الله در مقابل ارتش اسرائیل که تلفات سنگینی را به این رژیم تحمیل کرد، نظامیان صهیونیست از 3 منطقه مرزی لبنان (مارون الرأس، عیترون و بنت الجبیل) عقب نشینی کردند. این عقب نشینی زمانی اتفاق افتاد که نیروهای حزب الله در پاسخ به حملات نظامیان اسرائیل، به تجمعات صهیونیستها در تپه مسعود و مارون الرأس حمله کردند.

 

همزمان با این موفقیت، حزب الله لبنان با شلیک یک مجموعه موشک به سوی شهر «العفوله» در جنوب حیفا، مرحله پیشرفت پس از حیفا را آغاز کرد. سید حسن نصرالله پیش از این اعلام کرده بود، حزب الله در صورت ادامه تجاوزات اسرائیل به لبنان و کشتار غیر نظامیان لبنانی، جنگ را به مرحله پس از حیفا خواهد کشاند.

 

با بی نتیجه ماندن تمامی راهبردهای ارتش اسرائیل در جنگ دریایی، هوایی و زمینی علیه مردم لبنان، نظامیان این رژیم صبح روز هشتم مرداد (30 جولای 2006) یک کشتار کم نظیر انسانی را در جنوب غربی لبنان پدید آوردند. در این حمله، جنگنده های اسرائیل، زمانی که آوارگان در پناهگاهی در منطقه «قانا» در شهر «صور» در خواب بودند به آنجا حمله کرده و بیش از همه، زنان و کودکان را به شهادت رساندند. سلاح های غیر متعارف آمریکا که به مقصد اسرائیل ارسال می شد، بلافاصله پس از تخلیه، مورد استفاده این رژیم در جنگ علیه لبنان قرار می گرفت. این محموله شامل انواع بمب های فسفری، خلاء زا و آلوده به مواد ممنوعه بودند.

 

در پی این کشتار در بیستمین روز جنگ، دولت لبنان، کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا را به بیروت راه نداد. رایس در واکنش به این کشتار انسانی، از مقامات اسرائیل خواست برای جلوگیری از کشتار غیر نظامیان دقت ویژه ای به کار گیرند.

 

 

به دنبال قتل عام غیر نظامیان لبنانی به دست اسرائیل در قانا که به کشته شدن بیش از 60 نفر که اکثر آنها زنان و کودکان بودند، انجامید؛ مردم خشمگین بیروت به خیابان ها ریخته و دفتر سازمان ملل در بیروت را به اشغال خود در آوردند. تظاهر کنندگان خشمگین با سر دادن شعارهایی در حمایت از حزب الله لبنان و سید حسن نصرالله اعلام کردند: «پاسخ مشت را باید با مشت داد.»

 

حزب الله لبنان نیز در واکنش به این اقدام اسرائیل اعلام کرد که حملات اسرائیل در قانا بی پاسخ نخواهد ماند.

 

حزب الله لبنان دوشنبه 9 مرداد (31 جولای 2006) طی یک درگیری توانست چهار دستگاه تانک و دو بولدوزر اسرائیلی را در محور «کفر کلا» در «العدیسه» و دست خیام منهدم کند. همچنین در پاسخ به جنایات اسرائیل در قانا، دهها فروند موشک به شهرک های صهیونیست نشین در شمال فلسطین اشغالی شلیک نمود.

 

در بیست و یکمین روز از جنگ (10 مرداد 1385– اول آگوست 2006) یک ناوچه جنگی اسرائیل که اقدام به گلوله باران مناطق مسکونی بندر صور می کرد با آتش نیروهای مقاومت اسلامی حزب الله غرق شد. ناوچه ساعر از جمله پیشرفته ترین ناوهای جنگی دنیا است که توسط کشورهای غربی در اختیار اسرائیل قرار گرفته بود. این دومین ناو جنگی مدرن اسرائیل بود که توسط نیروهای حزب الله منهدم شد. حزب الله پیش از این هم در روز سوم نبرد یک فروند ناوچه ساعر را که در آب های نزدیک بیروت قرار داشت، هدف موشک قرار داده و غرق کرده بود. در این حمله که تعجب و تحسین ناظران نظامی را برانگیخت 80 نظامی اسرائیلی کشته شدند.

 

تلاش بالگردهای اسرائیل برای پیاده کردن نیرو در نزدیکی شهر بعلبک لبنان نیز با شکست مواجه شد و در سه محور دیگر نیروهای حزب الله مانع پیشروی ماشین جنگی اسرائیل شدند.

 

 

اقدام اسرائیل در پیاده کردن نیرو در اطراف بیمارستان دارالحکمه در شهر بعلبک در جنوب لبنان، در بامداد روز چهارشنبه 11 مرداد (2 آگوست 2006) بزرگترین عملیات هلی برد هوایی ارتش اسرائیل بود که هدف از آن ربودن سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله بود. در این عملیات که حدود هزار نیروی ویژه اسرائیلی در اطراف بیمارستان بعلبک پیاده شدند، سه نفر به نامهای حسن دیب نصرالله و پسرش بلال حسن نصرالله و دامادش احمد صالح العوده که هیچ ارتباطی به سید حسن نصرالله نداشتند، ربوده شدند. نیروهای اسرائیلی پیش از این و در شب چهارشنبه نیز هلی برد کرده بودند که هدف از آن ربودن «شیخ محمد یزبک» از رهبران حزب الله لبنان بود.

 

حزب الله در 12 مرداد در کمتر از یک ساعت صد فروند موشک به اسرائیل شلیک کرده بود که به شهرها و شهرکهای کریات شمونه، طبریه، روش بینا و صفد اصابت کرد. این در واقع قدرت نمایی موشکی حزب الله برای ادامه جنگ بود که از نظر روانی اسرائیل را دچار سر در گمی می نمود.

 

در همین زمان هم یکی از سخنگویان ارتش اسرائیل اعلام کرد در درگیری های جنوب لبنان چهار سرباز اسرائیلی به دست نیروهای مقاومت کشته شدند و یک نظامی دیگر زخمی شد. با کشته شدن این صهیونیست ها، شمار کشته های اسرائیل پس از حمله به لبنان به غیر از تلفات ناوچه های جنگی که 80 نفر بود، به 41 نظامی و 27 غیر نظامی رسید.

 

در طی این مدت جنگنده های اسرائیل نیز در حمله هوایی به منطقه القاع در شمال بقاع 23 نفر را به شهادت رساند و 15 نفر زخمی را نیز زخمی نمود.

 

به دنبال این اقدامات و تحرکات جبهه های جنگ، سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله نیز در اظهاراتی، اعلام کرد در صورت حمله جنگنده های صهیونیستی به بیروت، نیروهای حزب الله «تل آویو» را موشک باران خواهند کرد. اسرائیل نیز در واکنش به این تهدید اعلام کرد که اگر حزب الله لبنان، تل آویو را هدف حملات موشکی قرار دهد، تمامی زیر ساخت های لبنان را نابود می کند.

 

حزب الله لبنان شنبه 14 مرداد (5 آگوست 2006) در پاسخ به حریم شکنی های مکرر جنگنده های ارتش اسرائیل به شهرهای جنوب و شرق لبنان و نیز هدف قرار دادن مناطق مسکونی در جنوب بیروت، شهر «الخضیره» در 20 کیلومتری شمال شهر تل آویو را هدف موشکهای خود از نوع «خیبر – 1» قرار داد که دورترین منطقه اصابت موشک های حزب الله تا این زمان محسوب می شد. به دنبال این موفقیت، موج جدیدی از موشک های حزب الله به اطراف شهر حیفا در شمال فلسطین اشغالی نیز شلیک شد.

 

نیروهای حزب الله دوشنبه شب (16 مرداد، 7 آگوست 2006) و صبح سه شنبه (17 مرداد، 8 آگوست 2006) هجوم صهیونیست ها به منطقه بیت الشعب را دفع و سه دستگاه تانک پیشرفته مرکاوای آنها را منهدم کردند که سرنشینان آن کشته یا زخمی شدند. نیروهای حزب الله پنج نظامی صهیونیست را هم در اطراف بنت جبیل به هلاکت رساندند و شمار دیگری را زخمی کردند و پایگاه هوایی ارتش اسرائیل را در منطقه جبل میرون در شمال فلسطین اشغالی گلوله باران کردند.

 

نیروهای حزب الله سحرگاه 17 مرداد به مناسبت ولادت امام علی (علیه السلام) در عملیاتی نفوذی با رمز «یا علی» به پایگاه نظامیان صهیونیست در منطقه ناقوره در شمال فلسطین اشغالی یورش برده و تعدادی از آنان را کشته یا زخمی کردند.

 

مبارزان حزب الله عصر روز 20 مرداد (11 آگوست 2006) یک ناوچه اسرائیلی موسوم به «سوپر دیفورا» را در سواحل «صور» هدف قرار دادند و به طور کامل آن را منهدم کردند. ناوچه فوق در لحظه انهدام 12 سرنشین داشت که همگی آنها کشته یا زخمی شدند و به فاصله چند ساعت از آن، حزب الله یک قایق جنگی دیگر اسرائیل را در آبهای ساحلی شهر شیعه نشین صور، با موشک هدف قرار داد و آن را غرق کرد.

 

ارتش اسرائیل در حالی که با تبلیغات بسیار از ورود به خاک لبنان سخن می گفت در همان اولین ساعات روز پنجشنبه 19 مرداد (10 آگوست 2006) با مقاومت نیروهای حزب الله روبه رو شد. شلیک بیش از 150 موشک به شهرهای منطقه مرکزی و شمال اسرائیل بار دیگر توان موشکی حزب الله را به نمایش گذاشت. این موشکباران علیه مقرهای نظامی و محل تجمع نیروهای ارتش متجاوز و تأسیسات اقتصادی اسرائیل انجام شد. در همین رابطه منابع اسرائیل به سقوط 16 موشک در شهر حیفا اعتراف کردند. بر اثر این موشک باران دهها صهیونیست زخمی شدند.

 

در همین روز مبارزان حزب الله همچنین 14 دستگاه تانک و 4 بولدوزر اسرائیل را در منطقه مرزی جنوب لبنان منهدم کردند و در درگیری هایی که در مناطق دست خیام و مرجیعون در نزدیک نقطه مرزی لبنان با فلسطین اشغالی داشتند، نیروهای اسرائیلی را مجبور به عقب نشینی کردند. در این درگیری ها نظامیان صهیونیست با ورود به پادگان مرجعیون، نظامیان لبنانی موجود را به گروگان گرفتند و از آنان به عنوان سپر انسانی استفاده کردند.

 

بدین ترتیب با کشته و زخمی شدن بیش از 53 صهیونیست، مرگبارترین روز برای ارتش اسرائیل از آغاز جنگ با لبنان رقم خورد و به همین دلیل برای اسرائیل این روز، روز سیاه و خونبارترین روز نبرد به حساب می آید.

 

همزمان با تلاش آمریکا، انگلیس و فرانسه برای تحمیل قطعنامه 1701 شورای امنیت به حزب الله، جنوب لبنان به گورستان تانک های اسرائیل تبدیل شد. نیروهای مقاومت اسلامی لبنان شنبه 21 مرداد (12 آگوست 2006) موفق شدند ضمن جلوگیری از پیشروی یک گردان زرهی ارتش اسرائیل، تعداد 21 دستگاه تانک پیشرفته مرکاوا را نابود سازند و شماری از کماندوهای ارتش این رژیم را هدف قرار دهند. ارتش اسرائیل از صبح شنبه با انجام یک حمله بزرگ زرهی در محورهای «الطیبه»، «القنطره» و «عیشت القصر» درجنوب لبنان تلاش کرد به سمت «وادی الحجیر» پیشروی کند که با مقاومت سرسختانه مبارزان حزب الله روبرو شد. در جریان این درگیری ها و مقاومت شدید حزب الله، هفت نفر از کماندوهای اسرائیل کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند.

 

با وجود صدورقطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل، ناظر بر توقف اعمال خصمانه و جنگی، جنگنده های ارتش اسرائیل شنبه 21 مرداد (12 آگوست 2006) با نقض این قطعنامه، 16 غیر نظامی را در جنوب لبنان شهید کردند. این جنگنده ها دو بار روستای «رشاف» نزدیک شهرک «بنت جبیل» در جنوب لبنان را بمباران کردند که در نتیجه 16 نفر شهید و دهها نفر دیگر زخمی شدند.

 

 

جنگنده های اسرائیلی روز یکشنبه 22 مرداد (13 آگوست 2006) با انجام عملیات هلی برد، دهها تن از نیروهای چتر باز خود را در منطقه «یاطر» پیاده کردند و این نیروها در کمین نیروهای حزب الله لبنان گرفتار شدند. در این درگیری های بسیار سخت، نیروهای چتر باز اسرائیل پس از ساعت ها درگیری مسلحانه و حتی در برخی از مناطق درگیری های تن به تن با نیروهای حزب الله مجبور به عقب نشینی از این منطقه شدند و یک فروند هلی کوپتر اسرائیل هدف نیروهای حزب الله قرار گرفت که سقوط کرد و هشت نظامی سرنشین آن کشته شدند.

 

همچنین نیروهای اسرائیلی با نیروهای حزب الله در منطقه «وادی حجیر» درگیر شدند و در این درگیری ها دهها سرباز اسرائیلی کشته و زخمی شدند. هلی کوپترهای اسرائیلی به دلیل کوهستانی بودن منطقه حتی موفق به انتقال زخمی ها و کشته های خود از این منطقه نشدند. درگیری در منطقه «بیاضه» نیز باعث کشته و زخمی شدن بیش از 15 سرباز اسرائیلی شد.

 

مقامات امنیتی اسرائیل با ارائه آماری از میزان تلفات ارتش اظهار داشتند تلفات و خسارات ارتش اسرائیل در درگیری های دو روز گذشته (21 و 22 مرداد سال 85) بی سابقه بوده است به طوری که تعداد تلفات اسرائیل به بیش از 27 کشته و 120 زخمی رسیده است.

 

به رغم آنکه کوفی عنان، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، اعلام کرد که از 23 مرداد 85 آتش بس میان اسرائیل و لبنان برقرار خواهد شد، ارتش اسرائیل یکشنبه 22 مرداد 85، آخرین روز جنگ، حملات شدیدی را علیه شمال لبنان آغاز و 20 بار نیز طی دو دقیقه جنوب بیروت را بمباران کرد.

 

در پاسخ به بمباران شهرهای جنوب لبنان، مقاومت اسلامی حزب الله، شهرکهای صهیونیست نشین شمال سرزمین های اشغالی را با دست کم 120 فروند موشک مورد هدف قرار داد. حزب الله همچنین یک فروند هواپیمای شناسایی اسرائیل را در جنوب لبنان سرنگون کرد.

 

اعضای شورای امنیت سازمان ملل پس از گذشت یک ماه از جنگ گسترده اسرائیل علیه لبنان، به اتفاق آرا، قطعنامه 1701 در مورد لزوم توقف اعمال خصمانه و جنگی در این کشور را تصویب کردند.

 

در مقدمه این قطعنامه از تلاش های فؤاد سنیوره، نخست وزیر وقت لبنان به ویژه از طرح هفت ماده ای وی برای گسترش حاکمیت دولت بر جنوب لبنان، استقبال و خاطر نشان شده بود که نباید سلاحی بدون اجازه و موافقت این دولت درخاک لبنان وجود داشته باشد. همچنین آمده بود با توجه به حساسیت مسئله زندانیان، از همه تلاش ها با هدف حل و فصل مسئله زندانیان لبنانی در بند اسرائیل حمایت و از تصمیم نخست وزیر لبنان، برای اعزام 15 هزار نظامی به جنوب استقبال می شود.

 

در پی این قطعنامه جنگ 33 روزه با پیروزی حزب الله لبنان به پایان رسید.

 

در همان هفته اول ارتش اسرائیل که جنگیدن با حزب الله را کاری دشوار می‌دید، مایل بود پایان جنگ را اعلام کند ولی آمریکایی ها اصرار داشتند که اسرائیل چیزی را به دست آورد و سپس آتش بس را اعلام نماید از این رو سه هفته دیگر با اصرار آمریکایی ها جنگ ادامه پیدا کرد.

 

 

اسرائیل پس از شکست از حزب الله

 

در پی پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه در جنوب لبنان و برپایی جشن در این کشور، بحران سیاسی رژیم اسرائیل را فرا گرفت. حزب الله لبنان نیز با صدور بیانیه ای پیروزی بزرگ ملت لبنان را در مقابل اشغالگران صهیونیست تبریک گفت.

 

در این بیانیه آمده بود: «مردان استوار و سرافراز مقاومت اسلامی لبنان، این پیروزی بزرگ را به ملت غیور و بزرگوار لبنان تبریک و تهنیت می گویند.»

 

در بیانیه حزب الله با اشاره به آمار تلفات آمده بود: «مقاومت اسلامی حزب الله در رویارویی با سربازان اسرائیل 61 تن از برادران خود را از دست داد و این بزرگواران در راه دفاع از حق و حقیقت به شهادت رسیدند.»

 

با عقب نشینی نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل از جنوب لبنان و برقراری آتش بس در این مناطق و نیز مناطق شمالی اسرائیل، آرامش نسبی برقرار شد و حملات هوایی به مناطق لبنان، همچنین حملات موشکی به فلسطین اشغالی متوقف شد.

 

 

 

بازتاب پیروزی حزب الله

 

پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه به حدی چشمگیر بود که سردمداران و مقامات مختلف سیاسی و نظامی اسرائیلی نیز نتوانستند از اعتراف به قدرت حزب الله خودداری کنند و در مقاطع و زمان های مختلف به قدرت و توانمندی بالای حزب الله اذعان کردند. در همین رابطه مردخای زرعی، سخنگوی ارتش اسرائیل با اشاره به قدرت موشکی حزب الله گفت: «برای تحمل چنین تلفات و خساراتی آمادگی داشتیم.»

 

شیمون پرز نیز در مصاحبه با نیوزویک گفت: «فکر نمی کردیم حزب الله دارای چنین توان موشکی باشد و از آن استفاده کند.»

 

در این حال ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل که با چهره ای افسرده در پارلمان حاضر شده بود گفت: «ما در دو جبهه داخلی و مرزی متحمل ضربات دردناکی شدیم. می دانم که همه شما غمگین هستید. ما در دو جبهه داخلی و مرزی متحمل ضربات سختی شدیم اما قطعنامه 1701 بیانگر موفقیت دیپلماتیک برای اسرائیل است.»

 

احمد الطیبی، نماینده عرب های ساکن فلسطین اشغالی در ادامه این جلسه به عملکرد دولت اسرائیل و حمله به لبنان اعتراض کرد که با واکنش تند مسئولان امنیتی کنست مواجه شد و به زور از جلسه اخراج گردید.

 

مقامات مسئول و امنیتی اسرائیل نیز اذعان داشتند، بسیاری از احزاب داخل اسرائیل خواستار تشکیل کمیته تحقیق برای ارزیابی عملکرد دولت اولمرت در این جنگ شده اند و مطالبات خود را برای تشکیل این کمیته به هیئت رئیسه کنست تحویل داده اند. این مقامات افزودند: «به دنبال گسترش انتقادات از عملکرد دولت اسرائیل در این جنگ، برخی از احزاب مخالف و نیز احزاب مستقل اسرائیل خواستار تشکیل دولت موقت در اسرائیل و انحلال دولت فعلی شدند. این احزاب با ارائه درخواستی خواستار تشکیل فوری دولت موقت و برکناری اولمرت و انحلال دولتش شدند.»

 

 

سخنان سید حسن نصرالله در مورد جنگ 33 روزه

 

سید حسن نصرالله از جنگ 33 روزه و پیروزی حزب الله در این نبرد تاریخی ناگفته های فراوانی داشت که به بخش هایی از آن بدین قرار است:

 

"دائماً به ما پیشنهاد می‌شود که سلاح خود را حفظ کنید، اما حتی به صورت ضمنی به ما تعهد دهید که از آرمان فلسطین و موضوع طمع‌ورزی های اسرائیل دست بر خواهید داشت؛ این پیشنهادها از آمریکایی‌ها و فرانسوی ها و انگلیسی‌ها و دیگران مطرح می‌شود،‌ پیشنهاد بزرگی برای ما از طریق یک شخص آمریکایی لبنانی الاصل فرستاد و گفت که آمریکا می تواند حزب الله را به صورت بین المللی به رسمیت بشناسد، سلاح نیز در دست این حزب باقی بماند و این حزب را از لیست ترور نیز خارج کند، اما به شرط اینکه حزب الله به صورت شفاهی و در پشت درهای بسته این تضمین را ارائه کند، اما ما این خواسته ها را رد کرده ایم، ما نمی توانیم به کسی چنین تعهدی بدهیم، ارزش این سلاح وقتی برای کشور و آرمان آن استفاده نشود، چیست؟

 

 

موشک‌هایی که ما در جنگ 33 روزه پرتاب کردیم، تعداد اندکی از موشک‌هایی بود که در اختیار داشتیم، پرتاب موشک‌های ما حساب شده بود، امکانات میدانی و انتشار عناصر مقاومت اجازه پرتاب موشک‌های بیشتری را به ما می‌داد، اما ما محاسبه این را می کردیم که نبردی طولانی مدت را در پیش رو داریم و نمی‌خواهیم تا پیش از پایان جنگ موشکهای ما تمام شود."

 

سید حسن نصرالله در پاسخ به این مسأله که گفته می‌شود بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه به مقاومت در جریان جنگ تموز پیشنهاد ورود به جنگ در کنار حزب الله را داد، گفت: «بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه برای من پیام فرستاد و در آن پیشنهاد پیوستن به جنگ را داد. سوریه این ارزیابی را داشت که هدف از حمله اسرائیل و توطئه بین المللی به همراه وجود برخی توطئه داخلی در لبنان له کردن مقاومت است و ارزیابی می کرد که اگر مقاومت را از بین ببرند، رو به سوریه خواهند آورند و پیشنهاد دادند که نیروهای خود را در بخش‌هایی از لبنان بفرستند.»

 

 

رهبر بزرگ عربی

 

درجریان جنگ ۳۳ روزه مقام معظم رهبری بیانیه ای خطاب به سیدحسن نصرالله صادر کردند وآن را با این عبارت به آخر رساندند: سلام بر"رهبر بزرگ عربی سیدحسن نصرالله"

 

 

 

شخصیت شناسی نصرالله از دیدگاه کارشناسان روانشناس اسرائیلی

 

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان نیمی از جنگ روانی خود علیه رژیم صهیونیستی را تنها با سخنانش درنشست های رسانه ای به فعلیت رساند. واکنش مردمی به سخنان وی به حدی رسید که حتی حالات چهره‌اش یا آهنگ صدایش مورد بحث و بررسی و تحلیل قرار می گرفت و به عاملی تعیین کننده در آرامش دوستان یا نگرانی دشمنان تبدیل شده بود.

 

در طرف مقابل، اتباع اسرائیل سخنان سید حسن نصرالله را به خاطر اطمینان از صحت و سقم آن، دنبال می کردند و آن را با سانسوری که مقامات اسرائیلی در طول جنگ بر اخباراعمال می کردند، مقایسه می نمودند. در اهمیت تأثیر سخنان سید حسن نصرالله همین بس که سران صهیونیستی و رسانه‌های غربی بخش وسیعی از برنامه های خود را در طول جنگ به تحلیل و بررسی شخصیت دبیرکل حزب الله لبنان و نمادی که از وی در جهان عرب و اسلام ساخته شده بود، اختصاص دادند. حتی بخش‏های اطلاعاتی اسرائیل حرکات دست سید حسن نصرالله و ابعاد روانی آن را با دقت مورد بررسی قرار دادند.

 

 

"آیا پنهان شدن در زیر زمین بر روحیه او تاثیر می‌گذارد؟ آیا از جان خود می ترسد یا اینکه به ایمان خود بر پیروزی ثابت قدم است؟ برای بعد از جنگ چه برنامه ای دارد؟" این ها سوال‌هایی بود که روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در تحقیقی تحت عنوان "کارشناسانی که بر روی نصرالله تاثیر می‌گذارند" مطرح کرد.

 

یک کادر پانزده نفره از تحلیلگران اطلاعاتی، شرق شناسان وروانشناسان به تحلیل و بررسی شخصیت نصرالله و ویژگی‌های جدید این شخصیت پرداختند. این تیم کارشناسی در مسیر پژوهش های خود سلسله اطلاعاتی در زمینه های مختلف از جمله ابعاد روانی و شکل حرکات دست و حالات صورت وی را گرد آوری نمودند.

 

به نوشته روزنامه «یدیعوت آحارونوت»، این پژوهشگران همچنین به مقایسه بین ظاهر شدن سید حسن نصرالله در میان مردم که اندکی پس از به اسارت گرفته شدن دو نظامی اسرائیلی صورت گرفت و سایر سخنرانی‌های وی در طول جنگ پرداختند. کارشناسان روانشناس اسرائیلی در بررسی و تحقیقات خود مواردی را نیز استنتاج کرده‌اند که به این قرار است:

 

نصرالله به شکل فوق العاده ای آدم بسیار فهمیده‌ای است.

 

نصرالله هرگز از مرگ نمی هراسد.

 

نصرالله بر این باور است که آینده ای نیز در پیش است ولی باید در مقابل چالشی که فرا روی وی قرار گرفته، فوری مقابله کند.

 

نصرالله خود را برای زندگی زیرزمینی طولانی آماده نکرده است.

 

شایان ذکر است که یکی از اعضای تیم بررسی و تحلیل شخصیت سید حسن نصرالله اشاره کرد که فرق بین چگونگی تحلیل در آژانس اطلاعاتی آمریکا و روش تحلیل اطلاعاتی در اسرائیل در این است که آمریکایی‌ها به تحلیل جنبه مشخص روانی یک شخصیت میپردازند چون تحلیل‌ها محور ارزیابی‌هاست اما ما فردی بسیار پیچیده در پیش رو داریم که دارای تصویر اطلاعاتی فراگیری است که در آن ابعاد روانشناسی و فیزیکی، هر کدام وزن مشخصی دارند ولی تحلیل اظهارات او و مقایسه بین گذشته و حال به آن وزن بیشتری می بخشد.

 

همچنین دانی روبنشتاین، روزنامه نگار اسرائیلی در روزنامه یدیعوت آحارونوت یک هفته قبل از اعلام آتش بس می گوید: «سیدحسن نصرالله شخصیت بزرگی است. فلسطینیان و مردم عرب به او چشم دوخته اند که از عبدالناصر، رئیس جمهور مصر در زمان خود نیز بالاتر و برتر است. عبدالناصر در جنگ سال 67 توانست 6 روز دوام بیاورد و استقامت کند ولی سیدحسن نصرالله یک سوم اهالی اسرائیل را چهار هفته در پناهگاه حبس کرد.»

 

 

نصرالله از دید مطبوعات انگلیس

 

از سوی دیگر مطبوعات انگلیس نیز بر شخصیت سیدحسن نصرالله متمرکز شده و به مراحل مختلفی که این شخصیت جادویی گذرانده و آمیزه‌ای از میهن دوستی و تدین است، پرداختند.

 

روزنامه ایندیپندنت در دوم اوت سال 2006، نصرالله را نمادی از مقاومت بر ضد اسرائیل در سراسرجهان اسلام خواند. این روزنامه نوشت: «اقدام اسرائیل در حمله به لبنان، نصرالله را از یک رهبرشیعه در لبنان به رهبری که از تمامی تلاش‌های اسرائیل برای کشتنش نجات یافت، تبدیل کرد. اسرائیل نتوانست حزب وی را ریشه کن کند و به قهرمانی در سراسر جهان عربی بدل گشت.»

 

 

در همین ارتباط، روزنامه انگلیسی تایمز نوشت: «سید حسن نصرالله مرد لحظه‌هاست که ستاره بخت و خوش شانسی وی بر ویرانه‌های ساختمانهایی که بمب‌های اسرائیلی آن ها را ویران نمودند، درخشید.»

 

روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف نیز در بیست و نهم ماه اوت 2006 در کنار عکسی بزرگ از دبیرکل حزب الله لبنان، گزارشی تحت این عنوان منتشر کرد: «ستاره خوش اقبالی نصرالله بر تمامی گروه های لبنانی تابید. نصرالله یکی ازرهبران شگفتی ساز در خاورمیانه است»

 

این روزنامه رویکردهای لبنانی‌ها را که به مصاحبه سید حسن نصرالله با یکی ازشبکه های لبنانی گوش دادند، منتشر کرد که یکی از آنها می‌گفت: «مردم او را راستگو می دانند و بر خلاف تمامی سیاستمداران دیگر، وی فردی راستگو است و دروغ نمی گوید.»

 

روزنامه‌های انگلیس به جایگاه نصرالله اندکی قبل از جنگ پرداختند. روزنامه گاردین در یکی از شماره‌هایش در این رابطه نوشت: «عکس نصرالله در خیابانهای رام الله پخش می شود؛ زیرا که او به آنچه می گوید، عمل می کند و این امری است که در بین رهبران عرب مرسوم ومعمول نیست.»

 

از سوی دیگر روزنامه فایننشال تایمز از دیگر روزنامه‌های انگلیسی در این رابطه نوشت: «پشتیبانی مردم عرب سنی از سید حسن نصرالله به عنوان قهرمانی جدید، چهره اسامه بن لادن در خاورمیانه را کمرنگ کرد.»

 

همین روزنامه در کنار مقاله‌ای با نام "حزب الله نقشه خاورمیانه را ترسیم کرد" کاریکاتوری را به چاپ رساند که در آن دو گروه شیعه و سنی دیده می شدند که میانشان شکافی بود که عکسی بزرگ از سید حسن نصرالله این شکاف را پر می کرد. این کاریکاتور نشان دهنده آن بود که نصرالله با مبارزه خود بر ضد اسرائیل به دو مذهب شیعه و سنی نزدیک است.

 

در همین ارتباط، این روزنامه به فتاوای تکفیری پرداخت که توسط شیوخ سعودی و وهابیون صادر شده بودند و بعد از پیروزی حزب الله علیه رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه، همان ها مجبور شدند که نظرشان را تغییر بدهند.

 

 

همچنین تحلیلگران روزنامه اکونومیست به تحلیل این موضوع که سید حسن نصرالله به یک نماد تبدیل شده پرداختند و مطرح کردند که وی درایجاد وحدت بین شیعه و سنی در خاورمیانه موفق شده است، امری که بن لادن در انجام آن ناموفق بود. همچنین نصرالله با این پیروزی و بعد از آن که لبنان را به مانعی قوی در برابر نیروهای اسرائیلی تبدیل کرد، بار دیگرآتش قیام و مبارزه اسلامی را در میان جوانان عرب برانگیخت.

 

در همین رابطه مرکزآمریکایی "سیاست خاور نزدیک" بخشی از ارزیابی‌های خود درباره جنگ 33 روزه را، در کنار تصویری ازسید حسن نصرالله به چاپ رساند که وی را پس از آزادی بنت جبیل در سال 2000، در حال سخنرانی در این شهر نشان می داد. حادثه ای که آتش انتفاضه ملت فلسطین را شعله ور نمود و از آن پس اصطلاح خانه عنکبوتی در نزد حزب الله برای توصیف قدرت اسرائیل ابداع شد. اظهارات مسئولان صهیونیستی عمق نارضایتی آنان را از طرح این واژه توسط نصرالله نشان داد و کار به جایی رسید که ماشین جنگی اسرائیل تصمیم گرفت برای درهم شکستن نماد اراده و قدرت حزب الله، حتما وارد این شهرک جنوبی لبنان شود.

 

این مرکز در ادامه ارزیابی های خود نوشت: «نصرالله قدرت بازدارندگی اسرائیل را هدف قرار داده است و این امر موجب حساسیت زیادی برای اسرائیل شده است.»

 

روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست نیز سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان را این گونه توصیف کرد: «به طور کلی نصرالله با عمامه و سیمایش از بزرگترین اسرار حزب الله به شمار می رود.»

 

 

مواضع سید حسن نصرالله در خصوص نظام سیاسی مطلوب و ولایت فقیه

 

سید حسن نصرالله طی سخنرانی در دهه شصت گفت: «من یکی از کسانی هستم که در مسیر حزب الله و در دستگاه اجرایی آن فعالیت می کنم. من شخصاً حتی یک لحظه در این سیستم نمی مانم اگر یقین و قطع نداشته باشم که این سیستم از طریق سلسله مراتب متصل است به ولی فقیهی که رهبر است و گوش کردن به حرفش از نظر شرعی مبرء الذمه است و دستورش لازم الاجراست. برای ما، این امری است یقینی و به آن اطمینان داریم.»

 

سید حسن نصرالله در خصوص وابستگی حزب الله به جمهوری اسلامی می‌گوید: «صحبت های دیپلماتیک و سیاسی در این بحث، اساس کار محسوب نمی شود و از نظر سیاسی و رسانه ای صحیح نیست.» [یعنی ما وابسته به ولی فقیهیم از نظر شرعی، نه به ایران از نظر سیاسی و...]

 

سید حسن نصر الله می گوید: «در سطح رابطه مستحکم و رابطه ماهوی ای که با رهبری جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه داریم، این مسئله برای ما مسئله ای قطعی است و به آن مطمئنیم؛ این مسیر [حزب الله] را، فقط به این علت به آن پیوسته ایم و در آن جانفشانی می کنیم و خود را در معرض خطر قرار می دهیم چون قطعیت و اطمینان داریم که این خون، در مجرای ولایت فقیه جاری می شود. هر کس مطمئن نیست، باید برود و از [مسئولین] انقلاب اسلامی ایران درباره این موضوع بپرسد تا اطمینان و یقین پیدا کند.»

 

نصرالله در جایی دیگر از سخنان خود می گوید «... و [دشمنان ما] خیال می کنند وقتی که می گویند، ما [یعنی حزب الله] حزب ولایت فقیه هستیم، خیال می کنند این توهینی برای ماست. ابداً اینطور نیست. من امروز اعلام می کنم و این حرف جدیدی نیست: من شخصاً افتخار می کنم که یک فرد در حزب ولایت فقیه باشم. حزب ولایت فقیهی که عادل، عالم، حکیم، شجاع، صادق و مخلص است.»

 

نصر الله ادامه می دهد به آنها می گویم: «ولایت فقیه به ما که حزبش هستیم می گوید: "لبنان کشوری دارای تنوع طایفه ای و تعدد مذهبی است و شما باید از آن محافظت کنید."»

 

 

سید حسن نصرالله طی یک سخنرانی در مورد ولایت فقیه و تبیین جایگاه ولی فقیه گفت: «نقش ولی فقیه در حکومت ایران نقش رهبری و تنظیم‌کننده امور است. ولی فقیه دیدگاه و نظر خود را بر مردم تحمیل نمی‌کند. ولی فقیه به عنوان یک مسئول که باید اراده و خواست ملت را به اجرا بگذارد. ولایت فقیه یکی از ارکان اصلی نظام ایران است.»

 

دبیرکل حزب‌الله لبنان با اشاره به اینکه ولایت فقیه یکی از ارکان اصلی نظام ایران به شمار می‌رود، تصریح کرد: «در عین حال نظام این کشور نام جمهوری اسلامی را دارد و دولت ولایت فقیه نام نگرفته است. ولایت فقیه بیش از دیگران متعهد به قانون است در ایران می‌توان ملاحظه کرد که قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه حقیقی و واقعی وجود دارد و در راس قوه مجریه رئیس جمهور کشور به رسیدگی به امور کشور مشغول است و تمام قوا از یکدیگر جدا بوده و هریک به فعالیت‌های خود در حوزه مربوط به خود مشغول است و ولی فقیه بر فعالیت این قوا نظارت می‌کند تا هیچ‌یک از آنها از حدود اختیارات در نظر گرفته شده برای آنها پا را فراتر ننهد و در صورت نیاز و بروز مشکل به حل مشکلات پیش آمده در آنها بپردازد، اما این به معنای دخالت ایشان در تدوین و وضع قوانین و یا دست بردن و تغییر دادن احکام صادره توسط قوه قضاییه یا تصمیمات گرفته شده توسط قوه مجریه نیست و قدرت در ایران و در نظام ولی فقیه از آن یک نفر یا شخص خاص نیست بلکه همه در برابر قانون پاسخگو هستند، حتی شخص ولی فقیه در برابر قضات و دادگاه در صورت ارتکاب خطا پاسخگو باید باشد، همچنین ایشان در برابر مجلس خبرگان نیز پاسخگوست چون این مجلس این اختیار را دارد تا در صورت بروز اشتباه و خطا از سوی رهبر وی را جدای از بازخواست حتی برکنار نیز بکند.»

 

سیدحسن نصرالله تاکید کرد: «هنگامی‌که می‌گوییم حکومت ولی فقیه؛ بدین معناست که در راس این کشور شخصیتی قرار گیرد که باید دارای خصوصیات و ویژگی‌های خاص و منحصربه‌فردی باشد، به این معنا که باید ولی فقیه عالم و مجتهد باشد یا حقوقدانی (رجل قانون ) باشد که در قوانین صاحب‌نظر باشد و همچنین باید عادل، دانا، مدیر، مدبر و شجاع باشد و بالطبع هر کس که در راس قدرت و حکومت قرار گیرد، باید خود بیش از هرکس دیگری در کشور به قانون متعهد و ملتزم باشد و این در واقع از افتخارات یک نظام است که رهبر آن بیش از دیگران مقید به اجرای قانون است.»

 

 

روابط سید حسن نصرالله با ایران

 

معاون سید حسن نصر الله در پاسخ به سوالی مبنی بر واکنش حزب‌الله در صورت حمله اسرائیل و حامیان آن به ایران گفت: «رابطه ما با جمهوری اسلامی ایران مثل پدر و فرزند است و در صورت حمله متجاوزان از ایران دفاع خواهیم کرد، حتی اگر شود خودمان را فدای بقای جمهوری اسلامی بکنیم، این کار را خواهیم کرد و این کار نه از روی تعصب، بلکه به خاطر مصالح حقیقی جهان اسلام است.»

 

 

نظرات سید حسن نصرالله در مورد حل بحران سوریه

 

سید حسن نصر الله در مورد حل بحران سوریه [طی سخنانی در نشست های داخلی حزب الله در سال 92 ش] اظهار داشت: «به عقیده من تنها راهکار حل و فصل بحران سوریه حضور همه طرفین درگیر بر سر میز مذاکرات و دست کشیدن از گروه‌های خارجی و نفوذ آنها است. طرفین درگیر سوریه نباید منتظر تصمیمات باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه باشند. مذاکره بهترین وسیله برای متوقف کردن درگیری‌های داخلی و پایان دادن به آن است. پیش از آنکه همه از تر و خشک در این جنگ بسوزند.»

 

نصرالله درباره تلاش اسرائیل برای دخالت در سوریه نیز گفت: «دگرگون کردن اوضاع سوریه از طریق ایجاد جنگ گسترده هیچ نفعی برای اسرائیل ندارد چرا که اسرائیل می‌داند حزب‌الله بخش جدایی ناپذیری از پاسخ سوریه به اسرائیل است. اسرائیل با طولانی کردن درگیری‌ها در سوریه برای چند سال دیگر و کشته شدن مردم این کشور به دست یکدیگر منافعی را می‌بیند و این از جمله انگیزه‌هایی است که اسرائیل را به طراحی نقشه‌هایی جهت تکه تکه کردن سوریه تحت عناوین مختلف وا می‌دارد نقشه‌هایی که هدف اصلی آنها ممانعت از وجود نیروی توانمند متحد در سوریه است تا بدین وسیله قوای ضعیفی در این کشور باشد که نتواند در صورت حمله اسرائیل به اراضی سوری و مرزهای این کشور در برابر اسرائیل ایستادگی کند. این طبیعی است که دخالت اسرائیل در سوریه از لحاظ امنیتی و نظامی محدود باشد و به اقداماتی کوچک از جمله ترور شخصیت‌های سوری، نابود کردن زیرساختها و تلاش برای ضربه زدن به زرادخانه‌های نظامی منحصر شود.»

 

 

 

پاسخ سید حسن در قبال انفجار تروریستی در بیروت

 

به دنبال انفجارهای مرداد ماه سال 92 ش، در بیروت، سید حسن نصر الله در سالگرد پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه طی سخنانی گفت: «یکی از پاسخ های ما به اقداماتی نظیر انفجار بیروت این خواهد بود که اگر یک هزار رزمنده در سوریه داریم آنها به دو هزار نفر خواهند رسید و اگر پنج هزار نیرو داشته باشیم؛ آنها 10 هزار نفر خواهند شد زیرا شما محل اشتباهی را برای حمله انتخاب کرده اید؛ اگر نبرد با تروریست ها ایجاب کند که خود من و همه حزب الله به سوریه برویم، برای حمایت از مردم سوریه، لبنان، فلسطین، قدس و مسئله مقاومت به سوریه خواهیم رفت.»

 

وی افزود: «هیچ کسی گمان نکند که اگر در جنگی علیه ما وارد شد می تواند تکلیف این نبرد را تعیین کند زیرا ما تکلیف نبرد و پایان آن را مشخص خواهیم کرد و همانگونه که در جنگ هایمان با اسرائیل همواره پیروز میدان بوده ایم به همگان میگویم که ما در نبردمان علیه تروریسم جهادی نیز پیروز خواهیم بود.»

 

سیدحسن نصرالله تأکید کرد که این نبرد برای ما گران تمام خواهد شد اما تاوان آن از در خانه در انتظار دشمن ماندن تا بیایند و ما را مانند چهار پا سر ببرند کم هزینه تر است:« ما مانند هر نبردی برای دفاع از شرف و عزت و هستیمان از مرگ و خونریزی هراسی نداریم و ما صاحبان دیدگاه پیروزی خون بر شمشیر هستیم.»

 

 

علت پیر شدن نصرالله از زبان خودش!

 

روزنامه السفیر در گفت وگویی دوستانه از نصرالله در مورد علت پیر شدن و سفید شدن محاسن و موهایش اینگونه پرسید که آیا این موضوع ارتباطی به جنگ 33 روزه دارد یا نه.

 

سید حسن نصرالله در جواب به این سؤال با خنده پاسخ داد: «اوضاع داخلی لبنان ما را پیر کرد، درگیری با اسرائیلی‌ها آسان‌تر از درگیری‌های داخلی است.»

 

 

وی تصریح کرد که در درگیری با اسرائیل اهداف و گزینه‌ها در میدان جنگ مشخص است، سلاح‌ها و تاکتیک‌ها و نحوه سخنرانی ها نیز مشخص است، اما در درگیری‌های عرصه سیاست داخلی لبنان دیگر بحث سختی‌ها مطرح نیست، بلکه اوضاع مصیبت بار است.

 

 

تاریخچه تبادل اسرا میان رژیم صهیونیستی و حزب الله

 

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، حزب الله در کنار قدرت نظامی از قدرت چانه زنی نیز برخوردار است و می تواند با طرف اسرائیلی برای رسیدن به خواسته هایش به مذاکره بنشیند و به آنچه می خواهد برسد. چند نمونه از عملیات تبادل اسرا بین رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان بدین قرار است:

 

اولین عملیات تبادل اسرا، در سال 1991، یعنی همزمان با پیان جنگ های داخلی لبنان که حس ضد یهودی و ضد اسرائیلی نیز در لبنان بالا بود، انجام شد. در این سال، با میانجیگری مجامع بین المللی در سه مرحله و از طریق گذرگاه کفر تبنیت، دو طرف به تبادل اسیران خود پرداختند. در این عملیات، تل آویو 91 اسیر لبنانی همراه با پیکر 9 تن از نیروهای حزب الله را به این جنبش تحویل داد تا در مقابل اطلاعاتی درخصوص سرنوشت دو نظامی اسرائیلی که در سال 1986 اسیر شده بودند، به دست آورد.

 

دومین عملیات تبادل در مورخه 21 اوت 1996 انجام شد. در این عملیات، اسرائیل 45 اسیر را از بازداشتگاه های خود از جمله بازداشتگاه خیام آزاد کرد که در میان آنان سه زن نیز به چشم می خوردند. همچنین پیکر 123 لبنانی را تحویل حزب الله داد و در مقابل جسد دو نظامی خود را تحویل گرفت. این عملیات از طریق گذرگاه «کفر تبنیت»، با نظارت کمیته صلیب سرخ جهانی انجام شد.

 

سومین عملیات تبادل اسرا، که طی آن، تل آویو 60 اسیر را آزاد کرده و پیکر 40 رزمنده لبنانی را تسلیم حزب الله نمود و حزب الله نیز اجساد متلاشی شده کماندوهای اسرائیلی که در کمین نیروهای این جنبش در سال 1997 کشته شده بودند، به تل آویو تحویل داد.

 

چهارمین عملیات تبادل اسرا، پس از آزادسازی جنوب لبنان در سال 2000 صورت گرفت که یکی از مهم ترین اتفاق ها محسوب می شود. در جریان این عملیات، حزب الله سرهنگ سری ارتش اسرائیل، «حنان تنباوم» را آزاد کرد که در مقابل به آزادی شیخ عبدالکریم عبید و مصطفی الدیرانی منجر شد. گفتنی است سرهنگ حنان تنباوم که برای انجام یک عملیات جاسوسی به لبنان اعزام شده بود، توسط حزب الله در بیروت دستگیر شد، اما شیخ عبدالکریم عبید و مصطفی الدیرانی در منطقه بقاع توسط کماندوهای اسرائیلی ربوده شدند. تل آویو بر این باور بود که الدیرانی، یکی از مسئولان امنیتی جنبش اَمَل است که اطلاعات محرمانه ای درخصوص خلبان ران آراد دارد. هواپیمای ران آراد هنگام بمباران مواضع فلسطینی ها در لبنان، توسط یک موشک زمین به هوا هدف قرار گرفت و در نزدیکی اردوگاه عین الحلوه که تحت کنترل جنبش اَمَل بود، سقوط کرد.

 

 

پنجمین عملیات تبادل اسرا، با میانجیگری آلمان و با نظارت صلیب سرخ جهانی در مورخه 29 ژانویه 2004، یعنی دو سال قبل از آغاز جنگ 33 روزه صورت گرفت. در این عملیات 500 اسیر فلسطینی و 28 اسیر لبنانی و عرب آزاد شدند و اجساد سه نظامی اسرائیلی به تل آویو تحویل داده شد. این بزرگ ترین عملیات تبادل اسیر میان حزب الله و اسرائیل محسوب می شود.

 

ششمین عملیات تبادل اسرا که در آن مقامات تل آویو با آزادی انور یاسین که 17 سال اسیر بود، موافقت کردند، اما اجازه ندادند سمیر قنطار که از سال 1985 در زندان های اسرائیل به سر می بُرد، آزاد شود. علاوه بر آن، عملیات مشابه دیگری نیز صورت گرفته که از جمله آن عملیاتی بود که در سال 1997 انجام شد. در این عملیات سه تن از زندانیان بازداشتگاه اسرائیلی خیام، در مقابل آزادی آنتوان لحد، یکی از نیروهای ارتش اسرائیل آزاد شدند.

 

 

وعده صادق

 

سید حسن نصرالله در همان سال (2004) ضمن احمق خطاب کردن سران صهیونیست به سبب ممانعت از آزادی سه اسیر (نسیم نسر، سمیر قنطار، یحیی اسکاف)، قول داد که مقاومت اسلامی طی یک عملیات اسیرگیریِ دیگر، این سه تن را از چنگ رژیم صهیونیستی آزاد نماید. مدارک زنده بودن سمیر قنطارو سمیر نسر قطعی بودند.

 

حزب‌الله برای آزادی این دو، هیچ اهرمی نداشت. سمیر قنطار شیعه نبود. او جزو کمونیست‌های جمعیت خلق برای آزادی فلسطین بود و سیدحسن به او لقب عمیدالاسرا داده‌بود که به معنی سرتیپ و سرسلسله اسراست. این اقدام حزب‌الله نشان داد مقاومت اسلامی نه مختص گروهی شیعه، که متعلق به تمام لبنان و یک مقاومت ملی است.

 

 

عملیات اسیرگیری سال 2006 موسوم به "وعده صادق" و جنگ 33 روزه لبنان ثابت کرد که حزب الله لبنان و رهبر آن بر سر عهد خویش با مردم لبنان هستند و اسرای خود را فراموش نخواهند کرد.

این سه اسیر قرار بود در جریان تبادل اسرا در سال 2004 میلادی آزاد شوند اما با خیانت رژیم صهیونیستی در مسیر تبادل در آخرین لحظات از تبادل آنان خودداری شد.

 

هفتمین عملیات تبادل اسرا نیز در 15 اکتبر 2007 انجام شد که در اثر آن حسن عقیل، اسیر لبنانی آزاد شد و پیکر دو رزمنده وابسته به حزب الله نیز تحویل این جنبش شد و در مقابل اسرائیلی ها نیز جسد یکی از شهروندان خود را تحویل گرفتند. این فرد در آبهای ساحلی دریای مدیترانه غرق شده بود و امواج، جسد او را به ساحل لبنان آورده بودند.

 

هشتمین عملیات تبادل اسرا در تاریخ 16 ژوئیه 2008 (26 تیر 87) انجام شد که طی آن جنازه 2 نظامی اسرائیلی با 4 اسیر لبنانی به نامهای سمیر القنطار، خضر زیدان، ماهر کورانی، محمد سرور و حسین سلیمان مبادله شد. سمیر القنطار قدیمی ترین اسیر در بند صهیونیستها بود که از سال 1985 در زندان به سر می‏برد.

 

 

واکنش رسانه‏های اسرائیلی به تبادل اسرا در سال 2004

 

تحلیلگر روزنامه «یدیعوت آحارونوت»:

گی باخور، تحلیلگر روزنامه «یدیعوت آحارونوت» در مقاله ای تحت عنوان "توطئه ایرانی" نوشت: «کنکاش های بعدی از قرارداد مبادله اسرا روشن خواهد کرد که در ماه های اخیر طرف ما در این مذاکرات، حزب الله نبود بلکه قدرت بزرگتر و بسیار جدی یعنی ایران بوده است، زیرا از زمان سرنگونی صدام، قواعد و بنیان ها در جهان تشیع تغییر یافت و ایران که در طول سال های گذشته، از دور، جریان گفتگوها را پیگیری می‏کرد، در حالی که این مذاکرات روند کند خود را طی می کرد اما ناگهان با رهبری این کشور این مذاکرات روند سرعتی به خود گرفت و نصرالله به بازیگر فرعی و حتی یک میانجی تبدیل شد.»

 

وی با اشاره به شرکت برخی مسئولان بلندپایه ایرانی درمراسم استقبال اسرا در بیروت نوشت: «این پیروزی، پیروزی یک جنبش لبنانی نبود بلکه موفقیت یک جریان خارجی (ایران) بود که با دخالت آن در این مسأله عامل اجرای قرارداد مبادله شد.»

 

به اعتقاد وی، نقش تاریخی حزب الله در لبنان پایان نخواهد یافت، همان طور که در سال 2000 اسرائیل را وادار به عقب نشینی از جنوب لبنان کرد.

 

روزنامه اسرائیلی «معاریو»:

این روزنامه در بالای تصویر مراسم استقبال رسمی از اجساد نظامیان اسرائیلی و تنباوم سرهنگ اسرائیلی و نیز تصویر عملیات انتحاری (شهادت طلبانه) در قدس و جشن های بیروت عنوان های « روز اشک ها»، «درد و ذلت و خواری عملیات وحشتناک قدس»، «فرزندانی که دیگر زنده نیستند» و «قرارداد تبادل اسرا باعث [رفع] اختلافات و جشن های خرابکاران است» را برجسته کرد.

 

روزنامه «یدیعوت آحارونوت»:

این روزنامه با انتخاب تیتر"اندوه بار و دردناک" نوشت: «استقبال اندوه بار در فرودگاه تل آویو و جشن های پیروزی در بیروت، خشم ها را برانگیخت.»

 

 

یوئیل مارکوس، تحلیلگر برجسته روزنامه «هاآرتص»:

این شخص که تأثیرگذارترین روزنامه نگار بر افکار عمومی اسرائیل است، نوشت: «قراردادی که به موجب آن سه جسد و یک شهروند اسرائیلی در مقابل آزادی صدها اسیر مبادله شدند، نه تنها دلیلی برای جشن اسرائیلی ها نیست، بلکه یک رسوایی ملی است، زیرا به وضوح مشخص بود که طرف گفتگو، جریانات تروریستی بودند!»

 

آلکس فشمان، تحلیلگر نظامی روزنامه «یدیعوت آحارونوت»:

این تحلیل گر اسرائیلی ضمن موافقت با نظر مارکوس در ارزیابی خود از قرارداد تبادل اسرای عرب و اسرائیل ابراز عقیده کرد که دشمن مقابل اسرائیل (حزب الله) به دنبال تحقیر و به زانودرآوردن اسرائیل است: «تبادل اسرا که اسرائیل سه جسد و تنها یک مجرم را در ازای صدها اسیر عرب و لبنانی تحویل گرفت و پیامد آن جشنواره های عظیم در بیروت و استقبال باشکوه در لبنان تنها درراستای اهداف دشمن (حزب الله) بود.»

 

«سموار بیری»، تحلیلگر امورعربی روزنامه «یدیعوت آحارونوت»:

این تحلیلگر روزنامه بدیعوت آهارونوت، در زیرِ تصویر بزرگی از مصطفی الدیرانی، بر روی دستان جمعیت انبوه استقبال کننده در بیروت، نوشت: «بیشترین چیزی که اسرائیلی های غرق در ماتم و اندوه را به خشم آورد، جشن های مردم لبنان و آتش بازی هایی بود که در مراسم استقبال از اسرای لبنانی در بیروت مشاهده کردند.»

 

وی اقدام شبکه های لبنانی در پخش مراسم استقبال از اسرای لبنانی را اقدامی خودخواهانه توصیف کرد و همچنین مسؤولان رژیم اسرائیل را احمق هایی خواند که در صورتی که سمیر قنطار اسیر لبنانی را آزاد نکنند، پشیمان خواهند شد و باید بهای سنگینی را بپردازند.

 

تسفی بارئیل، تحلیلگر روزنامه «هاآرتص»

بارنیل نیز نوشت: «جشن های استقبال از اسرای لبنانی در بیروت ترجمانی از تظاهرات وحدت ملی بود که با درایت و اقتدار حزب الله صورت گرفت، این جشن مختص حزب الله بود که لبنان به عنوان یک میهمان افتخاری به آن پیوست، گویی که حزب الله یکی از اسرای آزاد شده بود. نصرالله (حزب الله) برای آزادی دیگر اسرا در زندان های اسرائیل و نیز گسترش دامنه مشروعیت مبارزاتش تلاش خواهد کرد.»

 

یرون لندن، تحلیلگر روزنامه «یدیعوت آحارونوت»:

او نیز در مطلبی تحت عنوان « خودخواهی و ننگ » در روزنامه یدیعوت آهارونوت نوشت: «تنها یک زن فلسطینی با فریادهای خود شکست مفتضحانه ای به ما (اسرائیل) وارد کرد.»

 

وی با اشاره به خوشحالی مردم فلسطین به خاطر آزادی اسرای خود و تمجید آنها از حسن نصرالله نوشت که آنها از حزب الله خواستند با ربودن نظامیان بیشتری از اسرائیل، آنها را در راه آزادی اسرای سرزمینشان بکار گیرد. به گفته وی، اگر کارشناسان تاکنون در وجود ارتباط میان عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان و بین بیداری شدید مردمی در میان فلسطینی ها تردید داشتند، این توافقنامه و امور بعد از آن این شک و تردید را به یقین تبدیل کرد. این توافق روشن کرد که حزب الله، رهبر است، فقط انجام عملیاتی مانند عملیات حزب الله نه دیپلماسی ضعیف، درنهایت یهودیان را از سرزمین مقدس فلسطین بیرون خواهد راند.

 

وی افزود: «حکومت شارون با تخریب تشکیلات خودگردان، باعث تجهیز دشمن سرسختی شد که بر سرزمین مقدس با نظارت کشور بزرگ اسلامی ایران سیطره یابد واگر فقط ده درصد خرابکاران (مبارزان فلسطینی) به عادت های گذشته شان برگردند مفهومش کشته شدن شمار زیادی از اسرائیلی ها خواهد بود، آنهایی که دیوار حائل برای نجات آنها ساخته می شود.»

 

 

به گفته وی، اگر فقط چند درصد ده ها هزار جوان فلسطینی که برای نصرالله هورا کشیدند این قرارداد را به عنوان شکست (اسرائیل) نتیجه گیری کنند، تعداد بیشتری از اتوبوس های اسرائیلی مانند انفجار اخیر منفجر خواهند شد.

 

این تحلیلگر اسرائیلی افزود: «این تمام بهایی که ما باید پرداخت کنیم، نخواهد بود بهاهای دیگری نیز باید پرداخت کنیم، مانند دادن جایگاه مذاکره کننده قانونی و اعتبار به این سازمان تروریستی (حزب الله)، تشویق گروه های تروریستی در جهان عرب و تخریب توازن سیاسی ضعیف در لبنان، اما بزرگترین نگرانی و ترس ما از این است که این قدرت (حزب الله) تلاش کند از طریق خشونت لجام گسیخته برای ازسرگیری مقابله با قدرت بازدارندگی ما تلاش کند.»

 

نقش ایران در تبادل اسرای لبنانی در سال 2004 از نگاه رسانه های اسرائیلی

 

رسانه های اسرائیل با ارائه تحلیل هائی از نقش مهم و مثبت ایران در این تبادل سخن گفتند. رسانه های اسرائیل پس از اجرای این مبادله در اوج ناامیدی، شکست تل آویو را در این تبادل به «رسوایی ملی» و «بهای سنگین» که اسرائیل متحمل آن شد؛ تعبیر کردند.

 

به نوشته روزنامه های اسرائیلی، آزادی 430 اسیر عرب در مقابل تنها سه جسد و یک مجرم اسرائیلی، لکه ننگ و رسوایی برای دولت اسرائیل بود. رسانه های صهیونیست تأکید کردند که این قرارداد تنها به نفع حزب الله و دبیر کل آن سید حسن نصرالله انجام شد. تیترهای درشت مطبوعات اسرائیل، سردرگمی و پریشانی آنها را به خاطر بهای سنگینی که اسرائیل پرداخت کرد و نیز خشم و نفرت از جشن های مردم لبنان و تهدید مجدد دبیر کل حزب الله به اسیر کردن نظامیان اسرائیلی را نشان داد. به نوشته الحیات، رسانه های اسرائیلی، نقش ایران در اجرای موفقیت آمیز این قرارداد را مهم و مثبت ارزیابی کردند.

 

 

بازتاب تبادل اسرا در سال 2007 در رسانه‏ های جهان

 

خبرگزاری روسی «ریانووستی»:

این خبرگزاری در نظرسنجی که درباره این موضوع انجام داده بود؛ اعلام کرد بیش از نیمی از شرکت کنندگان در نظرسنجی، معتقدند تبادل اسرای حزب‌الله با رژیم صهیونیستی، یک پیروزی برای حزب‌الله بود. در این نظر سنجی از کاربران سوال شده بود: «آیا تبادل اسیران، پیروزی حزب الله بر اسرائیل بود؟» که 6/53 درصد اعلام کردند این تبادل اسرا، پیروزی حزب الله بر اسرائیل بود و تنها 4/21 درصد به آن پاسخ منفی دادند. همچنین در این نظرسنجی حدود 7 درصد پاسخ نمی‌دانم و حدود 17 درصد نیز پاسخ «برایم مهم نیست» ارائه کردند.

 

روزنامه انگلیسی گاردین:

این روزنامه درباره مبادله اسرای حزب الله با اسرائیل نوشت: «این مبادله اسرا موقعیت حزب الله و مقاومت را تقویت کرد. حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان طعم «پیروزی قاطع» در مبادله اسرا را چشید و این اقدام موقعیت حزب وی را به عنوان طلایه دار مقاومت در منطقه استحکام بخشید.»

 

«نصرالله به وعده های خود مبنی بر آزادی فرزندان لبنان از زندان های اسرائیل و معروف ترین آنها سمیر قنطار وفا کرد. این حقیقت که قنطار یک «دروزی» است به نفع حزب الله است و این حقیقت را منعکس می کند که مقاومت ملی است و به یک مذهب خاص تعلق ندارد.»

 

الجزیره:

 در گزارشی به معرفی 5 اسیر لبنانی که از زندان‌های رژیم صهیونیستی آزاد شده‌اند، پرداخت که برجسته‌ترین این 5 اسیر آزاد شده، «سمیر قنطار» است که اسرائیل وی را به پنج بار حبس ابد، مجموعاً به مدت 540 سال محکوم کرده بود. وی با سابقه ترین زندانی اسرائیل بود.

 

پیشتر یک دادگاه اسرائیلی قنطار را به جرم عضویت در سازمان آزادیبخش فلسطین، و انجام عملیاتی در سرزمینهای اشغالی به سه بار حبس ابد محکوم کرده بود. همراه با قنطار چهار تن دیگر از اسرایی که در جریان حمله سال 2006 به لبنان توسط سربازان اسرائیلی دستگیر شده بودند نیز به لبنان بازگشته‌اند: «ماهر کورانی»، «محمد سرور»، «حسین سلیمان» و «خضر زیدان».

 

روزنامه اسرائیلی معاریو

این روزنامه در مقاله ای با اشاره به تأثیر مبادله اسرا بر افکار عمومی اسرائیل نوشت: «روز مبادله اسرا یک روز سیاه و ناامید کننده برای اسرائیلی ها بود.» این روزنامه اسرائیلی در ادامه از نبود اندیشه مدیریت و رهبری در جامعه صهیونیستی به شدت انتقاد کرد و نوشت: «ما اینگونه و با این سوء مدیریت ها به این روز سیاه در تاریخ اسرائیل رسیدیم.»

 

معاریو همچنین به نقل از «اینهوم» پدر یکی از نظامیان اسرائیلی که در جنگ 2006 لبنان کشته شد افزود: «اجرای مبادله اسرا نشان داد که اسرائیل فاقد یک رهبری دوراندیش و عاقل است و از کسی چون اولمرت که دارایی های عمومی را به سرقت می برد نمی توان انتظار بیشتری داشت.»

 

 

حفاظت از سید حسن نصرالله

 

حفاظت از سیدحسن نصرالله را میتوان پیچیده ترین و حساسترین عملیات حفاظت سیاستمداران دنیا دانست؛ زیرا تعداد نقشه های شکست خورده برای ترور وی قابل شمارش نیست.

 

حجت الاسلام شیخ راغب حرب و حجت الاسلام سید عباس موسوی دو رهبر پیشین حزب الله بودند که هر دو به شهادت رسیدند و اینک حجت الاسلام سید‌حسن نصرالله ـ که خود را یکی از سربازان مقام معظم رهبری می‏داند ـ زیر ذرهبین گروههای تروریستی و سازمان های جاسوسی قرار دارد.

 

 

دلیل حساسیت ویژه نصرالله این است که: اولاً "رهبر مقتدرترین حزب لبنان" است؛ ثانیاً "یک شیعه مذهب بوده و خاری در چشم سلفیون است"؛ ثالثاً "تنها شخصیت محبوب عرب می‏باشد که در مقابل قدرتهای مستکبر جهانی ایستاده"؛ و رابعاً اینکه "تنها پیروزی عرب ها بر رژیم جعلی اسرائیل را به دست آورده است".

 

این تهدیدات غیر قابل وصف به حدی است که در برخی خاطرات پیرامون سیدحسن نصرالله آمده است: «در زمانی٬ عملیات تروریستی علیه دبیرکل حزبالله آنقدر افزایش یافته بود که وی شبها چندین بار محل استراحت خود را تغییر میداده است.»

 

مرداد ماه سال 69 فاش شد که جاسوسان موساد حداقل یک بار به نزدیکی سیدحسن نصرالله رسیده اند. این موضوع وقتی افشا شد که یکی از مهمترین دستیاران میشل عون، رییس جمهور لبنان٬ به جرم جاسوسی برای رژیم صهیونیستی دستگیر گردید.

 

اینها همگی نشان از آن دارد که دبیرکل حزبالله لبنان از حساس ترین سیاستمداران دنیاست که آمریکا و متحد اصلی‏اش رژیم صهیونیستی با کمک‏های مالی سعودیها قصد از میان برداشتن این شخصیت برجسته را دارند که به لطف الهی تاکنون موفق نشدهاند.

 

به همین دلایل٬ نصرالله همواره تحت شدیدترین تدابیر امنیتی به سر میبرد و تقریباً تمام سخنرانیهای وی به صورت ویدیو کنفرانس پخش میشود. اما این شخصیت محبوب جهان اسلام که سخنران مراسم دهه محرم ضاحیه در جنوب بیروت بود، در شب دهم و نیز روز عاشورا شخصاً در بین عزاداران حاضر شد و از نزدیک به سخنرانی پرداخت.

 

آنچه در پی میآید٬ تصویر خودروهای تیم حفاظتی سیدحسن نصرالله در سخنرانی روز عاشورا در ورزشگاه "رایة" ضاحیه جنوبی بیروت است که از یکی از ساختمان های مجاور گرفته شده و در سایت "جنوب لبنان" منتشر شده است:

 

 

 

کودکی سید حسن نصرالله از زبان سید حسن نصرالله

 

متن زیر حاصل مصاحبه ایست با سید حسن نصرالله دبیر كل حزب الله لبنان :

 

نامم حسن نصرالله است فرزند "سیدعبدالكریم" و "مهدیه صفی الدین". در تاریخ سی و یكم ماه آب سال 1962 متولد شدم. اصالتا اهل روستای "بازوریه" در منطقه صور واقع در جنوب لبنان هستم ولی محل حقیقی تولدم یكی از محلات حومه شرقی شهر بیروت است. طبعا وضعیت معیشتی خانواده كه جزء خانواده های فقیر ومستضعف بودند، همچون باقی خانواده های شیعه ای كه در تلاش برای پیدا كردن یك فرصت شغلی و لقمه ای نان از جنوب لبنان به بیروت مهاجرت كردند، بود.

 

تا آن جا كه به یاد دارم، مدرسه النجاح یا الكفاح- الان شك دارم- واقع در همان منطقه ای كه به دنیا آمدم یعنی حومه شرقی بیروت، مدرسه ابتدایی من بود. بعد از آن در مدرسه دیگری در مقطع راهنمایی - كه در لبنان به آن تكمیلی می گوییم - مشغول به تحصیل شدم و این دوره را به اتمام رساندم. در همین اثناء بود كه جنگ داخلی درلبنان به وقوع پیوست یعنی در سال های هفتاد و چهار- هفتادو پنج. در پی آغاز این جنگ، مدارس تعطیل شد و حومه شرقی بیروت كه درآن شیعیان ومسلمانان سكونت داشتند، به دست نیروهای لبنانی و"حزب كتائب" - كه شما آنها را "فالانژیست" می نامید - سقوط كرد. در اثر جنگ، ما این منطقه را ترك كرده و به روستای بازوریه در جنوب لبنان بازگشتیم.

 

من از زمان كودكی علاقه شدیدی به كسب علوم دینی داشتم و خیلی زیاد دوست داشتم كه در حوزه درس بخوانم و وقتی كه به هر فرد معممی نگاه می كردم، سخت به صورت آنان خیره می شدم. از كودكی هر گاه كه در محضر برخی مشایخ می نشستم، برای مدتی طولانی به عمامه آنان نگاه می كردم، یعنی به خود عمامه و چین و پیچش آن. آن موقع عمامه به صورت تكه ای پارچه بود كه دستاری سیاه رنگ بر آن پییچیده شده بود.

 

دستار پدرم را می گرفتم وآن را برتكه ای پارچه می پیچیدم و به عمامه اضافه می كردم سپس آن را بر سر می گذاشتم. وقتی كه كوچك بودم انگیزه ومیل شدیدی به سمت كسب علم و این پوشش داشتم. پس در آن زمان به فكر این افتادم كه به نجف بروم.

 

ما 9 خواهر و برادر هستیم كه هر كدام یك سال با هم فاصله سنی داریم. من فرزند ارشد خانواده هستم. سه برادر دارم كه حسین یك سال از من كوچك تر است و بعد از او ما یك خواهر دارم به نام زینب. بعد از او فاطمه، بعد محمد، بعدش جعفر، بعد از آن ذكیه، بعد امینه و بعدش هم سعاد. یعنی پنج خواهر و سه برادر در خانواده برای من وجود دارد.

 

در خانواده ما هیچ فرد روحانی ای وجود ندارد. نه در خانواده خودمان، بلكه در عموها، پسر عموها، پدر بزرگم، برادران پدر بزرگم، پسران برادران پدر بزرگم و پدران شان. یعنی مطمئن هستم كه در سه چهار نسل پدرم و پدربزرگم و پدر بزرگ پدرم و پدر بزرگ پدر بزرگم یعنی دراین چند نسل در فامیل ما، هیچ روحانی ای وجود ندارد.

 

درحقیقت ترتیب مذهبی ای كه باعث شد من طلبه بشوم، یكی از توفیقات الهی است. گفتم كه در خانه ما دین داری به صورت خیلی عادی بود. یعنی دین داری پدر و مادرم این بود كه فقط نماز می خواندند و در ماه رمضان روزه می گرفتند.

 

بسیار شكر می كنم. تقریبا می توانم بگویم كسی با من در این مورد صحبت نكرد و دستم را نگرفت كه به این را ه ببرد. من تا آن جا كه در خاطرم هست، خیلی كوچك بودم كه در خانه مان نسخه هایی از قرآن كریم بود. من قرآن را در دست می گرفتم و می خواندم. البته همه چیز را درك نمی كردم، اما بهشت و جهنم و عذاب درذهن من حك می شد.

 

بعدها پیش كتاب فروش دوره گردی كه مجلات و كتب را در راه پخش می كرد، رفتم و نزد او كتابی را كه اسمش "ارشاد القلوب" بود یافتم. در آن زمان من هشت نه سال داشتم. این كتاب را پیدا كردم و از او گرفتم. كتاب ارشاد القلوب "دیلمی" همه اش مواعظ و قصص است كه بر روی من خیلی تاثیر گذاشت و من معتقدم كه این كتاب تاثیر بسیار زیادی بر زندگی من داشت. از آن زمان شروع به جست وجوی كتاب های اسلامی كردم. درحالی كه كتابخانه های اسلامی را نمی شناختم و بلد نبودم. به خاطردارم كه در آن موقع پیش یكی از دست فروش ها، كتاب "قضاوت های امیرالمومنین (ع)" را كه كتاب كوچكی بود، پیدا كردم. هر كتابی را كه پیدا می كردم به خانه می آوردم و شروع به خواندن آن می كردم و قبل از این كه كتاب را تمام كنم، دو باره از اول شروع می كردم به خواندن. به خاطر این كه علاقه و عطش زیادی داشتم كه بخوانم و بدانم.

 

چند سالی را به همین منوال گذراندم. در محله ما هیچ فرد متدینی نبود. من با هیچ روحانی یا آدم متدینی آشنا نشدم. در محله ما حاجی مسنی بود كه ریش داشت ودر مغازه خود نماز می خواند. من با این نظر كه او فرد متدینی است، می رفتم تا فقط ریشش و چگونگی نماز خواندن او را تماشا كنم. خیلی او را دوست داشتم.

 

 

پدرم كه سیدموسی صدر را دوست می داشت،عكس هایی از سیدموسی را به خانه مان آورد و من می نشستم و زمانی طولانی به عكس سیدموسی كه سید و روحانی و معمم بود، خیره می شدم. یعنی در جست وجوی هر فرد روحانی یا متدین یا هركسی بودم كه از او استفاده ببرم و با او مرتبط شوم. تا این كه تحصیلات ابتدایی را تمام كردم. سنم تقریبا ده یازده سال بود كه برای ادامه تحصیلات در مقطع راهنمایی، به منطقه دیگری رفتم كه نزدیك مسجدی بود كه سید فضل الله در آن نماز می خواند. در آن جا با گروهی از جوانان با ایمان آشنا شدم و شروع به رفت و آمد به مسجد كردم. اما در سال های اول، یعنی قبل از این كه به ده سالگی برسم، تقریبا چند سال فقط توفیقی الهی و تكیه بر توانایی ها و چیزهای اندك و ناچیز شخصی داشتم.

 

آن سال ها، با خواندن قرآن و برخی كتاب ها، شب هنگام خواب هایی می دیدم و از آتش جهنم می ترسیدم. در آن زمان، آن حالت معنوی بهتر از الان بود. به خاطر دارم كه بر نمازشب مداومت داشتم و از وقتی كه مسئول شدم دیگر اهل نماز و این چیزها نیستم. (با خنده و مزاح) یعنی در آن موقع وقتی قرآن تلاوت می كردم یا نماز می خواندم یا به این موضوعات اهتمام داشتم، بسیار توجه و حضور قلب داشتم یعنی صفحه نفسم پاك بود و به این دنیا، محكم بسته و گرفتار نشده بودم. این در دوره خردسالی بود.

 

تاسف بیشتری كه می خورم، از این است كه تا زمان رفتنم به نجف، روزی پیش نیامد كه من و پدر و مادرم و برادران و خواهرانم بر یك سفره جمع شویم و غذا بخوریم. بدین صورت بود كه من و برادران و خواهرانم تنهایی غذا می خوردیم و پدر و مادرم در مغازه بودند. یا مادرم با ما غذا می خورد یا پدرم. اما همه خانواده ما ... به این بسنده می كنم كه بر سر یك سفره غذا با هم رو به رو نشدیم. برای این كه پدرم نماز صبحش را می خواند و به مغازه می رفت و ساعت دوازده شب برمی گشت. مادرم هم برای كمك به او می رفت كه او اندكی استراحت می كرد یا نماز می خواند. طبعا این از خاطرات تلخی است كه در بچگی از آن رنج می بردیم.

 

106

 

منابع:

ابنا

الف

فارس

آوینی

العالم

تسنیم

انتخاب

همشهری

 ویکی پدیا

شخصیت نگار

پایگاه الاخباریه

پایگاه خبری تحلیلی تعامل

8 نظر
خبرهای داغ
نمایش نظرات

احسنت به خبرنویستون

پاسخ

۵

۰

خداوند یار و نگهدارش باشه

پاسخ

۶

۰

خدا یارو یاورش باشه ، زحمت زیادی برای تشیع میکشه

پاسخ

۶

۰

درود بر سید حسن (خدا حفظ کنه)ولعنت بر اسراعیل

پاسخ

۹

۱

پاینده باد سید نصرالله

پاسخ

۷

۰

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top