خبرخوان جام نیوز
|
چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ الأربعاء ٣ ذو الحجّة ١٤٣٩ Wednesday, August 15, 2018
 
کد خبر: 261912
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۹/۱۸ - ۱۶:۱۲
نقدی بر یک بد فهمی دولت در مقوله فرهنگ
گزارش ۱۰۰ روزه دولت در حوزه فرهنگ که به صورت مکتوب منتشر شده است کمتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. گزارش مکتوب دولت در حوزه فرهنگ از حیث اینکه سند قابل اعتنا و معتبر برای شناخت سیاست ها و راهبردهای فرهنگی دولت است اهمیت بسیاری دارد.
روحان نقدی بر یک بد فهمی دولت در مقوله فرهنگ
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

 

به گزارش جام نیوز به نقل از جهان،  بی تردید نقد عملکرد و رفتار دولت در حوزه فرهنگ باید متناسب با این سند مکتوب صورت گیرد. از این جهت مروری بر اولین سند فرهنگی دولت در حوزه راهبردهای فرهنگی اهمیت قابل ملاحظه ای دارد و مناسب است کارشناسان این حوزه عنایت بیشتری به بررسی این سند داشته باشند.

 

خلاصه و ساده سازی گزارش ۱۰۰ روزه فرهنگی رئیس جمهور در رسانه ملی و این سند مکتوب یک جمله است؛ "تلاش برای سپردن فرهنگ به کف جامعه و بیرون کشیدن پای دولت از حوزه فرهنگ."

 

همه هم و غم دولت چه در ایام انتخابات و چه بعد از آن در سیاست های اعمالی مدیران و چه در این دو گزارش اخیر تاکید بر سپردن فرهنگ به جامعه است. این تاکید دو وجه دارد.

 

وجه مثبت آن این است که فرهنگ، اجباری و نسخه ای نیست و باید از درون جامعه بجوشد. اگر دغدغه دولت این باشد آنگاه بیرون کشیدن پای دولت از حوزه فرهنگ قابل دفاع است.

 

اما روی منفی دیگر سپردن فرهنگ به جامعه و حذف حاکمیت از وظایف اصلی خودش در حوزه فرهنگ است. شواهد بیّن در گزارش های شفاهی و عملکردی و سند مکتوب ۱۰۰ روزه فرهنگ نشان می دهد که نگاه دولت در حوزه فرهنگ حذف دولت است.

 

چه آنکه صراحتا در بخش نظارت های فرهنگ قائل به حذف دولت و سپردن آن به تقاضا و ارزش گذاری در کف جامعه است. این تلقی از شان فرهنگی حاکمیت بسیار نگران کننده است. چنین نگاهی نه تنها برخلاف ظاهرش حرمت نهادن بر جامعه نیست بلکه فراموشی حقی است که مردم بر گردن حاکمیت دارند. مراقبت از حریم هویتی و فرهنگی جامعه بر عهده چه کسی است؟ چطور ممکن است سیاست های اقتصادی و اجتماعی و راهبردهای کلان نظام را حاکمیت تعیین کند اما نسبت به فرهنگ منتج از آن بی اعتنا باشد و مردم را در شناخت و نظارت بر آن مسوول بداند؟

 

وظیفه حاکمیت شناخت فرهنگ موجود و حرکت به سمت فرهنگ مطلوب است. اگر غرض رفاه و اقتصاد صرف بود که نیازی به انقلاب و جنگ و این همه مصائب نبود. ماجرا این است که کشور به واسطه اعتلای فرهنگی و کمال فردی حاضر شده است پای این همه سال هزینه جنگ و تحریم بایستد.

 

دولت حسب همین برداشت غلط، در گزارش مکتوب خود، حتی حاضر نشده است یک بند به سهم دولت در رصد فرهنگی و نقش نظارتی آن بپردازد.

 

همه هم و غم دولت در سپردن فرهنگ به جامعه است و به تعبیر دیگر دولت پشت سر جامعه می خواهد حرکت می کند.

 

بدفهمی عمیق دیگر در گزارش فرهنگی دولت این است که بین نظارت مدنی فرهنگی با ارزش گزاری خیابانی فرهنگی هیچ تفکیکی قائل نیست.

 

دولت زمانی می تواند کم کم پای خود را از فرهنگ بیرون بکشد که جامعه به این سطح از بلوغ رسیده باشد که می تواند از عهده نظارت های مدنی فرهنگی برآید. اما دولت پیش از فرهنگ سازی عمیق، نه نظارت فرهنگی بلکه ارزش گزاری فرهنگی را بر عهده مردم قرار داده است.

 

صریحا می گوید ممیزی نه؛ مردم بهتر می دانند که چه درست است و چه غلط. گیشه سینما مشخص می کند چه فیلمی خوب است و چه بد.

 

دولت های سکولار نیز برای حفاظت از فرهنگ لائیک شان، نسبت به فرهنگ های مهاجم حساسیت دارند. حذف وظایف حاکمیتی در حوزه فرهنگ بسیار پرهزینه و جبران ناپذیر خواهد بود. رهبری انقلاب درباره نقش دولت ها در حوزه فرهنگ بر مهندسی فرهنگی تاکید دارند و وظیفه دولت ها را نه تنها رصد فرهنگی و بلکه شناخت فرهنگ آرمانی و راه وصول به ان در نظر می گیرند. چنین تلقی از شان فرهنگی حاکمیت چطور می تواند با سپردن فرهنگ به کف جامعه قابل جمع باشد.

 

توصیه و تاکید رهبر انقلاب در این زمینه قابل اعتنا و آموزنده است: ما نمی خواهیم با نگاه افراطى به مقوله‏ ى فرهنگ نگاه كنيم؛ بايستى نگاه معقول اسلامى را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطى كه معارف و الگوهاى اسلامى به ما نشان مي‏دهد، تنظيم كرد. برخورد افراطى، از دو سو امكان‏پذير است و تصور مي ‏شود:

 يكى از اين طرف كه ما مقوله‏ ى فرهنگ را مقوله‏ اي غيرقابل اداره و غيرقابل مديريت بدانيم؛ مقوله‏ يى رها و خود رو كه نبايد سربه‏ سرش گذاشت و وارد آن شد و با اين منطق كه با فرهنگ مردم نمي ‏شود كارى كرد؛ نمي ‏شود الگوهاى فرهنگى را به مردم داد؛ نمي ‏شود مردم را در زمينه‏ ى مسائل فرهنگى پيش برد،مقوله ‏ى فرهنگ عمومى مردم و رشد فرهنگى آنها را رها كرد، كه متأسفانه اين تفكر درجاهايى هست و عده ‏يى طرفدار رها كردن و بي ‏اعتنايى و بي ‏نظارتى در امر فرهنگ هستند.

اين تفكر، تفكر درستى نيست و افراطى است. در مقابل آن، تفكر افراطى ديگرى وجود داردكه آن سخت گيرى خشن و نظارت كنترل ‏آميزِ بسيار دقيق - چه در زمينه‏ ى فرهنگ عمومى، چه حتى در زمينه ‏ى مسائل و اخلاق شخصى؛ قالب‏ گيرى كردن و قالبها را تحميل كردن - است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است. نه مي ‏شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هرچه پيش آمد، پيش بيايد، نه مي ‏شود آن‏طور سخت گيريهاى غلطى را كه نه ممكن است و نه مفيد، الگو قرار داد. (بیانات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۸۲)

 


 

0 نظر
کلیدواژه ها:
خبرهای داغ
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top