خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ الثلاثاء ١٦ رمضان ١٤٤٠ Tuesday, May 21, 2019
 
کد خبر: 376648
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۳/۰۵/۵ - ۱۰:۳۱
ایستگاه شادمانه
لطیفه ایستگاه شادمانه
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

 

به گزارش سرویس کودک جام نیوز، روزی مادری به میهمانی رفت، وقتی به خانه برگشت اولین بچه گفت:
مادر من ظرف ها را شستم.
دومین بچه گفت: من هم آن ها را خشک کردم.
سومی گفت : من هم ظرف های خشک را در جا ظرفی چیدم.
چهارمی گفت: من هم تمام ظرف های شکسته شده را در سطل آشغال ریختم.

 

بچه شلوغ

يک روز یک بچه خيلي شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازي کند. پس از چند ساعت برميگردد. مامانش مي پرسد: بچه آرامي بودي؟ پسرک مي گوید: بله مامان. حتي مامان دوستم از رفتن من خيلي خوشحال شد . مامان پسرک مي پرسد: از کجا فهميدي؟ پسرک مي گوید: آخر وقتي زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالي را کم داشتيم.

 

دعواي بچه ها
هوشنگ كه لباس نوي عيدش را پوشيده بود با صورت خون آلود و لباس پاره به خانه برگشت،مادرش سراسيمه پرسيد :باز كتك كاري كردي؟

هوشنگ :بله با پرويز.

مادر:مگر من صد دفعه به تو نگفتم هر وقت مي خواهي دعوا كني تا بيست بشمري و اگر باز هم عصباني بودي كتك كاري كني؟

هوشنگ :چرا من هم داشتم تا بيست مي شمردم كه پرويز به من حمله كرد.

مادر :چطور؟

هوشنگ:آخه مادرش به او گفته بود كه تا ده بشمارد!

 

بانو وان/ 2006

 

«برای ارسال نقاشی های زیبای خود این قسمت را کلیک کنید»

0 نظر
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top