خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ الثلاثاء ٩ ذو الحجّة ١٤٣٩ Tuesday, August 21, 2018
 
کد خبر: 406779
نظرات: 1
تاریخ مخابره : ۱۳۹۳/۰۸/۳ - ۰۹:۵۷
کوتاه و خواندنی 90 / بالاخره رضایت همسرش را برای شهادت گرفت
اين پا و آن پا می كرد، انگار سردرگم بود. تازه بهبود پيدا كرده بـود و جراحاتش خوب شده بود. اما مدام در فكر بود تا اينكه بالاخره خـودش لب به سخن باز كرد...
شهید محمد رضا نظافت کوتاه و خواندنی 90 / بالاخره رضایت همسرش را برای شهادت گرفت
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

 

به گزارش سرویس مقاومت جام نیوز، آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید محمد رضا نظافت:

 

اين پا و آن پا مي كرد، انگار سردرگم بود. تازه بهبود پيدا كرده بـود و جراحاتش خوب شده بود. اما مدام در فكر بود تا اينكه بالاخره خـودش لب به سخن باز كرد و گفت: «نمي دانم كجاي كارم لنگ مـي زنـد، حتمـاً بايد نقصي داشته باشم كه شهيد نمي شوم، نكند شما راضي نيستي.»


آن روز به هر زحمتي بود از زير بار جواب سؤالش فرار كردم.


 ■


دوباره موقع رفتن به منطقه بود؛ زمان خداحافظي به من گفـت: «دعـا كن شهيد بشم، ناراضي هم نباش.»


اين حرف محمد رضا خيلي بر من اثر كرد؛ نمي توانستم دلم را راضي كنم و شهادتش را بخواهم. اما گفتم: «خدايا هر چه كه صلاح است براي او مقدر كن.»


بار آخر بود؛ بدون برگشت.

 

 

1 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات

خدایا به ما هم توفیق شهادت بده

پاسخ

۱

۰

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top