خبرخوان جام نیوز
|
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ السبت ٦ ذو الحجّة ١٤٣٩ Saturday, August 18, 2018
 
کد خبر: 407166
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۳/۰۸/۴ - ۱۱:۰۵
کوتاه و خواندنی 91 / اگر خواستی ازدواج کنی من مانعت نمی شوم!
صبح بعد از نماز و قرائت قرآن، صدايم زد و گفت: ببين خانم! ايـن سري كه بروم ديگر برنمی گردم، اما بچه ها را به دست شما می سپارم.
شهید حسن علیمردانی کوتاه و خواندنی 91 / اگر خواستی ازدواج کنی من مانعت نمی شوم!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

 

به گزارش سرویس مقاومت جام نیوز، آنچه می خوانید خاطره ای است از زندگی شهید حسن علیمردانی:

 

بعد از چهلم برادرش بود. عازم منطقه بود.


صبح بعد از نماز و قرائت قرآن، صدايم زد و گفت: «ببين خانم! ايـن سري كه بروم ديگر برنمي گردم، اما بچه ها را به دست شما مي سپارم. اگر خواستي ازدواج كني من مانعت نمي شوم، اما سعي كـن بچـه هـايم زيـر دست كسي نباشند.»


اشكهايم بي اختيار بر گونه هايم مي لغزيد.

 

 

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top