خبرخوان جام نیوز
|
جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ الجمعة ٥ ذو الحجّة ١٤٣٩ Friday, August 17, 2018
 
کد خبر: 522351
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۴/۰۵/۷ - ۱۱:۰۰
پدر و مادرها بخوانند؛
کلیدی‌ترین مساله در تربیت فرزند + توضیح
بدون این آشنایی با مقوله "گزاره های تربیتی" ممکن است پدر، مادر یا هر انسانی که در تربیت فرزند تاثیرگذار است، بی آنکه بداند روی فرزند تاثیر منفی بگذارد!
تربیت فرزند  کلیدی‌ترین مساله در تربیت فرزند + توضیح
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش سرویس خانواده جام نیوز، یکی از مسائلی که بیشترین تاثیر را در تربیت فرزند میگذارد اثر غیر مستقیم اعمال و رفتار والدین بر فرزندان میباشد.

 

گزاره های تربیتی، گفتار، رفتار یا حالتی است که دارای یک پیام تربیتی است؛ خواه مثبت یا منفی.

 

برخی از گزارهای تربیتی از قصد انسان پیروی نمی کند، یعنی ممکن است از انسان عملی سر بزند که دارای یک پیام تربیتی باشد اما او قصد انتقال آن پیام را نداشته باشد، مثلا مردی را فرض کنید که در مقابل فرزندش بر سر مادرش (مادربزرگ فرزند) فریاد کشیده و به او بی احترامی میکند.

 

رفتار خشن پدر با مادربزرگ برای این فرزند پیامی دارد و آن اینکه خشونت با مادر بد نیست. اگرچه پدر با رفتار خود قصد انتقال این پیام را نداشته اما پیام در اینجا از قصد پدر پیروی نمیکند.

 

برای اجرای کامل سیستم تربیتی باید با گزاره های تربیتی آشنا بود، چراکه بدون این آشنایی ممکن است پدر، مادر یا هر انسانی که در تربیت فرزند تاثیرگذار است، بی آنکه بداند روی فرزند تاثیر منفی بگذارد.

 

رفتار پدرو مادر با یکدیگر، با پدربزرگ و مادربزرگ، با نامحرم، همسایه و ... از گزاره های تصویری است.

 

نوع ارتباطی که پدر ومادر با تلویزیون و بطور کلی با رسانه برقرار میکنند نیز از همین دسته است. ارتباط والدین با خدا  وامور دینی هم از گزاره های تصویری است. سخنانی که والدین میگویند نیز از همین دسته است.

 

این گزاره ها در تربیت دینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

امام صادق علیه السلام فرمود: کونوا دُعاةَ لِلنّاسِ بِغَیر السِنَتِکُم لِیُرَوا مِنکُم الوَرَع و الإجتِهاد و الخیر فَإنَّ ذلک داعِیةٌ.

مردم را با غیر زبان های خویش دعوت کنید. آنان باید از شما تقوا و تلاش و نماز و کار خیر را ببینند که این خود دعوت کننده است.[1]

 

 

در دو مثالی که خواهد آمد چیستی و تاثیر گزاره های تصویری به خوبی نمایش داده شده است.

مثال اول:

پدر از سرکار به خانه آمده. همین که پایش به خانه رسید سلام سردی کرد و با صدایی نه آرام و نه بلند گفت غذا حاضر است؟ (پیام: آماده بودن غذا از هر چیزی مهم تر است؛ وقتی به خانه رسیدی قبل از اینکه از احوال اهالی خانه بپرسی از غذا بپرس)

 

مادر هم جواب سلامش را نصفه نیمه داد و گفت: بگذار برسی، بعد سراغ غذا را بگیر. (پیام: چیزی که عوض دارد گله ندارد. وقتی پدر حرفی زد برای اینکه بتوانی موتور ایراداتش را خاموش کنی جوابش را بده و کم نیاور!)

 

پدر زیر لب حرف هایی میزند و در حالی که عصبانیت از سر رو رویش میبارد، به اتاق میرود. پسر سلامی میدهد و پدر در حال روشن کردن تلویزیون جواب سرد و بی روحی میدهد.

 

غذا حاضر شده؛ مادر سفره را پهن میکند. پدر در حال گوش دادن به اخبار است حتی فکر کمک کردن به مادر را هم نمیکند، غذا در سفره چیده میشود. (پیام: آماده کردن غذا و چیدن سفره وظیفه مادر است نیازی به کمک نیست.)

 

 پدر در حالیکه چشمی به تلویزیون و چشمی هم به غذا دارد، شروع به خوردن میکند. اولین قاشق را که در دهان میگذارد ابروانش در هم فرو میرود، چشم از تلوزیون برمیگیرد و با اخم به مادر نگاه میکند. ادر که مشغول کشیدن غذا برای پسر است هنوز متوجه اخم پدر نشده. پدر غذا را فرو میبرد و با عصبانیت میگوید: دیگر در خانه نمک نبود که در این غذا بریزی؟ (پیام: اگر غذا ایراد داشت باید گفت. سر سفره هم باید گفت. قبل از تشکر کردن و تعریف کردن از خوبی ها هم باید گفت. بعدش هم نیازی نیست از خوبی های غذا بگویی! )

 

مادر میگوید همین است که هست نمی پسندی آشپز استخدام کن! پدر میخواهد حرفی بزند که مادر ادامه میدهد: یک روز میگوئی شور است یک میگوئی بی نمک است . یک روز هم که غذایم بوی سوختگی میدهد. یک روز هم که نپخته است .(پیام: کم نیاور. موشک جواب موشک. مراقب باش در مسابقه حاضر جوابی از پدرعقب نمانی.)

 

اشک مادر دم مشک چشمش آمده که پدر میگوید: خر ما از کرگی دم نداشت. حالا نمی خواهد آبغوره بگیری. (پیام: اشتباهت را قبول نکن.)

 

بعد هم بی اعتنا به مادر غذایش را میخورد و تمام هم که شد بی آنکه کلمه تشکر آمیزی از دهانش بیرون بیاید کنار میرود و دراز می کشد. او حتی یک قاشق را هم جا به جا نمیکند. (پیام: نه نیازی به تشکر هست و نه نیازی به کمک برای جمع کردن سفره. این کار هم وظیفه مادر است.)

 

چند سال بعد پسر ده سالی از عمرش گذشته.

 

پسر از مدرسه آمده. امروز زودتر از او به خانه رسیده همین که پسر وارد خانه میشود فریاد میکشد مامان! از گرسنگی مردم امروز هم غذا دیر حاضر میشود؟ قبل از اینکه مادر جوابی بدهد پدر با عصبانیت به سراغ پسر می آید و میگوید: چه خبر است؟! کمی صبر داشته باش! سلامت را خوردی؟ یعنی اینقدر گرسنه ای؟

 

پسر زیر لب غر ولندی میکند و به اتاقش میرود. رایانه اش را روشن میکند و مشغول بازی میشود. غذا حاضر است مادر سفره را پهن میکند. پسر هنوز هم در حال بازی است و منتظر است که غذا در سفره حاضر شود تا او هم سر سفره بنشیند.

 

پدر با صدای بلند پسر را صدا میزند: هیکل بزرگ کرده ای که چه؟ بلند شو به مادرت کمک کن. پسر اعتنایی به پدر نمی کند؛ مثل اینکه صدای او را نشنیده. عذا در سفره حاضر است پسر هم آمده مادر غذای او را میکشد. پسر اولین قاشق را که در دهانش میگذارد، عصبانی میشود و میگوید دیروز که بی نمک بود امروز که شور است فردا هم حتما میخواهی غذا را بسوزانی! پدر دیگر طاقتش تمام شده میخواهد بلند شود و آب خنکی نوش جان پسر کند اما مادر او را آرام میکند.

 

غذا تمام میشود. پسر بلند میشود. پدر به او نگاه میکند. پسر میخواهد به اتاقش برود، صدای پدر او را جلوی در میخکوب میکند: تشکرت به سرت بخورد، نخواستیم، وقت آوردن غذا که کمک نکردی، حالا هم که خوردی و سیر شدی خجالت نمی کشی که سرت را پائین انداخته ای و داری میروی؟ پسر با بی میلی بشقاب غذای خودش را برمیدارد وبه آشپرخانه میرود اما دیگر برنمیگردد و به اتاقش میرود. مادر نگاه معناداری به پدر میکند. پدر معنای نگاه پدر را میداند. نگاه مادر همان حرف هایی را به پدر میزند که وجدان پدر هر روز آنها را با خود مرور میکند.

 

 

مثال بالا را میتوان به گونه ای تغییر داد که گویای گزاره های تصویری مثبت باشد:

پدر از سرکار به خانه آمده. از حال و روزش پیداست که خسته است اما نمیخواهد به روی خودش بیاورد. خیلی گرسنه است. امروز صبح صبحانه نخورده ه اداره رفته بود. همین که با مادر رو به رو میشود، با رویی گشاده و خندان، سلاو علکی میکند و احوال مادر را میپرسد. (پیام: خانواده چه گناهی کرده اند که باید چوب خستگی مرا بخورند؟ خستگی را بگذار پشت در و به خانه قدم بگذار.)

 

پسر در اتاقش مشغول بازی است. پدر به سراغ او میرود و او را در آغوش میگیرد. (پیام: پسرم! میدانم که هستی و برایم اینقدر ارزش داری که هنگام ورودم به خانه سراغت را بگیرم.)

 

قبل از اینکه پدر سراغ غذا را بگیرد مادر از اینکه غذا کمی دیر آماده میشود، عذرخواهی میکند. (پیام: به جای اینکه یک مساله کوچک را تبدیل به یک مساله تنشزا کنی با یک عذرخواهی ساده آن را تبدیل به یکر فرصت مهرورزی کن.)

 

پدر لبخندی میزند و میگوید عذرخواهی لازم نیست، کمی صبر میکنیم، از گرسنگی که نمیمیریم. تازه وقتی گرسنه تر بشویم غذا بیشتر می چسبد. بعد هم به همراه مادر به آشپزخانه می آید  دستش را میشوید. آستین هایش را که بالا میزند به مادر میگوید ما برای کمک حاضریم.  مادر تعارف میکند، اما او بی توجه به این تعارف، می نشیند و سبزی ها را پاک کند. (پیام: غذا درست کردن که وظیفه مادر نیست. همه باید به مادر کمک کنند.)

 

غذا حاضر است. پدر ظرف ها را از آشپزخانه به اتاق میبرد. (پیام:  نباید آماده خور بود. همه به هم کمک کنیم.) مادر بشقاب غذا را جلوی پدر میگذارد وقتی پدر اولین لقمه را میخورد متوجه شوری غذا میشود اما به روی خودش نمی آورد و بعد از آنکه اولین لقمه را خورد از مادر تشکر میکند و از خوشمگی غذا تعریف میکند. (پیام: تنها بدی ها را نبین. خوبی ها را همیشه پیش از بدی هاببین و بیش از بدی ها ببین. نکند وجود یک عیب، تو رااز خوبی ها غافل کند.)

 

مادر بابت شوری غذا عذرخواهی میکند.(پیام: در بیان عیبد خود و عذرخواهی بابت آن شجاع باش) اما پدر انگار که اعتراف مادر به شوری غذا را نشنیده باز هم از خوشمزگی غذا تعریف میکند. (پیام: حفظ احترام مادر) غذا که تمام شد پدر چند بار از مادر تشکر میکند. (پیام: هیچوقت تشکر را فراموش نکن.)

 

بعد بلند میشود و در جمع کردن سفره به مادر کمک میکند. (پیام: هیچگاه از کمک غافل نشو)

 

چند سال بعد. پسر ده سالی از عمرش گذشته امروز زنگ آخر ورزش داشته و حسابی خسته است. صبح هم کمی دیر بلند شده و صبحانه نخورده به مدرسه رفت. امروز پدر کمی زودتر از او به خانه آمده. پسر وارد خانه که میشود سلام میکند. پدر در آشپرخانه مشغول کمک کردن به مادر است. او هم در کنار پدر می نشیند و بی آنکه نق بزند در پاک کردن سبزی ها به پدر کمک میکند. غذا حاضر است. پسر به همراه پدر در پهن کردن سفره به مادر کمک میکند. پسر اولین لقمه را که در دهان گذاشت از مادر تشکر میکند. مادر میخواهد بابت شوری غذا عذرخواهی کند که پدر  پسر به قدری در میان حرفهای او از غذا تعریف میکنند که حرفهای مادر شنیده نمیشود. غذا تمام شد. پدر بلند میشود. پسر هم به دنبال او. آن دو به مارد اجازه نمی دهند که دست به وسایل بزند.  خودشان سفره را جمع میکنند.

 

 

باید توجه داشت که در گزاره های تصویری درست است که شاید هر کدام از پیام هایی که در دو مثال مذکور گفته شد مقصود ما نبوده است ولی باید توجه داشت که چه بخواهیم و چه نخواهیم این پیام ها به فرزند ما منتقل میشود و در واقع انتقال این پیام ها از قصد ما پیروی نمیکند.

 

نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که برای تاثیرگذاری گزاره های تصویری منفی نیازی به تکرار نیست و در بسیاری از موارد با یک بار هم اتفاق می افتد. برخلاف گزاره های تصویری مثبت که برای تاثیرگذاری در اکثر موارد نیاز به تکرا میباشد.

 

برگرفته از کتاب " من دیگر ما" ؛ محسن عباسی ولدی



[1]  الکافی ج 2 ص 78

 

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top