خبرخوان جام نیوز
|
شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ السبت ١١ المحرّم ١٤٤٠ Saturday, September 22, 2018
 
کد خبر: 645297
نظرات: 1
تاریخ مخابره : ۱۳۹۴/۱۲/۲۲ - ۱۶:۰۱
قبل از دربی شیطنت کردم؛
اگر از "پرسپولیس" قهر کنم، استقلالی نمی شوم
هافبک تیم فوتبال پرسپولیس گفت: بهداد پسردایی ام است اما دقیقا نمی دانم استقلالی است یا پرسپولیسی.
مهرداد کفشگری اگر از "پرسپولیس" قهر کنم، استقلالی نمی شوم
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

 به گزارش سرویس ورزشی "جام نیوز"، مهرداد کفشگری، هافبک تیم فوتبال پرسپولیس که در این فصل چند باری بازوبند کاپیتانی را هم بر بازو داشته است، در گفت وگویی متفاوت شرکت کرده است. در ادامه متن این گفت و گو را می خوانید: 

 

*خودت را در یک کلمه معرفی کن.

احساسی.

 

*در یک جمله.

مهرداد آدمی است که همیشه سختی دنبالش است. شاید خیلی ها بگویند بدشانس ولی من همه اینها را دوست دارم یعنی سختی کشیدن در زندگی را هرچه باشد دوست دارم.

 

*نقطه ضعفت در بازی.

کم شوت می زنم. شوتزنم اما کم می زنم.

 

*نقطه قوت؟

دوندگی زیاد.

 

*دوست داری گلزن باشی یا گل ساز.

گل زدن را همه دوست دارند اما من پاس گل را بیشتر دوست دارم. شیرینی خاص خود را دارد.

 

*این روزها چه آهنگی را با خودت زمزمه می کنی؟

اگر بخواهید بگویید که بخوانم نه نمی خوانم. (به زبان شمالی می خواند) جان مار خودمان را می خوانم. منظور همان مادر جان است. این را مثلا یک دختر شمالی گفته من را به یک مرد عامل نده. عاملی خیلی باکلاس و خیلی عالی است.

 

*رنگ زندگی مهرداد کفشگری.

سبز. به خاطر اینکه بچه شمال هستم و واقعا عاشق طبیعت هستم وقتی من شمال بروم همیشه به کوه می روم.

 

*بیشترین دلمشغولی ات بعد از فوتبال.

فکر می کنم زمین های شالیزار. خیلی دوست دارم اونجا باشم. همین الان هم که می روم شمال وقتی فصل شالی باشد به کنارشان می روم. خیلی دوست دارم و شغل شریفی است.

 

*شنیدیم بهداد سلیمی پسردایی ات است؟

جایی من این را نگفته ام که بهداد سلیمی پسردایی ام است. بهداد دو سال کوچکتر از من است. باهم بزرگ شدیم. اصلا قضیه وزنه بردار شدنش این بود که در بچگی خیلی زیاد غذا می خورد. چاق شده بود و خانواده دایی ام ترسیدند. او را به دکتر بردند. گفتند که اگر ورزش نکند احتمال دارد چربی دور قلبش زیاد شود. او را به وزنه برداری فرستادند و الان هم قهرمان المپیک شده است. البته نه به این راحتی که من می گویم. من خودم چند بار سر تمرین شان رفتم و دیدم که چقدر سختی می کشند و از چقدر وزنه بالا و پایین می روند تا بتوانند بدن شان را روی فرم نگه دارند و در المپیک قهرمان شوند.

 

*بهداد سلیمی پرسپولیسی است یا استقلالی؟

بهداد را من خودم نفهمیدم که پرسپولیسی است یا استقلالی. یک بار به پرسپولیس آمده بود با آقای رویانیان قرارداد بسته بود. یک بار دیگر هم با هم بیرون رفته بودیم به من گفت استقلالی هستم. فکر کنم پرسپولیسی باشد و آن موقع خواست مرا اذیت کند گفت استقلالی. چون می داند من سر این قضیه سرسختم.

 

*تا حالا با استقلالی ها کل کل کردید؟

فکر می کنم قبل از دربی یکی، دو بار شیطنت کردم. مصاحبه کرده بودم و قبلش گفته بودم این دربی گل دارد و برنده اش ما هستیم. کری ام فقط همین بود.

 

*عدد 4؟

عددی است که استقلالی ها خیلی روی آن مانور می دهند و عددی غیرطبیعی است که 4 نشان می دهد. ولی 6 قضیه اش فکر می کند و شش تا خورده است در بازی. استقلال هم تیم بزرگی است.

 

*24?

رفیق نیمه راه.

 

*از آن روز برای ما بگو.

ساعت 4،4:30 من خواب بودم. همسرش با من تماس گرفت و گفت که هادی حالش بد است و به بیمارستان بیا. من فکر می کردم که در حد یک مریضی معمولی باشد. چون همسرش خیلی هادی را دوست داشت فکر می کردم که دارد به قضیه هیجان می دهد. از خانه که نزدیک بیمارستان شدم یک دفعه دلشوره عجیبی مرا گرفت. جلوی بیمارستان که رسیدم همسرش با یک پرستار که پشتش به من بود ایستاده بودند. همسرش به سمت من با گریه آمد و پرستار آرام به من گفت که مرد. در بیمارستان را باز کردم و دیدم که دارند به هادی شوک می دهند. به دکتر بالای سرش به من گفت که تمام کرده است. از طرفی نمی توانستم که گریه کنم چون همسرش می فهمید. من دوست نداشتم که این خبر را به او بدهم. کسی نبود در بیمارستان فقط من و هادی و همسرش بودیم. نیم ساعت هم مرا بستری کرده بودند که ساعت 7،8 بود که با پزشک تیم تماس گرفتند و آمدند و مردم هم که جمع شده بودند و مسئولین باشگاه هم آمدند و به همسرش گفتند. من به او می گفتم که مگر می شود هادی به این راحتی بمیرد و او نمرده است.  بعد از اینکه فهمید و ما به خانه اش رفته بودیم مرا 4،5 سیلی به من زد و به من گفت گه تو گفته بودی که هادی نمی میرد. واقعا وضعیت بدی داشت. بدترین روز زندگی ام بود و فراموش نمی کنم. حتی لب خوانی آن پرستار جلوی چشمانم است. من آمدم بودم که هادی حالش خوب شود و با خودم ببرم یک دفعه پرستار می گوید که مرده است. هنوز که هنوزه خودم را قانع می کنم. شوک بزرگ را هیچ وقت فراموش نمی کنم. من و هادی با هم بزرگ شده بودیم. شخصتی بزرگی داشت. حتی فوتبال ایران هم قدرش را ندانست. مطمئنم جایش وسط بهشت است. خیلی زود از پیش ما رفت.

 

*بزرگترین درسی که از پرسپولیس گرفتی چه بود؟

تیم بزرگ ظرفیت بزرگی می خواهد. هم اینکه روح بزرگ باید داشته باشید و جلوی سختی ها کم نیاوردید. در پرسپولیس من چند هفته نیمکت نشینم دلیلش فکر می کنم این است که بعد بازی با سپاهان  فکر می کنم نتوانستم آن همه فشار را تحمل کنم و همان باعث شده بود که من مصدوم شوم و از نظر روحی و روانی فوت هادی به من فشار آورده بود و نتوانستم برگردم.

 

*ممکن است یک روز استقلالی شوی؟

هیچ وقت.

حتی اگر به حالت قهر از پرسپولیس جدا شوی.

هیچ وقت. چون دوست دارم تا ابد پرسپولیسی بمانم چه به عنوان بازیکن و چه به عنوان هوادار. /110

1 نظر
نمایش نظرات

کفشکری محبوب هست فقط ارام باشد و وارد حاشیه نشود

پاسخ

۰

۰

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top