خبرخوان جام نیوز
|
پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ الخميس ٤ ذو الحجّة ١٤٣٩ Thursday, August 16, 2018
 
کد خبر: 703548
نظرات: 7
تاریخ مخابره : ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ - ۱۸:۰۵
دکتر محبیان در گفتگو با اعتماد:
اصلاح‌طلبان پايبندی خود را به نظام ثابت كنند؛ مذاکره با اصولگرایان لازم نیست
«تندروهای اصولگرا در دفاع از نظام تند مي‌شوند و با آنها مشكل روشی داريم، ولی تندروهای اصلاح‌طلب عليه نظام تند مي‌روند و ما با آنها اختلاف مبنايی و عقيدتی داريم.»
امیر محبیان اصلاح‌طلبان پايبندی خود را به نظام ثابت كنند؛ مذاکره با اصولگرایان لازم نیست
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، دکتر "امير محبيان" روزنامه نگار، استاد دانشگاه و تحليلگر سیاسی با روزنامه اعتماد به گفتگو نشسته است. متن این گفتگو را در سطرهای زیرین بخوانید:

 

 


* قدرتمندترين سازمان سياسي اصولگرا از بين احزاب و گروه‌هاي سياسي اصولگرا كدام جريان و سازمان است؟
 

- مفهوم قدرت امری مبهم و در عين حال كلی است. بنابراين بايد به‌طور مشخص تعيين كرد. هنگام پرسش در مورد قدرتمند‌ترين تشكيلات درون اصولگرايان ابتدا بايد مشخص كرد كه منظور از قدرت، ميزان تاثير است يا گستره تشكيلاتي يا مرجعيت فكري يا اساسا توليد فكري و تحليل يا...؟

اما از لحاظ سامان تشكيلاتی، قطعا حزب مؤتلفه حزب سامان يافته‌ای است. همچنين جامعتين دارای نوعی از مرجعيت فكری هستند كه البته در مقايسه با دهه هفتاد از نفوذشان كاسته شده است. از لحاظ تحرك البته بعضی از گروه‌های نوبنياد وجود دارند كه به حسب شدت تحرك‌شان البته عمرشان كوتاه است.

 

 

* شما پيش از اين اعلام كرديد كه اصولگرايان گرفتار جهل‌الرجالند. به نظر شما چه بخشي از اين جهل معلول خودشيفتگي يا نارسيسيسم اصولگرايان است؟
 

- خودشيفتگی متأسفانه بيماري اهل سياست در سطح جهاني است و كم نيستند كساني كه گرفتار خود‌شاخص‌پنداری در تحولات سياسی هستند. طبعا در بين اصولگرايان نيز ممكن است كه اين آسيب مشاهده شود؛ هرچند گرايش‌های مذهبی درون اصولگرايان و لزوم تهذيب، از آسيب‌ها تاحدودي كاسته است.

اما جهل‌الرجال نه لزوما مرتبط با خودشيفتگی، بلكه در ارتباط با ضعف تشكيلاتی در حوزه شناخت نيروها يا به‌كارگيری آنها در فرآيند اجرا و نيز تصميم‌گيریهاست.

 

* به نظر شما بهره مندی اصولگرايان از مواهب و سوبسيد قدرت نظير شورای نگهبان و صداوسيما تا چه ميزان در درجا زدن و عادت كردن اصولگرايان به رفتار فعلی‌شان نقش داشته است؟


- به دلايل روشن، اصولگرايان پيوندی باورمندانه با نظام داشته و طبعا اين ارتباط فرصت‌هايی سياسی برای آنها به وجود آورده است. اينها مواهب قدرت نيست، زيرا اگر اصلاح‌طلبان هم در صف نخست دفاع از نظام سياسی و آرمان‌های آن قرار می‌گرفتند از اين وضعيت می‌توانستند بهره ببرند.

حمايت نظام سياسي از حاميان جدی‌اش امری خلاف عقل نيست، ليكن انحصار حاميان نظام فقط به اصولگرايان طبيعتا براي نظام و نيز خود اصولگرايان مفيد نيست.

 


* يعنی معتقديد كه همه شرايط بازی سياسی بين اصلاح‌طلبان و اصولگرايان برابر است؟


- معلوم است كه نيست؛ مثال زدم. ظرف بيست و هشت سال بيست سال دولت دست اصلاح‌طلبان بوده است.

 

* چگونه مي‌شود بدبيني‌های موجود بين جناحين سياسی كشور را تلطيف كرد؟


- اين اعتماد‌سازی با حرف صورت نمي‌گيرد؛ بايد اصلاح‌طلبان در عمل پايبندی خود را به نظام ثابت كنند. طبعا اين فرآيند زمان مي‌برد و البته ما براي غلبه اين عقلانيت دعا مي‌كنيم. در عين حال آنها لازم نيست با اصولگرايان مذاكره كنند. مشكل آنها ما نيستيم. آنها بايد اعتماد از‌دست‌رفته نظام را احيا كنند.

 


* به نظر شما جريان اصلاحات امروز با اصلاحات ١٨ سال پيش فرقي نكرده؟
 

- آرام‌تر، محتاط‌ تر و غيرتئوريك‌تر شده و از فضای استراتژی غلبه و قبضه قدرت وارد استراتژی بقا از طريق سازش با جريانات حاشيه‌ای شده است.

 

 

* از سال ٨٤ به اين سو شاهد بالكانيزه شدن اصولگرايان هستيم. به نظر شما اصولگرايان با چه نسخه و دست فرماني و با چه مكانيزم و ساختاری مي‌توانند از انشعاب‌های جديد در اردوگاه اصولگرايی جلوگيری كنند و بر ضريب هم آوايی شان بيفزايند؟


- ظهور تشكل‌های جديد و سامان متكثرانه لزوما امری منفي نيست. حتي برخلاف ادعای اصلاح‌طلبان، اين مسأله نشانگر وجود فضای دموكراتيك در ميان اصولگرايان است. پس اين تكثر ذاتا خطرناك نيست.

آنچه نگران‌كننده است، كاهش سطح ارتباط اجتماعی اصولگرايان با توده‌ها و نيز اشكال در رسيدن به وحدت عملياتی است. لازمه اين امر رسيدن به مدل‌های تشكيلاتی خردگرايانه‌ای است كه بر حسب عقل جمعی روند اتحاد را ممكن سازد.

 


* در سال‌هاي اخير شاهد آن هستيم كه برخي اصولگرايان همچون علی لاريجانی، علی مطهری، ناطق نوری يا خود حسن روحاني كه عضو جامعه روحانيت مبارز بوده، اصلاح‌طلبانه سخن مي‌گويند و نشان مي‌دهند كه ديگر علقه و علاقه‌ای به رفتارها و گفتارهای اصولگرايان ندارند. چرا اصولگرايان اصلاح‌طلب مي‌شوند اما هيچ‌وقت يك اصلاح‌طلب اصولگرا نشده و نمي‌شود؟


- فرض سخن شما نادرست است. مفروض شما آن است كه اتكا به رويكرد‌های مصلحت‌گرايانه يعني اصلاح‌طلب شدن. اين فرض غلط است! آيا آقاي ناطق خود را اصلاح‌طلب مي‌داند؟ خير.

اما در مقابل سؤال شما كه چرا اصلاح‌طلبان اصولگرا نمي‌شوند؛ به نظرم بايد اين پرسش مطرح شود كه چرا تعداد قابل‌تأملی از وابستگان و فعالان اصلاح‌طلب اكنون در خارج از كشور به جريانات معارض پيوسته‌اند؟ البته اين سخن را از جهت شماتت نمي‌گويم، ولی به نظر مي‌رسد كه ميل به خروج و نيز جهت خروج اصلاح‌طلبان به مسيری است كه اصولگرايان در جهت مقابل آن قرار دارند.

 

 

* منظور سوال اين نيست كه اصلاح‌طلب شده‌اند، بلكه اصلاح‌طلبانه سخن مي‌گويند و از ارزش‌های اصلاح‌طلبی حرف مي‌زنند.
 

- بر اساس كدامين استدلال معتقديد كه دفاع از حقوق مردم يا نقد تندروی منحصر در يك گروه شده و هركس كه اين‌گونه سخن بگويد اصلاح‌طلب است. خطرناك‌ترين نوع انحصار‌طلبی، در حوزه مفاهيم است.

 


* بر اين اساس كه ضريب دفاع اصولگرايان و جريان‌هاي تندرو از حقوق اجتماعي مردم مانند عدم دخالت نهادهای امنيتی بر حوزه‌های خصوصی زندگي مردم و... بسيار پايين است.


- اين حرف نادرست است؛ هيچ اصولگرايی از زيرسؤال رفتن حريم شخصی و زندگی خصوصی افراد بر خلاف قانون دفاع نمي‌كند. بحث بر سر رعايت پاره‌ای از چارچوب‌ها در محيط عمومی است.

 


* در مورد سوالي كه درباره آقاي ناطق پرسيده شد، انتقادات آقای ناطق از عملكرد اصولگرايان و قيام كلامی شان عليه تحجر و تندروی و افراط گرايی نشان‌دهنده چيست؟ مخاطب اين انتقادات اصولگرايان هستند يا اصلاح‌طلبان؟


- انتقاد آقاي ناطق از تحجر حاميان زيادی دارد و همه اصولگرايان تحجر را نقد مي‌كنند؛ ولي اگر قصد داريد باورهای آقاي ناطق را ملاك بگيريد، شايسته است كليت نظرات ايشان را در نظر بگيريد؛ به ويژه حجم انتقادات ايشان به اصلاح‌طلبان.

اگر فقط به بخشي بريده از سخنان ايشان اتكا كنيد، آن موقع ممكن است به اين كار شما اطلاق سوءاستفاده ابزاری شود.

 

 

* آقاي ناطق چرا سال‌هاست دست از همكاري با جناح راست برداشته؟ اين قهر سياسي نيست؟ نارضايتي ايشان از فعل و انفعالات جريان اصولگرايی نيست؟


- جناب ناطق اعلام كرده‌اند كه از كارهای جناحی بازنشسته شده‌اند و مايلند چهره‌های جوان فعال شوند. البته ايشان مثل هر فرد ديگری نظرات انتقادی خود را نيز دارند كه خود علامت باز بودن فضای بحث و فكر ميان اصولگرايان است.

 


* انتقادات ايشان چقدر بحق بوده و چقدر مديران جناح راست در پی رفع اين انتقادات برآمدند؟


- آقاي ناطق نظراتی داشته‌اند؛ از نظر من بخشی از انتقادات صحيح و بخشی نيز قابل بحث است.

 


* البته سوال اساسی اينجاست كه اصلاح‌طلبان كدام صداي منعكس‌شده از سوی اردوگاه اصولگرايان را بايد بپذيرند؟ صدای اصولگرايان شناسنامه‌دار و قديمی را يا صدای نواصولگرايان تندرو را؟


- قرار نيست ما سخن از صدای رسمی در ميان اصولگرايان بگوييم. چنان‌که همين سؤال هم در مورد اصلاح‌طلبان است؛ صدای رسمی كدام است؟ كارگزاران يا هاشمی يا خاتمی يا روحانی يا حزب ندا؟ اما اگر مي‌خواهيد مواضع دقيق اصولگرايان را بدانيد، به ديدگاه‌های جامعتين دقت كنيد.

 


* جامعتين چقدر در بين اردوگاه اصولگرايان محبوبيت دارد؟ حتی در انتخابات خبرگان ليست جامعه روحانيت با ليست جامعه مدرسين متفاوت بود. چرا؟


- جامعتين بين اصولگرايان محوريت اعتقادی دارد. البته جايگاه اثرگذارنده اين محور شاهد افول تأثير بوده است، ولی بايد آن را احيا كرد.

 


* شما بارها از لزوم نوسازی و بازسازی اصولگرايی سخن گفته‌ايد. در حال حاضر مهم‌ترين نقاطی كه اصولگرايان بايد فكری برای آن داشته باشند، در چه حوزه‌هايی است؟ چه كسانی مي‌توانند مديريت ستادی بازسازی اصولگرايي را بر عهده بگيرند؟


- آسيب‌شناسی و بررسی در همه حوزه‌ها بايد صورت گيرد. برای انجام اين كار نيازی به ايجاد ستاد و امثالهم نيست كه دعوای رياست شروع شود؛ بسياری از بحث‌ها گفته شده است؛ نخبگان بايد جمع‌بندی كنند و بالاتر از همه اصلاح در عمل صورت گيرد.

 


* فكر نمي‌كنيد حتی اگر به هر دليلی عده‌ای از قطار نظام پياده مي‌شوند، به دليل برخی رفتارهای انحصارگرايانه و سخت‌گيرانه در پوشش دفاع از اسلام و انقلاب بوده است؟


- ممكن است كسانی به دليل بعضی برخوردها رنجيده شوند؛ اين مساله قابل فهم است. اما به اين دليل كه به بعضی برخورده، به صف دشمن پيوستن به هيچ‌وجه قابل توجيه نيست. شما مجاز مي‌دانيد كه فردي به‌دليل برخورد مأمور پليسي برود و در سپاه دشمن بر سر نظام و ملك خود بمب بريزد؟ آيا آن‌ها كه در رسانه‌های دشمن عليه ملت و نظام خود بمب تحليلی مي‌ريزند، تخريبی كمتر دارند؟ آيا اين رفتار قابل توجيه است؟ كدام نيروی ملی و كدام باور دينی چنين مجوزی مي‌دهد؟ در عين حال اگر اصلاح‌طلبان آنها را اصلاح‌طلب نمي‌دانند، در كجا نشان اصلاح‌طلبی آن‌ها پس گرفته شده است؟

 


* پس از خروج افرادي نظير اكبر گنجی كدام اصلاح‌طلب وطنی او را اصلاح‌طلب خوانده يا از مواضعش دفاع كرده؟ در ضمن نقدهای بي‌شماری از اين رفتارها هست كه نمونه كوچك آن مصاحبه‌هايی است كه روزنامه اعتماد در نقد اين افراد منتشر كرده.


- افرادي كه خارج شده‌اند منحصر به آقای گنجی نيستند؛ حجم خروجي بسيار زياد است. ولی نظر من نقد افراد نيست؛ نقدخط خروج و تقابل است. چرا اصلاح‌طلبان به آسيب‌شناسی «نظام گريزی» غالب در ميان افراطيون خود نمي‌پردازند؟

 


* اگر كمي مطالب و نظرات رسانه‌های اصلاح‌طلب را دنبال كنيد، به وفور اين نقدهای كاملا جدی را از زبان سعيد حجاريان، عباس عبدی، محمدرضا تاجيك، محمدرضا عارف و... خواهيد ديد.


- اميدوارم اين آسيب‌شناسی به ظهور رفتارهای نو بينجامد. اين به سود خودشان است.

 


* تحليل شما درباره وضعيت جريان اصولگرايی و راه‌حلی براي تقويت جريان سنتی اصولگرا در برابر باج‌خواهی برخي گروه‌های تندروی اين جريان، باعث نگرانی و اعتراض شما به عنوان يك تئوريسين سرشناس اين جريان هم شده است؟


- اولا فرقي ميان تندروهای اصولگرا و تندروهای اصلاح‌طلب است. تندروهای اصولگرا در دفاع از نظام تند مي‌شوند و با آنها مشكل روشی داريم، ولی تندروهای اصلاح‌طلب عليه نظام تند مي‌روند و ما با آنها اختلاف مبنايی و عقيدتی داريم. اينها يكی نيستند. راه كنترل وضعيت هم آرام‌سازی و معقول‌سازی فضای سياسی در جهت كارآمدی و رفع مشكلات مردم همزمان با ارتقای سطح فرهنگ تعاملی در جامعه است.

 


* نواصولگرايان و تندروهای اين جريان تا كجا مي‌توانند از جريان سنتی اصولگرا باج بگيرند؟ چه بخشی از مشكلات امروز اصولگرايان معلول رفتارهای زياده خواهانه تندروهاست؟


- اگر جريان اصولگرا به كسي باج ندهد؛ كسی نمي‌تواند از اصولگرايان باج بگيرد. اما طبعا بخش‌هايی نوپديد درون اصولگرايان هستند كه رويكرد تند دارند. ما بخش مصر در آرمانگرايی را نفی و نقد نمي‌كنيم و حتي آنها را به دليل روحيات ضدفساد و انقلابي‌گری تحسين مي‌كنيم؛ اما تندخويی در رفتار سياسی را از هركس كه باشد -اصلاح‌طلب يا اصولگرا- تأييد نمي‌كنيم.

 


* ضريب قدرت و توان افراطي‌ها در ساحت سياسي كشور تا كجاست؟ قدرت عناصر اين جريان از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟ چرا اصولگرايان سعی در غربال كردن اين عناصر و اين جريان ندارند؟


- افراطي‌گری بعضا معلول درك نادرست از معادله زمان و نتيجه است. افراطي‌ها فكر مي‌كنند كه مي‌توان بدون گذراندن زمان مناسب به نتايج مناسب دست يافت. شعار اينها زود و زور است. قدرت افراطيون بعضا به تحرك بسيار و اعتماد به نفس بالای آنها برمي‌گردد.

البته اصلاح‌طلبان معتقدند كه بخش‌هايی از حاكميت از افراطيون حمايت مي‌كنند؛ نمي‌دانم. اين بر عهده اصلاح‌طلبان است كه مستندات خود را در اين زمينه ارائه كنند. ضمن آنكه افراط نوعی از رفتار است كه در بين اصلاح‌طلبان و اصولگرايان هردو ديده مي‌شود و منحصر به گروه خاصی نيست.

 


* به نظر شما هدف تحركات سياسی احمدي‌نژاد و نامه‌نگاری با اوباما و سخنرانی و ديدار مردمی و استانی براي چيست؟ آيا احمدي‌نژاد به دنبال رياست‌جمهوری است؟ يا به جايگاهی فراتر از رياست‌جمهوری مي‌انديشد؟


- ممكن است هدف احمدي‌نژاد از اين تحركات سياسي، انتخاباتي باشد. ممكن هم هست چنين هدفي نداشته باشد. ولي آنچه مهم است اين است كه اصلاح‌طلبان شديدا از تحركات احمدي‌نژاد نگران شده‌اند؛ چرا؟

آيا جايي او را از حقوق شهروندی منجمله انتخاب كردن و انتخاب شدن نهی كرده است؟ احمدی‌نژاد هم مثل هر چهره سياسی مي‌تواند از حقوق خود استفاده كند. اصلاح‌طلبان به جای نگران آمدن اين و آن شدن، بهتر است كمك كنند كه دولتيان مشكلات مردم را حل كنند. در آن صورت با جلب اعتماد مردم لزومی به اين نگراني‌ها نيست. ضمنا منظور شما از جايگاهی فراتر از رياست‌جمهوری انديشيدن با توجه به قانون اساسي ما به چه معناست؟!

 


* قاليباف تا چه اندازه قدرت راي‌آوری دارد؟ آيا روي آوردن به نيروهايی كه سابقه نظامی داشتند را برای نامزدی جناح اصولگرا مفيد مي‌دانيد يا مضر؟ مدل دولت داری اين افراد با روحيه ويژه‌ای كه دارند از نظر شما چگونه خواهد بود؟


- قاليباف امكان راي آوری دارد؛ ولی اگر منظور شما از رای آوری "پيروزی" است، طبعا بايد همه عوامل پيروزی در نظر گرفته و سپس تحليل داده شود؛ اما به‌طور خلاصه بايد گفت كه قاليباف قابليت‌های خوبی دارد به‌شرط استفاده درست.

افرادی با سابقه نظامی هم در صورتی كه شرايط قانونی را به دست آورده و قانونا امكان حضور داشته باشند؛ كسی حق حذف حقوق شهروندی آنها را ندارد مگر به حكم قانون.

 


* به نظر شما قاليباف تمايل دارد دوباره برای انتخابات رياست‌جمهوری اعلام آمادگی كند؟


- اين را از آقای قاليباف يا سخنگويان حزبي ايشان بپرسيد.

 


* به عنوان يك تحليگر و كنشگر سياسی، شما نشانه‌های اين علاقه‌مندی را در وجود آقای قاليباف مي‌بينيد يا نه؟


- يك سياستمدار در صورت پيدايش شرايط لازم حتما به اثرگذاری خود فكر مي‌كند. اگر شرايط مهيا شود احتمال كانديداتوری وی دوراز ذهن نيست.

 


* به نظر شما چقدر امكان دارد كه به هر دليلی حسن روحانی تصميم بگيرد در انتخابات رياست‌جمهوری ثبت نام نكند؟


- هر چيزی در سياست احتمال دارد ولی فعلا احتمال آن بسيار پايين است.

 


* آمدن احمدي‌نژاد به سود اصولگرايان است يا به ضرر آنان؟


- آمدن يا نيامدن احمدي‌نژاد به خودش مربوط است و ما دغدغه‌اي جدي در اين مورد نداريم ولي ظاهرا اصلاح‌طلبان نگران هستند.

 


* ما كه حتی اميدواريم او تأييد صلاحيت شود و منتظر بازگشت احمدی نژاد هستيم. چه جريان‌ها و افرادی در جريان اصولگرا منتظر بازگشت احمدی‌نژاد هستند؟ چرا برخی از اصولگرايان مدام دم از اين مي‌زنند كه تنها كسی كه مي‌تواند اصولگرايان را از بن بست خارج كند، شخص احمدي‌نژاد است؟


- خوب است. اميدوارم مسؤولان اصلاحات هم همين شوق شما را داشته باشند. هواداران احمدي‌نژاد مشتاق بازگشت احمدي‌نژاد هستند و البته ظاهرا همان‌گونه كه گفتيد اصلاح‌طلبان هم به زمره هواداران حضورش پيوسته‌اند.

 


* احمدي‌نژاد راي آور هست به نظرتان؟


- احمدي‌نژاد حتما رای دارد، ولي اينكه رای او براي پيروزی كفايت كند، هنوز نظر‌سنجی قاطعی برای اثبات نديده‌ام.

 


* از بين چهره‌های امتحان پس داده اصولگرا، آيا اين جريان چهره‌های جديد‌تر و قابل قبول‌تری براي رقابت با روحانی دارد؟


- ممكن است چهره‌هايی قابل طرح باشند، ولی امكان رای آوری فاكتور مهمی است كه نبايد فراموش شود.

 


* به نظر شما چرا حزبی مثل مؤتلفه به دنبال آن است تا با كانديدای حزبی در انتخابات رياست‌جمهوری شركت كند؟ اين نشان‌دهنده نارضايتي مؤتلفه از فرآيند اتفاقات درون اردوگاه اصولگرايي نيست؟


- نمی‌دانم مؤتلفه در پی كانديداتوری چه كسی از درون خود است؟ يك زمان آقای آل اسحاق مطرح شدند؛ ولي كانديداتوری يك عضو مؤتلفه را غير از قهر -كه شما تأكيد كرديد- مي‌توان از موضع اعتماد به‌نفس هم ديد.

 

 

* پاشنه آشيل دولت روحانی كجاست؟


- پاشنه آشيل دولت روحانی در ضعف دفاع از خود و فقدان استراتژی رسانه‌ای و نيز منحصر شدن كابينه در دو سه نفر وزير فعال است؛ حداقل از منظر اطلاع‌رساني!

 

7 نظر
نمایش نظرات

به نظر من، تقسیم جناح‌ها به اصولگرا و اصلاح طلب یک فریب است. دو جناح واقعی کشور عبارت اند از: جناح مقاومت و جناح مذاکره.
جناح مذاکره معتقد است آمریکا و متحدان وی رقیب‌اند و این رقیب بازیگر اصلی صحنه‌ی سیاست جهانی است؛ اختلاف ما با غربِ تحت رهبری آمریکا سیاسی است؛ توسعه مفهومی مدرن بوده و راه آن مدرنیزاسیون همه‌ی ارکان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور است و منابع داخلی مشکلات اساسی داشته و برای توسعه چاره‌ای جز اتکا به منابع خارجی نیست.
اما جناح مقاومت معتقد است که آمریکا و متحدان وی دشمن بوده و قابل اعتماد نیستند؛ اختلاف ما با غربِ تحت رهبری آمریکا بنیادین است؛ پیشرفت بر اساس آموزه‌های اسلامی تعریف می‌شود و راه آن توسعه و تعمیق اسلامیت در همه‌ی ارکان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور است و منابع داخلی قابل اتکا بوده و عامل اصلی برای پیشرفت است.
آقای محبیان بیشتر به جناح مذاکره نزدیک است.

پاسخ

۱

۰

آخه موتلفه مگه رای داره که کاندید مستقل معرفی میکنه!

پاسخ

۰

۲

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top