خبرخوان جام نیوز
|
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ السبت ٦ ذو الحجّة ١٤٣٩ Saturday, August 18, 2018
 
کد خبر: 728106
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۵/۰۷/۳۰ - ۰۷:۴۸
من تنها نیستم:
از رفتارهای شوهر مادرم شوکه شدم / وقتی یاد تهمت‌های زشت وحرف‌های نامربوط می‌افتم سردرد می‌گیرم
از خانه فرار کردم. کنار خیابان‌، جلوی درگاه یک مغازه و روی یک تکه کارتن خوابیده بودم. تا صبح پلک نزدم. می‌ترسیدم دزدها بیایند و مرا بدزدند.
پشیمانی از رفتارهای  شوهر مادرم شوکه شدم / وقتی یاد تهمت‌های زشت وحرف‌های نامربوط می‌افتم سردرد می‌گیرم
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"،  صبح روز بعد‌، از بس گشنه بودم، حالم بد شد. حالت تهوع و سرگیجه داشتم. مردم با پلیس تماس گرفتند. ماموران کلانتری آمدند و مرا به بیمارستان انتقال دادند. فکر می‌کردند چیزی خورده‌ام و مسموم شده‌ام. با تزریق یک سرم و آمپول حالم بهتر شد. آدرس مادرم را هم می‌ترسیدم بدهم.

 

نمی‌خواستم زندگی او خراب شود؛ اما انگار چاره‌ای نبود. شماره‌تلفن خانه‌اش را دادم. مادرم‌ و شوهرش آمدند. مادرم گریه می‌کرد. ناپدری‌ام هم شانه‌هایم را ماساژ می‌داد. آن‌ها مرا به خانه‌شان بردند. برای اولین‌بار با برادر کوچولویم روبه‌رو شدم. خیلی خوشگل و بامزه است و واقعا دوستش دارم. یک سال از آن موقع می‌گذرد. ناپدری‌ام مرد مهربان و فهمیده‌ای است. او مرا مثل دو بچه خودش و حتی فکر می‌کنم بیشتر از آن‌ها دوست دارد‌. وقتی یاد تهمت‌های زشت وحرف‌های نامربوط پدرم درمورد مادرم و ناپدری‌ام می‌افتادم، سردرد می‌شدم.

 

دیگر هیچ ارتباطی با پدرم نداشتم؛ اما او سر‌وکله‌اش دوباره پیدا شد. به مادرم می‌گفت حضانت بچه با من است و باید او را پس بدهی. می‌خواهد خرده‌فروشی موادمخدر کنم. به او گفتم نمی‌خواهم با تو بیایم. با شیلنگ ضربه‌ای به سرم زد که بینایی‌ام دچار مشکل شده است. آمده‌ام کلانتری١۶‌ تا از پدرم شکایت کنم. خدارا‌شکر می‌کنم مادرم و شوهرش هستند و من تنها نیستم.

خراسان

110

این اخبار را از دست ندهید:

شب عروسی وقتی از تالار به خانه برگشتیم شوکه شدیم / حال همسرم اصلا خوب نیست

ماجرای ارتباط پسر بچه عربستانی با مدل آمریکایی +عکس

تولد گوسفندی عجیب الخلقه در خاش +عکس

اقدام باور نکردنی و غیر انسانی زن جوان با پسر بچه اش در اتاق خواب

پدری که به دست و پای قطع شده فرزندش زل زد! تصاویر+16

ادعای عجیب نگهبان پاساژی در تهران در مورد مرد مغازه دار / او چندین بار مرا بی هوش کرده بود

رفتار غیر انسانی خواهرمست با برادرش/ تحت تأثیرالکل بوده و هیچ کنترلی بر رفتارم نداشتم

به خانه مجردی برادرم رفتم / از دیدن وضعیت علیرضا در اتاق خوابش شوکه شدم + عکس

یکی از دانش آموزانم بسیار ماهرانه فریبم داد/ من مدتها خودم را در اختیارش قرار دادم!

0 نظر
کلیدواژه ها:
خرده‌فروشی  |  ارتباط  |  رفتار  |  شوکه  |  شوهر  |  مادر  |  خانه  | 
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top