خبرخوان جام نیوز
|
پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ الخميس ٢٠ ذو الحجّة ١٤٤٠ Thursday, August 22, 2019
کد خبر: 741568
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۵/۰۹/۱۷ - ۰۷:۴۵
پشت صحنه زندگی؛
من با یک لحاف و تخت خواب تنها ماندم / مزاحمت های خواهر زنم پایان نداشت
سلام قربان اولاً ممنونم از شما، چون هر وقت نیاز دارم تماس می‌گیرم ومرا راهنمایی می‌کنید. امروز اول به 110 زنگ زدم توضیح که دادم گفتند با مرکز 129 تماس بگیر،
پشیمانی  من با یک لحاف و تخت خواب تنها ماندم / مزاحمت های خواهر زنم پایان نداشت
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

 به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"، رئیس مرکز ارتباطات مردمی قوه قضائیه عرض کنم محضر مبارکتون بنده... هستم هشتاد وهشت سال سنم است، در واقع شما نود ساله هم می‌تونید حساب کنید. به سختی راه می‌روم و تنها زندگی می‌کنم، کسی را هم ندارم حتی رفتن به نزدیک یخچال برای خوردن یک لیوان آب برایم مشکل بزرگی است ولی بالاخره یک جوری می‌گذرانم ، سال قبل همسرم بعد از چند سال مبارزه با سرطان فوت شد. هفتصد، هشتصد میلیون تومان خرجش کردم ولی مفید واقع نشد.هر چه هم داشتم فروختم، باغی در شمال وخانه‌ای در تهران و....


الان دیگه هیچی ندارم ومستأجر هستم. سه ماهی هم می‌شود اجاره خانه را نداده‌ام، هرکس هم از فامیل وغریبه بعد مرگ خانم اومد توخونه یک چیزی با خودش برد. الان من مانده‌ام با لحاف وتختخوابی قدیمی. تنها که باشی همینه دیگه، البته بستگانی دارم ولی آنها فرصت کمک به من ندارند خودشان به اندازه کافی گرفتارهستند. البته قربان به‌عرضتون برسونم، ارتباط چندانی هم نداشتیم که الان توقع داشته باشم، خدا رحمت کند خانم را یک زمانی که ما وضعمان عالی بودو دستمان بیش از معمول به دهانمان می‌رسید، بقیه فامیل را تحویل نگرفت وحالا که پس از ابتلای خانم به سرطان و فوتش همه چیز را از دست داده‌ام، آنها مرا به حساب نمی‌آورند.بچه هم نداریم یعنی خانمم بچه دار نمی‌شد ما هم که عاشقش بودیم قبول کردیم وشصت سال کنار هم بودیم، حدود ده، بیست تا از بچه‌های باغ روهم سالها از همان بچگی تابزرگسالی به جاهایی رسوندیم البته اونها پیش ما نبودند، من خیلی تابع خانمم بودم گفتم یکی از این بچه هارا برای روز تنهایی‌هایمان بزرگ کنیم که قبول نکرد.


خانم هرچی می‌گفت من انجام می‌دادم، د ستور داد بچه نیاوریم، گفتم چشم، گفت باغ را بفروش فروختم، گفت خواهرم نیاز به کمک دارد یک قطعه از باغ را به قیمت ارزان به نامش کن قبول کردم وگفتم خانم اطاعت امر، یه رستوران بزرگی در یکی از بلوارهای معروف تهران داشتم که آنجا هم به دلیل درگیری چند ساله با بیماری خانم، شریکم از دستم خارج کرد. الان مدتی است مزاحم تلفنی دارم گوشی تلفن هم قدیمی و مربوط به چهل سال قبله وشماره‌ای رو نشون نمیده احتمال میدم خواهر خانمم یا بچه‌های او مزاحم میشن، چون همین خواهر شده بلای جون من، یک مقدار از پولی که برای خرید ارزون همون قطعه باید بدهد پرداخت نمی‌کند، زنگ میزنم تماس هایم را یااصلاً جواب نمی‌دهد یا یک الویی گفته قطع می‌کند، خودش هم می‌داند که من تمام زندگی‌ام را زیر پای خواهرش ریختم والان آهی در بساط ندارم.


امکانش هست قربان شماره ایشون رابدم تماس بگیرید ومشکل منو بهش بگیدتا منهم دعاگویتان باشم...

ایران

110

این اخبار را از دست ندهید:

من با یک لحاف و تخت خواب تنها ماندم / مزاحمت های خواهر زنم پایان نداشت

دختر نوجوان بعد از اینکه فیلم پنهانی خودش را در تلگرام دید چه کرد؟

ببینید تیبا در تصادف با X3 چه قدرتی دارد + عکس

از بلایی که پسر افغان بر سر دختر زیبای مشاور حقوقی آورد با خبر شوید + عکس

زیبایی دختر سه ساله باعث شد خودم رو نتوانم کنترل کنم و به سراغش رفتم!

 

کلیدواژه ها:
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top