خبرخوان جام نیوز
|
جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ الجمعة ٥ ذو الحجّة ١٤٣٩ Friday, August 17, 2018
 
کد خبر: 743205
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۵/۰۹/۲۲ - ۲۳:۰۴
به روایت مادر شهید مدافع حرم امیر لطفی؛
امیر، تو عاشق شدی!
دو سه ماه بود که فکر رفتن افتاده بود به سرش ولی به‌اش اجازه نمی‌دادند. می‌گفتند این‌جا لازمت داریم ولی امیر کوتاه‌بیا نبود.
مادر شهید امیر لطفی امیر، تو عاشق شدی!
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش سرویس مقاومت جام نیوز،  دو تا از برادرهای امیر، پاسدار هستند. امیر هم فوق دیپلمش را که گرفت وارد سپاه شد. تقریبا چهار سال و نیم قبل از شهادتش. لیسانسش را طی دوره خدمت در سپاه گرفت. قبل از شهادتش هم کارشناسی ارشد دانشگاه تهران قبول شد. کارهای ثبت‌نام را انجام داد. قرار بود از سوریه برگردد و برود سراغ درس و دانشگاهش که نشد. بی‌بی، امیر را خرید.


دو سه ماه بود که فکر رفتن افتاده بود به سرش ولی بهش اجازه نمی‌دادند. می‌گفتند این‌جا لازمت داریم ولی امیر کوتاه‌بیا نبود. بعدها برایم تعریف کرد: مامان! نمی‌دونی چقدر رفتم و آمدم تا اجازه‌ام را گرفتم. باور کن حتی اشک ریختم. دفعه آخر که رفتم پیش فرمانده‌مان، باز گفت: نه، این‌جا بهت نیاز داریم. کجا می‌خوای بری؟! دوباره بغض گلویم را گرفت. اشک آمد به چشمم. فرمانده‌مان انگار دلش نرم شد. گفت: حالا برو، ببینم چی می‌شه. برگشتم اتاق کارم، اما همه حواسم مانده بود پیش فرمانده‌مان. فقط خدا‌خدا می‌کردم راضی شود به رفتنم. توی افکارم غرق شده بودم که صدای تلفن بلند شد. فرمانده‌ام  بود. مي‌گفت: امیر، می‌تونی بری. تو عاشق شدی، ما هم نمی‌تونیم به زور نگه‌ات داریم...

 

 

*منبع: ماهنامه فکه 163

 

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top