خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ الثلاثاء ٢ ذو الحجّة ١٤٣٩ Tuesday, August 14, 2018
 
کد خبر: 788613
نظرات: 2
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ - ۱۶:۵۹
حسین دهباشی؛
دولت روحانی پیر و کم حوصله است
آنچه متاسفانه در کل دولت فعلی وجود دارد، کم‌حوصلگی است و این موضوع بیشتر از پیری ناشی می‌شود.
حسین دهباشی  دولت روحانی پیر و کم حوصله است
به این مطلب امتیاز دهید
83.3% 16.7% بازدید

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم قرار داریم و اذهان جامعه در هر گوشه و پستوهای فضای اینترنت به دنبال سرنخ ها و تحلیل هایی هستند تا نامزدهای انتخابات را بیشتر بشناسند و با تحلیل های پیرامون آنان آشنا شوند. در این میان افرادی هستند که می‌توانند به این شفاف‌سازی افکار عمومی کمک بیشتری کنند؛ کسانی که دست کم با این نامزدها معاشرتی و سابقه کاری داشته اند.

 

حسین دهباشی از آن جمله است. تاریخ پژوه و مستندسازی که فیلم انتخاباتی حجت‌الاسلام روحانی را در سال ۹۲ ساخت و چند کلیدواژه انتخاباتی رایج آن دوره را پایه گذار شد؛ هرچند امروز می گوید دیگر قصدی برای ساخت مستند روحانی (و دیگر نامزدها) را ندارد؛ و البته از همه ستادها هم پیشنهاد داشته است. دهباشی با وجود سابقه طولانی برنامه سازی، با برنامه های تاریخ شفاهی سران پهلوی و مجموعه خشت خام خود را بطور جدی در عرصه برنامه سازی مطرح کرد.

 

 

**حسین دهباشی دو روز پیش از مناظره اول نامزدها گفت‌وگویی انجام داده است، گزیده‌ اظهارات او را می‌آوریم:


* در آن سالی که صدا و سیما انتقاد کرد و تلقی توهین شد، سالی بود که می‌خواستند یارانه را قطع کنند، من از آقای آشنا [مشاور آقای روحانی] سوال کردم که چه توهینی شده است؟ دنبال آقای ضرغامی می‌گشتیم که ایشان رفع توهین کند، ایشان هم کربلا بود و نهایتاً آقای فرجی، مدیر شبکه یک را پیدا کردیم.

 

ایشان هم نگفت توهین نشده است و رفت تو این فضا که ببخشید و پخش زنده بوده است و ...؛ آقای آشنا و من کیش بودیم. از ایشان پرسیدم چی شده است؟ گفت در برنامه زنده مجری سوال کرده است که رئیس جمهور که می‌گوید مردم این چند هزار تومان یارانه را نگیرند، چطور به خودش اجازه می‌دهد که هواپیمای دولت را بردارد و به کیش برود.

 

من منتظر بقیه جمله بودم. گفتم خب؟ ایشان گفت همین! من پرسیدم توهین این سوال کجا بود؟ آشنا گفت که خب نباید این را می‌گفتند. من گفتم خب این توهین نبود. یعنی در همه جای دنیا این حرف مطرح می شود. حرف دوستان این بود که ایران، هر جای دنیا نیست.

 

من اصلاً نمی‌دانم آقای روحانی خودش اعتراض داشت یا نه. خیلی اوقات تصویری که از ایشان ارائه می‌شود خودش دخالت ندارد. نظر من این بود که گاف بدی بود.

 

صحبتی که چند روز پیش آشنا کرد، در «ادبیات سگی»، حتماً هزینه‌بر است و از طرف دیگر من به عنوان کسی که روحانی را می‌شناسم و سخنان قالیباف و رئیسی را شنیده‌ام، اصلاً فکر نمی‌کنم ایشان کم بیاورد. متوجه این ماجرا نمی‌شوم که برای چه این ماجرا [عدم برگزاری مناظرات زنده] را این قدر داغ کردند.

 

* ایشان [آقای روحانی] در ضد حمله‌ها خودش را نشان می‌دهد.

 

* این طور نیست که آمارها و برنامه‌ها در انتخابات با هم رقابت می‌کنند. در انتخابات همه جهان وضعیت به این صورت است که فن بیان با تاکید بر احساسات با هم رقابت می‌کنند. حجت‌الاسلام روحانی از نظر بلاغت و فن بیان بسیار بالاتر از دیگران است و نامزدهای دیگر نمی‌توانند پا به پای ایشان بیایند. کافی است ایشان یک آمار مربوط به دوره قبل را بیان کند؛ در آنجا چه کسی می‌تواند پرونده را باز کند و بگوید که عدد بیان شده مربوط به کدام دوره بوده است؟ ایشان در مزاح کردن و تکه انداختن از دیگران زبردست‌تر است. فکر نمی‌کنم که حمله‌ای، ولو مستند به ایشان بشود و ایشان کم بیاورد.

 

* تبلیغات، از فیلم‌های مستند گرفته تا سخنرانی‌ها و مناظره‌ها نباید در قالب یک حوزه اطلاع‌رسانی مستند دیده شود، بلکه باید به آنها در قالب یک سرگرمی نگاه شود. در این حوزه آنچه اهمیت دارد جذابیت است، نه سخن گفتن. اینکه چرا جرج بوش از ال‌گور که برای هر حرفش یک طومار آمار و اطلاعات داشت برنده شد این بود که وی به زبان مردم عادی سخن می‌گفت و این نحوه سخن گفتن وی جذابیت بیشتری داشت.

 

* اینکه کسی بخواهد وارد این بازی شود و منحنی و ضرایب را نشان دهد یک دام است. در این گونه موارد مخاطب احساس تحقیر می‌کند و این طور به او القاء می‌شد که تو متوجه نیستی و نمی‌فهمی. هر چه نامزد انتخابات در مناظرات تلویزیونی صمیمی‌تر و عوام‌پسندانه‌تر صحبت کند، بیشتر رأی می‌آورد.

 

* نمی‌خواهم به این حوزه که آیا روحانی زیر حرف‌های مستند یا غیرمستند می‌زند یا خیر وارد شوم. جذابیت سخن گفتن ایشان چند سر و گردن بالاتر از دیگران است.

 

* اوج اختلاف من با دولت یازدهم به ماجرای برجام بر می‌گردد. برای مثال وقتی یک فرد با سازمانی که در آنجا مشغول به کار است مشکل دارد، پیش از آن که بیرون بیاید شروع به نق زدن می‌کند و مردم از این مشکلات بی‌خبر هستند ولی مجموعه می‌داند که فرد مورد نظر با سازمان زاویه گرفته است. من در جریان ریز مذاکرات برجام بودم و مسئولیتی داشتم در حوزه‌ای که پیش چشم مردم نبود. همچنین مسئول کمیته اطلاع‌رسانی راهبردی در مرکز تحقیقات ریاست جمهوری بودم. بنابراین افکار رسیده از مردم را چند گام زودتر از دیگران مطلع می‌شدم. من با مکانیزم گفت‌وگوی برجام و البته نه با خود برجام، بلکه با داده ها و دستاوردها موافق نبودم و این موضوع را نیز می‌گفتم. این موضوع ادامه داشت تا اینکه زمینه‌هایی تحقق یافت.

 

علت اینکه دوستان خیلی از من رنجیدند این بود که مقامات مسئول از من خواستند که چون عضو گروه هستم، انتقاداتم را مطرح کنم، ولی انتقاد صریح خودم را برای زمانی بگذارم که کار از کار گذشته است؛ من هم این کار را کردم. زمانی یادداشت خودم را منتشر کردم که مجلس نظرش را در این باره داده بود و مقام معظم رهبری هنوز نداده بودند. آنچه در این باره به دوستان برخورد این بود که من درست است که اصلاح‌طلب نیستم، ولی اصولگرا هم نیستم. به من گفتند که اولین کسی هستی که به شریعتمداری کیهان و رسایی و ... یادداشت نوشتی. بر اساس این ماجرا، زاویه ما بیشتر شد.

 

* روحانی در سال ۹۲ به نظر من شایسته‌ترین فرد بود. هنوز هم فکر می‌کنم که دولت روحانی می‌توانست با وجود همه دشواری‌ها بسیار بهتر از آنچه ظاهر شد باشد.

 

* گاه افراد مسئولیت یک رأی را دارند، ولی یک موقع مسئولیت جهت‌دهی به افکار عمومی را دارند و ممکن است آن مسئولیت را معامله کنند و بگویند که در قبال آن پول، احترام و سمت می‌گیرم. من هیچ کدام از این موارد را مطالبه نکردم و نمی‌کنم؛ چون انسان خیلی گرانی هستم. در دو حوزه کارهای سیاسی و عام‌المنفعه هم پول نمی‌گیرم، چون آن زمان دیگر نمی‌توانم با دلم کار کنم. در این دوره از انتخابات نیز نمی‌توانستم دلم را راضی کنم که برای کسی وارد حوزه جریان‌سازی افکار عمومی شوم؛ معنی آن این نیست که دشمنی با این جریان‌ها دارم.

 

* در ساخت فیلم روحانی از وی پول نگرفته‌ام.

 

* برخی از حوزه‌ها سیاسی نیست، ولی آنقدر جامعه سیاسی می‌شود که آن را هم سیاسی می‌کنیم. مثل رئیس هواپیمای کشوری. من به عنوان یک فرد حزب‌اللهی اعتقاد دارم که اگر این فرد، بی اعتقاد هم باشد اشکالی ندارد، ولی دزد نباشد و بلد باشد که هواپیما را از زمین بلند کند.

 

* از نظر من چهار پنجم وزرای دولت اگر خائن به نظام و دشمن جمهوری اسلامی نباشند اما اعتقاد قوی هم نداشته باشند، ولی بتوانند وزارتخانه را بچرخانند اشکالی ندارد. به نظر من لزومی ندارد وزیر راه و مسکن یا تعاون، افراد معتقدی باشند؛ نمی گویم قانون انجام نشود؛ قانون این التزام را خواسته، پس باید انجام شود. بحث نظری می‌کنیم. در عین حال وزیر آموزش و پرورش، ارشاد، کشور و امور خارجه باید تا ده رقم اعشار معتقد نه فقط به جمهوری اسلامی، بلکه به آن جناحی که آنها را به قدرت رسانده است باشند. یکی از حوزه‌هایی که بی‌جهت سیاسی شده و بدلی برای منازعات سیاسی و دعواهایی که جاهای دیگر باید شود، شورای شهر است.

 

* از زمان تاسیس شورای شهر تهران و قبل از تاسیس آن، پوزیشن شهرداری در کشور ما مثل پوزیشن‌های دیگر سیاسی بود. مثلا در دوره رضاشاه اگر احساس می‌شد که شهردار تهران به والاحضرت اعتقاد ندارد، هر چه هم در امر ساخت ساختمان و نظافت شهر خوب بود، ولی باید برکنار می‌شد. در این باره باید به بلوغ رسید. فرمانده خود من که بسیار هم فرد معتقد و باهوشی بود، در شرکت کامپیوتری آمریکا کار می‌کرد. مطمئن هستم تعقیبات نمازش را ترک نکرده بود و اگر جنگ می‌شد دوباره به کشور باز می‌گشت، ولی آمریکا از دانش و پتانسیل او استفاده می‌کرد و وقتی احساس می‌شد که این فرد می‌تواند در حوزه‌ای خطرناک باشد، از پیشروی و پیشرفت او در برخی حوزه‌ها پیشگیری به عمل می‌آمد. یک فرد حزب‌اللهی نمی‌تواند در عرصه اطلاع‌رسانی و سلاح و بیمه و بانک کشوری مثل آمریکا ترقی کند، ولی در حوزه کامپیوتر، هوانوردی و کشاوری می‌تواند رشد داشته باشد.

 

* من با جناح‌های سیاسی مشکل نداشتم، ولی شورای شهر جای سیاسی‌کاری نیست. بعد از اتفاقی که در ساختمان پلاسکو افتاد، در لحظات اول خیلی از ما نمی‌دانستیم چه اتفاقی افتاد، اما از همان ثانیه اول افراد دو گروه شدند؛ یک گروه گفتند قالیباف استعفا! و گروه دیگر می‌گفتند که شما لاشخور سیاسی هستید و به هجمه افتادند. این در حالی بود که هیچ کدام نمی‌دانستند چه اتفاقی افتاده است.

 

* وقتی افراد بین دو گزینه هاشمی و قالیباف قرار می‌گیرند که کدام شهردار می‌شود، باید ببینند کدام یک بهتر شهر را اداره می‌کنند، نه اینکه چه کسی در جناح ماست.

 

* ما باید دو چیز را از هم  جدا کنیم؛ یکی انگیزه اقدام و دیگری انگیخته است که چه اقدامی اتفاق افتاده. من انگیزه را نمی‌دانم و حدس می‌زنیم که آیا مثلا روزی که آخوندی میکروفون را پرت کرده است، از دولت به او فشار آمده یا قوه قضاییه و یا همسرش با او دعوا کرده است. آنچه که درباره وی می‌توان قضاوت کرد انگیخته است. ما وقتی ارزیابی انگیخته را می‌کنیم می‌گوییم شأن وزیر این است که چنین کاری نکند. بنابراین وارد حوزه انگیزه نمی‌شوم که چرا این اتفاق می‌افتد. وارد این بازی هم نمی‌شوم که رئیس جمهور قبلی و پیشین و مقامات دیگر چه می‌کنند. یک اشتباه بزرگی که در کشور ما اتفاق می‌افتد این است که می‌گوییم بدی با بدی «در» می‌شود. این طور نیست، بلکه جمع می‌شود.

 

* اگر رئیس جمهور قبلی یا حتی رهبر رفتار مشابهی داشته باشد، دلیل این نیست که دیگران هم باید این کار را بکنند. همه این رفتارها را مردم جمع می‌کنند و پای نظام می‌گذارند. چند صد هزار نفر شهید دادیم که به تعداد آنان، مادر و پدر شهید داریم. آنها زنده هستند و تا آخر عمرشان جای جگر سوخته‌شان باقی است. بنابراین نباید با چنین ماجراهایی شوخی کرد.

 

* وقتی می‌گوییم که املاک و حقوق نجومی و ... داریم، این بیانات از نظر کسی که در خیابان زحمت می‌کشد و پشت تاکسی نشسته و عرق‌ریزان، کل لذت صبح تا شبش این است که در سایه، ماشین را کنار بزند و از پشت ماشین، یک لیوان چایی یا آب خنک بریزد و بخورد؛ آب خنکی که دویست بار یخ زده، مزخرف است و هم املاک نجومی و هر فساد دیگری. این موارد با هم در نمی‌شود. ادبیات رسانه‌ها این است که از هم مچ بگیرند. بد صحبت کردن با مخاطب به ویژه با رسانه، ولو رسانه جانبدار باشد یا صدا سیما نادرست است و اصلاً جای دفاع ندارد. نباید وارد انگیزه‌ها شد. تصور می‌کنم دوستانی که این کار را می‌کنند بعدها پشیمان می‌شوند، ولی وقتی تکرار می‌کنند، یعنی یک جای کار ایراد دارد.

 

* آنچه متاسفانه در کل دولت فعلی وجود دارد، کم‌حوصلگی است. این موضوع بیشتر از پیری ناشی می‌شود. یک جوان وقتی فحش می‌خورد راحت رد می‌شود، ولی یک فرد مسن این طور نیست. نه در رابطه با جناح مقابل، بلکه وزرا هم که با یکدیگر حرف‌شان می‌شود به جای اینکه در جلسه با هم بگویند، از پشت تریبون با هم صحبت می‌کنند. اینجا اولین سوال پیش می‌آید که چند چند هستید. هفته‌ای دو بار همدیگر را می‌بینند، چرا در جلسه خصوصی مشکل‌شان را نمی‌گویند. وقتی با خودشان این طور هستند، دیگر می‌خواهید با خبرنگار چگونه باشند. البته من فکر می‌کنم این برای شخصیت خطیب و روحانی مثل آقای روحانی حتماً بیشتر به چشم می‌آید.

 

* وقتی آقای روحانی آن صحبت را می‌کند که به جهنم جای گرم پیدا کنید «بروید زیر پتو» و آقای آشنا می‌گوید که این توهین نیست و صراحت است، نشان می‌دهد افراد نمی‌دانند که عکس‌العمل کارهایشان چطور است. ذائقه جامعه رفتار صراحت‌آمیز رئیس جمهور را نمی‌پسندد و نمی‌پذیرد و این موضوع کار او را سخت می‌کند.

 

من واقعاً نمی‌دانم [فیلمم در پیروزی روحانی] تاثیر داشت یا نه. علتش هم مشخصاً این است که اندازه‌گیری نکردیم که پاس گل ۱۸ قدم قالیباف به روحانی، چقدر تاثیر داشت! و حمایت یا رد صلاحیت هاشمی یا کنار کشیدن آقای عارف که ما وانمود کردیم به نفع روحانی بود، که البته نبود، چقدر اثر داشت یا سخن رهبر معظم انقلاب که بیایید رأی بدهید. مشخص است که من تعداد فالورهایم ۱۰ هزار تاست و در بهترین حالت ۵۰۰ تا لایک می‌خورد و توهم‌آمیز است که تصور کنیم ۵۰۰ نفر در این انتخابات کوچکترین تاثیری را می‌گذارد.

 

مشرق

* اگر هنوز در نظرسنجی انتخاباتی جام نیوز مشارکت نکرده‌اید، «اینجا» کلیک کنید.

2 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
پربیننده سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top