خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ الثلاثاء ٢ ذو الحجّة ١٤٣٩ Tuesday, August 14, 2018
 
کد خبر: 789393
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۰۲/۱۶ - ۱۴:۵۳
پیشنهاد استقلال و پرسپولیس را قبول نکردم/ آرزو داشتم با علی کریمی هم‌بازی شوم
ابراهیم صادقی گفت:این حرف در مورد پول گرفتن خیلی من را ناراحت می کند. در این فوتبال بازیکنانی که نصف من توانایی نداشتند چندین برابر من پول گرفته اند.
ابراهیم صادقی پیشنهاد استقلال و پرسپولیس را قبول نکردم/ آرزو داشتم با علی کریمی هم‌بازی شوم
به این مطلب امتیاز دهید
80% 20% بازدید

به گزارش سرویس ورزشی جام نیـوز، ابراهیم صادقی بعد از 17 سال حضور در سایپا در نهایت از فوتبال خداحافظی کرد. مثل همه اهالی فوتبال خداحافظی آرام و بی سروصدا و بدون تشریفات.

 

فصل بدی بود. بد شروع شد، بد ادامه پیدا کرد. می‌توانست با ماندن سایپا خوب تمام شود اما رفتن تو بد تمامش کرد. این فصل برای کاپیتان سایپا چطور گذشت؟

 

همانطور که گفتید خیلی بد. نتوانستیم نتایج خوبی بگیریم. جایگاه خوبی هم نداشتیم. من نیم فصل تصمیم به خداحافظی گرفته بودم و این تصمیم را به مسئولان باشگاه اطلاع داده بودم. آنها هم قرار بود چند هفته مانده به پایان فصل آن را اعلام کنند اما اوضاع آن قدر پیچیده شد که همه چیز به روز آخر کشیده شد و در نهایت هم تمام شد و رفت..

 

خیلی هم بد، بی سروصدا و بدون آن که در شان بازیکنی که 17 سال در تیمی بازی کرده باشد تمام شد و رفت.

 

فوتبال همین است دیگر. کدام بازیکن را سراغ دارید که در شان و اندازه خودش خداحافظی کرده باشد. علی دایی و کریمی و باقری و مهدوی کیا که اسطوره های فوتبال ایران بودند نتوانستند درست و حسابی خداحافظی کنند. من که دیگر جای خودم را دارم!

 

این خداحافظی فنی بود یا دلگیری به خاطر بازی نکردن؟

 

این یک واقعیت است که وقت رفتن من است. من گفته بودم هر وقت که قرار باشد نیمکت نشین شوم خداحافظی می کنم. در شان بازیکنی در سن و سال و شرایط من نیست که چند دقیقه و یک نیمه بازی کند و بهتر است که خداحافظی کند. این که از نظر فنی و بدنی وقتش بود یا نه را باید از مربیان بپرسید.

 

از این مدل خداحافظی ناراحت نشدی؟

 

چاره دیگری نبود. من مراسم زیادی داشتم. مثلا مراسم دهمین سال بازی، پانزدهمین سال. در همه آنها دوربین من را همراهی می کرد و مراسم خاصی گرفته شد. اما در این بازی هیچ چیز مهم تر از تمرکز بازیکنان سایپا نبود. بازی مرگ و زندگی بود و هیچ کاری که کمی تمرکز بازیکنان را برهم می‌زد جایز نبود. برای من همین که سایپا ماند به اندازه کافی اتفاق خوبی بود که بقیه مسائل دیگر مهم نباشد.

 

ولی مثل این که به تو پیشنهاد مربیگری هم داده شد و به خاطر ناراحتی ها قبول نکردی؟

 

نه قضیه این شکلی نبود. به هر حال باشگاه سایپا می خواهد من در مجموعه بمانم و خودم هم دوست دارم این اتفاق بیفتد اما الان وقتش نیست. هیچ کس به اندازه من سایپا را نمی‌شناسد. از کل کارمندان باشگاه سایپا شاید فقط دونفر از من قدیمی تر باشند. من زمانی که علی قلی زاده بازیکن فعلی تیممان در نوباوگان سایپا بازی می‌کرد کاپیتان بزرگسالان بودم. همه این ها باعث می شود تا جداشدن از این تیم سخت باشد اما در مورد مربی گری هم تصمیم خواهم گرفت. شاید اصلا هم نشود. شاید یک سرمربی بیاید و بگوید صادقی این همه سال در سایپا بوده که بوده به من ارتباطی ندارد!

 

خیلی ها می گویند ابراهیم صادقی اگر 17 سال مانده. یا پول خوب گرفته یا پیشنهاد دیگری نداشته. کدام یک بوده؟!

 

این حرف در مورد پول گرفتن خیلی من را ناراحت می کند. در این فوتبال بازیکنانی که نصف من توانایی نداشتند چندین برابر من پول گرفته اند. این حرفها را که می شنوم به خصوص از نزدیک ترها خیلی ناراحت می شوم. من اگر می خواستم به دنبال پول باشم قطعا در سایپا نمی ماندم. در مورد پیشنهاد تیم های دیگر هم که اهالی فوتبال خوب میدانند من از استقلال و پرسپولیس پیشنهاد داشتم. پیشنهادات دیگری هم بوده اما از هر دو تیم بزرگ ایران پیشنهاد داشتم اما ماندم. بابت ماندنم هم منتی برسر کسی ندارم چون دلخواه خودم بود. از یک زمانی به من لقب وفادار را دادند و من بعد از آن فکر کردم که باید از این لقب محافظت کنم و پای آن ایستادم.

 

فارغ از بحث مالی و پیشنهاد  استقلال و پرسپولیس، سوال این است که یک بازیکن چطور می تواند با چندین و چند کادرمدیریتی وکادر فنی کار کند؟ آدم سازشکاری بودی یا قدرتمند؟!

 

من همیشه رابطه خوبی با مربیانم داشت. به قول معروف هیچ وقت برای کسی شاخ بازی درنیاوردم. به خاطر همین هر مربی ای آمده با من رابطه خوبی داشته و هیچ وقت هم بعد از رفتنش حرف و حدیثی نبوده. حاشیه یا مشکلی نداشتم که کسی بخواهد با من مشکل داشته باشد.

 

از میان مربیانی که با آنها کار کردی کدام یک را بیشتر دوست داری؟

 

همه را اما اگر فقط بخواهم یک نفر را نام ببرم، محمد مایلی کهن. او واقعا برای سایپا زحمت کشید و تیمی درست کرد که تا چند سال ماند.

 

با کدام مربی دوست داشتی کار کنی اما نشد؟

 

من خیلی موافق رفتن آقای جلالی نبودم اما بعد از رفتن ایشان صحبت شد که آقای فرکی قرار است بیایند و خیلی دوست داشتم با ایشان کار کنم.

 

با این که در سایپا بودی اما در کنار اکثر بازیکنان بزرگ بازی کردی. کدام بازیکن را دوست داشتی در کنارش بازی کنی اما نشد؟

 

در سال آخر بازی علی کریمی صحبت شد که او قرار است به سایپا بیاید و ما خیلی خوشحال شدیم اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد.

 

بازی کردن در کنار علی دایی چطور بود؟

 

خیلی خوب. آقای دایی زمانی به سایپا آمد که از جام جهانی برگشته بود و حال و روز خوبی نداشت. واقعا همه از آمدنش خوشحال شدیم. زمانی که ایشان آمدند حرف و حدیث هایی در مورد کاپیتانی مطرح شد. قرار بود من کاپیتان باشم اما در صحبت هایی با مدیران خواستم که بازوبند را به ایشان بدهند اما تصمیم بر کاپیتانی من بود. من خیلی ترسیدم و نگران بودم که حاشیه ای ایجاد شود اما علی آقا با بزرگواری تمام با من صحبت کردند و گفتند اصلا ناراحت نباش و هر کسی هم که به تیم بیاید تو کاپیتان تیم هستی. با این که برای من هم سخت بود که علی دایی پشت سرمن وارد زمین شود اما آنقدر جو دوستانه و صمیمانه ای در تیم ما ایجاد شد که کوچکترین مشکلی به وجود نیامد و به جرات می توانم بگویم همان صمیمیت تیم ما را قهرمان کرد. بازی کردن کنار علی دایی و به عنوان مربی یکی از اتفاقات خوب حضورم در سایپا بود.

 

الگویت در میان بازیکنانی که تک باشگاهی بودند چه کسی بود؟

 

الگوی من همیشه استیون جرار بود،چه در بازی و چه در وفاداری. البته او به آمریکا رفت و دیگر تک باشگاهی نیست! توتی را هم واقعا دوست دارم. 24 سال در یک تیم بودند فقط در حرف ساده است.

 

و حسرتی به نام تیم ملی که همیشه بوده. درست است؟

 

تا حدودی بله. البته اتفاق عادی بود. زمان من همه بازیکنان تیم ملی ایران لژیونر بودند. فقط 2 یا 3 بازیکن غیرلژیونر داشتیم و من هم نمی‌توانستم توقع داشته باشم که در ترکیب اصلی باشم. با این حال واقعا از آقای قلعه نویی و علی دایی تشکر می کنم که هر وقت فرصت شد به من چند دقیقه بازی دادند و من حتی یک گل هم به بلاروس زدم که متاسفانه به دلیل این که بازی در امارات و ابوظبی بود اجازه فیلم برداری داده نشد و من هیچ فیلمی از آن گل ندارم. در کل اما می توانم بگویم من با سایپا به همه چیز رسیدم. تیم ملی، قهرمانی در لیگ برتر، حضور در آسیا و همه چیز. البته این نسخه ای برای من بود. نمی شود این نسخه را برای هر بازیکنی پیچید. یک بازیکن شاید دوست داشته باشد در تیم دیگری پیشرفت کند، به تیم بزرگتری برود اما نسخه من این بود: وفادار ماندن.

 

هوادار

450

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top