خبرخوان جام نیوز
|
چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ الأربعاء ١٢ ربيع الأوّل ١٤٤٠ Wednesday, November 21, 2018
 
کد خبر: 804629
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۰۴/۵ - ۰۸:۳۵
ماتادور با بوسه ای بر انگشت حلقه
رائول گونزالس  ماتادور با بوسه ای بر انگشت حلقه
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

به گزارش سروریس ورزشی جام نیوز، حمیدرضا صدر به بهانه چهل سالگی رائول گونزالس نگاه متفاوتی به این بازیکن اسپانیایی انداخته.

او را با رئال مادرید شناختیم و با جامه سپید مادرید به یاد آوردیم، ولی خانواده اش طرفدار آتلتیکو بودند و بر تنش پیراهن راه راه قرمز و سپید کردند. احتمالا اگر شرایط مالی آتلتیکو مادرید در 1992 وخیم نمی شد و مدرسه فوتبالش را مدتی نمی بست او یکی از بزرگان آتلتیکو شده بود تا رئال. ولی آتلتیکو پسر پانزده ساله را مرخص کرد و او در حالی که گیج و منگ دنبال باشگاهی می گشت با پیشنهاد رئال روبرو شد.


او در فصل 95-1994 یکی از بازیکنان تیم سوم رئال با سیزده گل زده طی هفت بازی و به نظر می رسید باید صبر کند و صبر. ولی ناگهان فرشته اقبال از آن بالا آمد پایین و نشست روی شانه اش. کسی باور نمی کرد خورخه والدانو مربی رئال برود سراغ آن پسر لاغر مردنی که هجده سال هم نداشت. می پرسیدند اسمش چیه؟ رائول؟


ولی والدانو سراغش رفت. والدانو تصمیمی گرفت توضیح ندادنی. والدانو "لاشخور" را پس از یازده سال بازی در خط حمله رئال کنار گذاشت، امیلیو بوتراگوئنو را. والدانو پسر لاغر مردنی تیم جوانان را جای لاشخور روانه میدان کرد. پسر لاغر مردنی برابر ساراگوسا دوگانه ظاهر شد. نه مصیبت بار، نه درخشان. نه خیلی خوب، نه خیلی بد. پسر لاغر مردنی طی شکست 2-3 رئال، یک پاس گل به ایوان زامورنا داد و چند بار هم برابر دروازه توپ را بیرون زد. هم خطرناک ظاهر شد و هم نشان داد باید روی پای راستش کار کند. طرفداران سخت گیر رئال بر پسر لاغر مردنی سخت نگرفتند. پسر لاغر مردنی فقط هفده سال و صد و بیست و چهار روز داشت. پسر لاغر مردنی جوان ترین بازیکن تاریخ رئال بود.

 


یک هفته سپری شد و والدانو هفته بعد برابر آتلتیکو مادرید باز هم لاشخور را روی نیمکت نشاند، باز هم پسر لاغر مردنی را به میدان فرستاد. پسر لاغر مردنی این بار معرکه کرد. مثل صاعقه فرود آمد. مثل شیری که به جنگلش وارد می شود پا به محوطه جریمه آتلتیکو گذاشت و با پای چپش اولین گلش را با پیراهن جادویی سپید زد. اولین گل از سیصد و بیست و سه گلش را. یک پاس گل به زامورانو داد و ضربه پنالتی بدست آورد. او طی پیروزی از یادنرفتنی 2-4 رئال برابر تیم دوران کودکی اش بهترین بازیکن میدان شد. آخر فصل که رسید پسر لاغر مردنی اولین قهرمانی اش در لیگ را با رئال جشن گرفت. آخر فصل که رسید لاشخور می دانست باید برود.


مربیان رئال آمدند و رفتند. از فابیو کاپلو به یوپ هاینکس، از گاس هیدینگ به جان توشک تا ویسنته دل بوسکه و او در برنابئو باقی ماند. ولی دو نسخه از خود در رئال بر جای گذاشت. نسخه اول رائول مهاجمی بود بیقرار. بازیکن ناآرام بود نود دقیقه ای. می دوید. جلو، عقب. چپ، راست. هر توپی را تعقیب می کرد. هر مدافعی را نشانه می رفت. با انرژی تمام نشدنی و سرعتی بالا. استاد قرار گرفتن در موقعیت هایی غیرمنتظره شده بود. متخصص به اشتباه انداختن مدافعان. به رائول نگاه می کردیم و تردیدی نداشتیم در هر بازی حداقل دو بار برابر دروازه حریفان ظاهر می شود، بی اعتنا به جریان بازی و جابجایی های تاکتیکی. او در آن دوران سه بار قهرمان اروپا شد، سه بار قهرمان لالیگا و دو بار فاتح جام بین قاره ای. به تماشای رائول در فینال ها عادت کردیم. به بوسه زدن بر انگشتانش پس از باز کردن دروازه ها.


نسخه دوم رائول و احتمالا همان نسخه ای است که در ذهن خیلی ها مانده: رئال پس از جام جهانی 2002. او در جام جهانی مصدوم شد. برابر کره جنوبی غایب بود و اسپانیا حذف شد. پس از آن کند شد، آرام گرفت. هوشمندانه تر بازی کرد، ولی نشانی از مهاجم بیقرار نداشت، رائول نسخه اول نبود. با این وصف سال 2003 که رسید با رفتن فرناندو هیرو بازوبند کاپیتانی رئال را گرفت و تا هفت سال آن را بر بازو بست. او اولین بازیکنی بود که مرز زدن پنجاه گل در لیگ قهرمانان را پشت سر گذاشت. اولین بازیکنی بود که در دو فینال لیگ قهرمانان، 2000 برابر والنسیا و 2002 برابر بایرلورکوزن، گل زد. رائول هرگز طی شانزده سال بازی برای رئال هرگز کارت قرمز نگرفت، با این وصف در پایان راه کسی او را در برنابئو نمی خواست، هیچ کس. از پایان خوش خبری نبود. رائول آخرین فصلش در برنابئو، 10- 2009، را کنار کریستاینو رونالدو سپری کرد. رونالدو که به رائول احترام گذاشت و اجازه داد پیراهن شماره هفت را بپوشد و خودش فصل را با پیراهن شماره نه سپری کند.

 

 


بازی همان جوری تمام شد که آغاز شده بود. برابر ساراگوسا. رائول آخرین بازی اش را در رومادرا برای رئال انجام داد. دروازه را باز کرد و آخرین گل با پیراهن محبوبش را در آخرین بازی اش برای رئال زد. وقتی در 2010 مادرید را به مقصد شالکه ترک کرد، بارسلونا به رهبری پپ گواردیولا در اوج قرار داشت و رئال تیم تعقیب کننده بشمار می رفت. رائول نماد باشگاه بود، ولی نمادی رنگ پریده. نمادی بدون قدرت القای شور . کاپیتان باید بارش را می بست و می رفت. کاپیتان راهی شالکه شد.


آن حسرت در تیم ملی هم برای رائول تکرار شده بود. او در صد و دو بازی، چهل و چهار گل برای اسپانیا زد، ولی یکی از همان ماتادورهای ناکام تیم ملی بود. طعنه تلخ تر این بود اسپانیا دو سال پس از رفتن رائول قهرمان اروپا شد و دو سال بعدتر قهرمان جهان و دو سال پس از آن دوباره قهرمان اروپا. نام رائول با فوتبال اسپانیا گره خورده، ولی جایش در عصر طلایی تیم ملی اسپانیا خالی است. نمی توانیم شماره هفت رئال را بدون رائول به یاد آوریم، ولی رکوردهای مادریدی اش هم توسط شماره هفت بعدی پس از او پاک شدند: کریستیانو رونالدو.

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top