خبرخوان جام نیوز
|
یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ الأحد ٤ جمادى الأولى ١٤٣٩ Sunday, January 21, 2018
 
کد خبر: 855078
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۰۹/۲۰ - ۰۹:۱۸
خواهر شوهرم به خاطر پول این بلا را سر من و پسرم آورد!
از لحظه ای که فهمیدم بستگان همسرم پسر کوچکم را فروخته اند، گویی دنیا روی سرم خراب شده است.
پشیمانی  خواهر شوهرم به خاطر پول این بلا را سر من و پسرم آورد!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، آرام و قرار ندارم و اضطراب و نگرانی تمام وجودم را فرا گرفته است. من فقط می خواستم همسرم را در تنگنای نگهداری از فرزندم قرار بدهم اما نمی دانستم عاقبت این ماجرا به گونه ای رقم خواهد خورد که ...

 

 

 

 

زن 21 ساله که نمی توانست لرزش دستانش را پنهان کند در حالی که نفس زنان سخن می گفت، به تشریح ماجرای تلخ زندگی اش پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: در روستایی زندگی می کردم که معمولا دختران بعد از پایان مقطع ابتدایی ترک تحصیل می کردند و منتظر خواستگار می ماندند تا زندگی جدید خود را آغاز کنند. من هم که شش خواهر و برادر داشتم بعد از ترک تحصیل و در سن 15 سالگی با «جمال» ازدواج کردم. او به تازگی از خدمت سربازی آمده بود و بیشتر اوقاتش را با دوستانش سپری می کرد. مدتی بعد از ازدواج بود که فهمیدم همسرم به دلیل رفاقت با دوستان ناباب در دام اعتیاد گرفتار شده است ولی کاری از دست من ساخته نبود تا این که به حاشیه شهر مشهد مهاجرت کردیم. چرا که اطرافیانمان معتقد بودند همسرم در مشهد می تواند شغل مناسبی پیدا کند ولی زندگی ما با آن که صاحب یک فرزند شده بودیم نه تنها تغییری نکرد بلکه بر مشکلاتمان نیز افزوده شد.

 

همسرم همچنان بیکار بود و کنار بساط مواد مخدر می نشست. با هر سختی و بدبختی بود این روزها را تحمل می کردم تا شاید روزی همسرم به خودش بیاید و مسئولیت پذیر شود. در همین روزها دومین پسرم نیز به دنیا آمد و این در حالی بود که اختلافات خانوادگی بین من و همسرم هر روز شدت می گرفت تا جایی که از حدود یک سال قبل دیگر نتوانستم این شرایط را تحمل کنم. بنابراین دست فرزندانم را گرفتم و به منزل پدرم رفتم اما آن جا نیز به دلیل مشکلات مالی شرایط بهتری نداشتم.

 

مادرم که در یک مزرعه کار می کرد جانش را از دست داد و من در وضعیتی قرار گرفتم که به ناچار فرزندانم را تحویل خانواده همسرم دادم ولی آن ها اجازه ملاقات با آن ها را به من نمی دادند. همسرم ادعا می کرد فرزندانم نزد خواهرش هستند اما من به طور اتفاقی پیامکی را در گوشی همسرم دیدم که دنیا در برابر چشمانم تیره و تار شد. خانواده همسرم پسر 1.5 ساله ام را فروخته بودند و خریدار در آن پیامک تقاضای شناسنامه او را کرده بود. وقتی موضوع را با همسرم در میان گذاشتم او همه چیز را انکار کرد و باز هم مدعی شد که فرزندم نزد خواهرش است. بلافاصله با ارسال کننده پیامک تماس گرفتم و آن جا بود که فهمیدم خواهرشوهرم از طریق یک واسطه پسرم را به یک خانواده پولدار فروخته است. اما چون شناسنامه پسرم دست من بود آن ها دچار اختلاف شده اند. این بود که شبانه پسر چهار ساله ام را برداشتم و به کلانتری آمدم تا ... شایان ذکر است به دستور سرگرد زمینی (رئیس کلانتری سپاد مشهد) تحقیقات درباره ادعاهای این زن آغاز شد.

110

0 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top