خبرخوان جام نیوز
|
دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ الاثنين ٤ صفر ١٤٤٠ Monday, October 15, 2018
 
کد خبر: 880137
نظرات: 1
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۱۲/۱ - ۱۱:۲۵
زنی ادعا کرد رییس شرکت با او رابطه کثیفی دارد/ سهیلا و 2 زن دیگر چه راز شومی داشتند؟!
پدرم همیشه می گفت انتخاب درست همسر که با عقل و منطق همراه باشد، سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی انسان را تضمین می کند.
پشیمان1  زنی ادعا کرد رییس شرکت با او رابطه کثیفی دارد/ سهیلا و 2 زن دیگر چه راز شومی داشتند؟!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 100% بازدید

 به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، پدرم همیشه می گفت انتخاب درست همسر که با عقل و منطق همراه باشد، سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی انسان را تضمین می کند چرا که انتخاب عاقلانه، «عشق صادقانه» را نیز به وجود می آورد. این جملات طلایی پدرم نه تنها در زندگی خانوادگی ما خودنمایی می کرد بلکه راهگشای خوبی برای ازدواج من بود و ... 

 

مرد جوان که موفق شده بود با حمایت و پشتیبانی های همسرش به قاضی دادگاه اثبات کند که پیشنهاد دوستی و ارتباط نامشروع، تنها پاپوشی است که یکی از مستخدمان شرکت برای او طرح ریزی کرده است، درحالی که دختر کوچکش را در آغوش می فشرد به تشریح ماجرای تلخ زندگی اش پرداخت و به مشاور کلانتری  گفت: در یک خانواده پرجمعیت به دنیا آمدم و پدرم همه درآمدش را برای درمان بیماری صعب العلاج مادرم هزینه می کرد. از همان دوران کودکی معنای عشق به همسر و زندگی با دسترنج خود را از پدرم آموخته بودم تا سن 16 سالگی خیلی از شغل ها را تجربه کردم تا این که از شاگردی خسته شدم و با یکی از دوستانم مغازه ای راه اندازی کردیم.

 

در همین زمان بود که انتخاب همسر را به عهده خانواده ام گذاشتم چرا که می دانستم بزرگ ترها با تجربه ای که دارند در انتخاب همراه من برای یک زندگی مشترک اشتباه نمی کنند. پدرم همیشه می گفت عشق های احساسی و خیابانی دوامی نخواهد داشت چرا که اگر کوچک ترین مشکلی در زندگی به وجود بیاید آن احساس های عاشقانه هم از بین می رود این بود که پدر و مادرم نسیم را برای ازدواج من پیشنهاد کردند. او از بستگان دور ما و دختری با اخلاق بود.

 

18ساله بودم که مراسم ازدواجمان برگزار شد و تلاش های من نیز برای کسب روزی حلال و درآمد بیشتر شدت گرفت. همزمان با تولد دخترم از شریک کاری ام جدا شدم و یک شرکت نصب دوربین های مدار بسته تاسیس کردم. با حمایت و تشویق های همسرم زندگی ام هر روز بیشتر رونق می گرفت و من طعم خوشبختی را حس می کردم اما روزی ماموران انتظامی به در منزلم آمدند و مقابل چشمان حیرت زده همسرم، دستبندهای آهنین را بر دستانم حلقه کردند. در کلانتری فهمیدم خانمی به نام سهیلا که در شرکتم کار می کرد به اتهام پیشنهاد دوستی و برقراری رابطه نامشروع از من شکایت کرده است و 2 نفر دیگر از همکارانش که آنها هم زن هستند  شهادت دادند.

 

اصلا باورم نمی شد نمی دانستم چه چیزی باعث این تهمت ناروا شده است این درحالی بود که «نسیم» کنارم قرار گرفت و همه تلاشش را برای رفع این تهمت از من به کار گرفت او نه تنها به من بدبین نشد بلکه همه حرف هایم را صادقانه پذیرفت و با به دست آوردن اسنادی از این ماجرا بی گناهی مرا اثبات کرد. آن روز با اشاره یکی دیگر از مستخدمان شرکت متوجه شدم که آن زن و شاهدان دروغین به خاطر دریافت نکردن حقوق طی دو ماه گذشته و برای وصول طلب خودشان این نقشه را طرح کرده بودند. من هم بلافاصله با برادرم تماس گرفتم و با پرداخت حق و حقوق آن ها ماجرای تهمت ناروا نیز به پایان رسید. اما فهمیدم که انسان همواره باید در انتخاب شاگرد و همکار دقت کافی داشته باشد و از همه مهمتر این که برای ازدواج عاقلانه تصمیم بگیرد و عاشقانه زندگی کند...

رکنا

110

1 نظر
کلیدواژه ها:
خوشبختی  |  همسر  |  عشق  |  ازدواج  | 
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top