خبرخوان جام نیوز
|
شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ السبت ٦ ذو الحجّة ١٤٣٩ Saturday, August 18, 2018
 
کد خبر: 896584
نظرات: 2
تاریخ مخابره : ۱۳۹۷/۰۲/۲۶ - ۱۲:۲۸
دلایل اهل سنت بر عدم جواز توسل به غیرخدا/ جواب شیعه چیست؟
یکی از مباحث مهم دعا، بحث توسل است و این بحث از جمله مباحثی است که از زمان خود پیامبر«ص» و حتی در زمان پیامبران پیشین مخصوصا حضرت آدم (ع) جریان داشته است.
توسل دلایل اهل سنت بر عدم جواز توسل به غیرخدا/ جواب شیعه چیست؟
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش جام نیوز؛ توسل یکی از موضوعات مهم اعتقادی است که همواره مورد اختلاف اندیشمندان فِرق اسلامی بوده است. این نوشتار به روش تحلیلی به بررسی توسل در سیره حضرت رسول گرامی اسلام (ص) می پردازد و بر آن است که با تکیه بر منابع اهل سنّت این موضوع را در زندگی آن حضرت مورد کاوش قرآنی، روایی و تاریخی قرار دهد.  

 

یکی از از مباحث مهم دعا بحث توسل است و این بحث از جمله مباحثی است که از دیر باز از زمان خود پیامبر«ص» و حتی در زمان پیامبران پیشین مخصوصا حضرت آدم (ع) جریان داشته است یعنی آنها توسل میکردند و حتی در کتب اهل سنت روایاتی وجود دارد که دال بر توسل به پیامبر«ص» در زمان حیات و بعد از ممات اوست.

 

باید گفت: همه فرق اسلامی بر عدم جواز توسل به بت ها، طاغوت و توسل به نحو استقلالی به غیر خداوند متفق اند و آنچه که مورد اختلاف بین فرق اسلامی شده این است که اهل سنت میگویند که توسل به پیامبر«ص» بعد از ممات جایز نمیباشد. البته آنها دلیل خاصی از قرآن یا روایات  ندارند که به صراحت نفی توسل کند و توسل به اولیای الهی را رد کند به خاطر همین برای انکار توسل به ذات رسول خدا«ص» در حیات برزخی به عموماتی از قرآن استناد کردند و عمل مسلمانان را با عمل مشرکان زمان پیامبر اکرم «ص» قیاس کردند که این قیاس از نظر شیعیان باطل است.

 

می گویند که عمل مسلمان ها شبیه مشرکان است چون مشرکان برای برآورده شدن حاجات خود به این بت ها متوسل میشدند که این عین شرک به خداوند است.

 

دلایل اهل سنت و وهابیت بر عدم جواز توسل:

دلیل اول: صحابه بعد از وفات پیامبر اکرم «ص» توسل نمی جستند.

دلیل دوم: تمسک به آیه: فلا تدعوا مع الله احدا «که نباید از غیر خدا چیزی طلب کنیم».

دلیل سوم: تمسک به آیه «ان تدعوهم لا یسمعوا دعائکم» که پیامبر«ص» و اهل بیت «علیهم السلام» بعد از ممات صدای شما را نمی شنوند.

 

نقد ادله اهل سنت:

نقد دلیل اول: اینکه اهل سنت میگویند هیچ یک از صحابه بعد از ممات به پیامبر«ص» توسل نمیکردند با مراجعه به تاریخ باطل بودن این ادعا ثابت میشود؛ پیشینیان اعم از صحابه و تابعین آنها هرگز منکر توسل به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، چه در حال حیات و چه بعد از وفات، نبوده اند؛ بلکه حتی قبل از تولد حضرت در روایات اهل سنت آمده که آدم با توسل به حضرت محمد (ص) توبه کرد و گفت: «یارب به حق محمد از تو مسئلت دارم که گناهم را ببخشی».

 

توسل صحابه و تابعین در زمان ممات رسول خدا«ص» دلیل بر این مطلب است:

مسئول بازرسی دینی وزارت اوقاف مصر گفت: همچنین اهل سنت به حدیثی از پیامبر اعتقاد دارند که آن را عثمان بن حنیف نقل کرده و ابن تیمیه نیز آن را در صفحه 107 کتاب "قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة" نقل کرده و متاسفانه اهل سنت فقط نصف اول حدیث را می خوانند و نصف دوم را رها می کنند. در این روایت عثمان بن حنیف می گوید: نزد رسول خدا بودم که مردی نابینا را نزد پیامبر آوردند که از نابینایی چشمان خود به پیامبر شکایت می کرد و پیامبر به او فرمود وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان و سپس به سجده برو و در سجده بگو: «اللهمَّ إنی أتوسَّلُ إلیکَ بنَبیِّک محمدٍ نبیِّ الرَّحمةِ یا محمدُ إنی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلی رَبّی فی حاجَتی لِتَقْضی، اَللّهُمَّ شَفِّعْهُ فِیَّ » (1)

عثمان بن حنیف می گوید: به خدا سوگند هنوز پراکنده نشده بودیم که این مرد بلند شد و گویی هیچ گاه نابینا نبوده.

وی افزود: تا اینجا نصف اول روایت است که اهل سنت و وهابی ها بر آن اتفاق نظر دارند، اما نصف دوم روایت می گوید: چند سال از این ماجرا گذشت و در زمان خلافت عثمان خلیفه سوم، عثمان بن حنیف مردی را در راه دید که اندوهگین بود. از او پرسید تو را چه شده؟ آن مرد گفت حاجتی دارم که هرگاه خواستم برای مطرح کردن آن نزد خلیفه بروم، نگهبان مانع من شد و در این هنگام عثمان بن حنیف به آن مرد گفت: به وضوخانه برو و وضو بگیر و سپس دو رکعت نماز بخوان و سپس به سجده برو. پس از چند روز عثمان آن مرد را دوباره دید که خوشحال و شادمان است و هنگامی که از احول او جویا شد به او گفت خداوند به تو جزای خیر دهد به خدا سوگند اگر تو حاجت مرا به خلیفه نمی گفتی برآورده نمی شد. عثمان گفت من درباره حاجت تو چیزی به خلیفه نگفته ام و در اینجا متوجه شدند که برآورده شدن حاجت او به خاطر توسل به پیامبر بوده و بدین ترتیب نیمه اول این روایت دال بر جواز توسل در زمان حیات پیامبر و نیمه دوم آن درباره توسل به پیامبر پس از وفات ایشان است.

 

با استناد به این روایت که در کتب اهل سنت ذکر شده است به این مطلب پی میبریم که صحابه و تابعین آنها بعد از ممات رسول اکرم« صلی الله علیه و آله و سلم» هم توسل میکرده اند.

 

نقد دلیل دوم: اهل سنت به آیه «فلا تدعوا مع الله احدا» «نباید از غیر خدا چیزی طلب کنیم» بر عدم جواز توسل به رسول خدا « صلی الله علیه و آله و سلم»  تمسک کرده اند؛ اهل سنت بر این عقیده اند که وسیله تقرب به خداوند فقط چیزی است که خدواند مقرر کرده است مانند دعا که یک نوع عبادت است و هچنین عمل صالح البته به عقیده آنها چنین است و میگویند: و کسانی را که بجای خدا به دعا می خوانید بندگانی مانند شما هستند؛

 

در نقد این دلیل باید گفته شود: باید بدانیم که هر دعایی عبادت نیست، تا چه رسد به این که روح عبادت باشد؛ زیرا دعا از ریشه ی «دعوت» است که در قرآن، فراوان به کار رفته است. مانند:«ندع ابنائنا» فراخوانیم فرزندانمان را «ولا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا» و پیامبر را آن طور که یکدیگر را صدا می زنید، نخوانید.

طبیعی است که نه هر ندایی دعاست و نه هر دعایی عبادت است، بلکه دعا موقعی عبادت است که مشتمل بر احکام عبادات مثل خضوع و تذلل در برابر خدا و اقرار به خدایی معبود باشد و این چه ربطی به توسل و تبرک به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) و کمک خواستن از آنان دارد؟

ولی به عقیده شیعیان توسل به اهل بیت رسول خدا« سلام الله علیهم اجمعین» کاملا جایز است و مانند بقیه وسائل تقرب به خدا اهل بیت دارای مقامی بلند نزد خداوند هستند و ما آنها را به عنوان وسیله و واسطه قرار میدهیم بین ما و خداوند؛ که این هیچ منافاتی با توسل ندارد و شرکی در کار نیست چون شیعیان هیچ وقت از آنها به نحو استقلالی چیزی طلب نمیکردند بلکه فقط به عنوان واسطه اند.

 

نقد دلیل سوم: اهل سنت  به این آیه تمسک کرده اند: «و الذین تدعون من دونه ما یملکون من قطمیر ان تدعوهم لا یسمعوا دعاءکم و لو سمعوا ما استجابوا لکم و یوم القیامة یکفرون بشرککم، و لا ینبئک مثل خبیر» آیه 13 و 14 سوره فاطر

«و کسانی که به جای او می خوانید، مالک پوست هسته ی خرمایی هم نیستند اگر بخوانیدشان ندای شما را نمی شنوند، و اگر هم می شنیدند، پاسخشان را نمی دادند و در روز قیامت، شرک شما را انکار می کنند و هیچ کس چون خداوند ضمیر تو را آگاه نمی گرداند».

گفتنی است که این آیه در مورد مشرکین است که به جای خدا، بتها را می پرستیدند و حاجات خود را از بتها طلب می کردند، خداوند می فرماید بتها مالک حتی پوسته ی خرمایی نیستند تا بتوانند چیزی به شما عطا کنند، اگر بتها را بخوانید نمی شنوند چون جمادند و بر فرض اگر هم بشنوند به شما پاسخ نمی دهند چون زبان ندارند. پس این آیه نیز ربطی به توسل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولیاء خدا ندارد؛ زیرا بت پرستان حاجت خود را از بت ها میخواهند نه از خدواند به خلاف شیعیان که در توسل کردن حاجت خود را از خدا میخواهند ولی اهل بیت علیهم السلام را وسیله به اجابت رسیدن دعای خود و رسیدن به حاجت خود قرار میدهند.

 

 در صورتی که در قرآن مجید نیز حکم به توسل به صراحت آمده است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید و به او تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار گردید.

 

چون این حکم به طور مطلق و عام آمده است، که خداوند از لفظ "وسیله" استفاده کرده است و این مطلق  است لذا دانشمندان در تعیین وسیله اختلاف کرده اند. بعضی از آنان فقط عمل خیر و ایمان به خدا و اطاعت رسول را وسیله قرار می دهند و دیگران می گویند چون حکم مطلق است، توسل جستن به هر آنچه آدمی را به خدا نزدیک کند، جایز است.

 

جمع بندی:

1. مسئله توسل امری مسلّم بین مسلمانان بوده است و همه بدان عمل نموده اند. اگر اختلافی در آن وجود داشته باشد، در تعین مصداق توسل است.

2. از روایات اهل بیت «علیهم السلام» روشن می شود که بهترین وسیله نزدیکی بندگان به خدا، پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت اند.

3. از منابع اسلامی واضح می شود که توسل جستن و وسیله قرار دادن پیامبر گرامی اسلام جایز است و تفاوتی بین حیات و ممات آن حضرت نیست.

4. سیره صحابه نشان می دهد که آنان هم در زمان رسول خدا به او توسل می جستند و هم بعد از رحلت آن حضرت به قبر او پناه می برده اند.

 

 

(1) صحیح ترمذی، ج5، کتاب الدعوات، ب119، ش 3578؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص441، ش 1385؛ مسند احمد، ج4، ص138؛ مستدرک حاکم، چاپ بیروت، ج1، ص313، کتاب صلوة التطوع

 

 

255

 

2 نظر
نمایش نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم مرد تاجروثروتمندی فرزندی رفیق باز داشت وچون پدر از مال دنیا بی نیاز بود فرزند فقط در پی خوشی با دوستان نابابش بوده وهیچ توجهی به نصایح پدر نداشت زمانی که پدرنفسهای اخر زندگیش را می‌کشید فرزند خود را بر بالین خود فراخواند وبه فرزند خودش اخرین نصیحتش را قبل از ترک دنیا کرد وبه او گفت اگر روزگاری به فقر وتنگدستی دچار شدی وهیچ چاره ای برایت باقی نماند برای رهایی از ان وضعیت راهکاری در زیر زمین منزل قرار داده ام شاید چاره ساز باشد پدر فوت کرده وفرزند بعد از فوت پدر از پی خوشی گذشته اش تا جایی پیش رفت که تمام دارایی به ارث برده را از دست داد تا جایی که دوستانش رهایش کرده وبه نان شب محتاج گردید در عالم تنهایی خود به یاد وصیت اخر پدر افتاد وبه زیر زمین رفت ودر انجا طناب دار اماده ای دید که از سقف اویزان بود واز سر ناامیدی به کمک طناب دار دست به خودکشی زد که در ان هنگام ثروت پنهان پدر که در سقف پنهان بود بر سرش ریخت وبه کمک همان ثروت زندگی ابرومندانه ای را در پیش گرفت هدف از بیان این داستان این بود که توسل به ان معنایی که در اذهان ما شکل گرفته وجود ندارد بلکه توسل به معنای واقعی کمک گرفتن از نشانه هایی مادی وقابل دسترس است که پیامبران وامامان برایمان به یادگار گذاشته اندکه همانند ستاره هایی در تاریکی شب ود رتنهایی می‌توانند کمکمان کنند تا از بنداسارت وجهل رهایی یافته وبه راه راست ودرست هدایت شویم ورستگار گردیم والا توسل در معنی غیر این به نظر غیر منطقی خواهد بود چون در ان صورت جهان اخرت باید در دنیا قرار داشته باشد یعنی بهشتی که پروردگار قول ان را به مومنین پرهیزگار داده باید در میان دنیای ادمهای بدکار این دنیا باشد وجهانی که امیخته به دنیای ادمهای بدکار باشد دیگر بهشت نخواهد بود وان تجربه دوباره دنیا است واین به دور از عدالت پروردگار خواهد بود وثانیا پروردگار در قران فرموده سپاهیان اسمان وزمین از ان من است -بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را وپروردگار برای خودش زمان ومکان خاصی در نظر نگرفته کافیست تنها از پروردگار بخشنده‌ی مهربان کمک بخواهیم تا نشانه هایی که حواس ما بر اثر بی تقوایی غافل از درک انهایند برایمان نمایان شود وتنها شرط این کار داشتن ایمان به پروردگار است چون در غیر این صورت ما تحت هیچ شرایطی قادر به درک حقایق نخواهیم بودالتماس دعا والسلام

پاسخ

۰

۰

هیچ توسلی بدون پیروی از مرام اولیا و پیامربان کافی نیست همانگونه که هیچ پیروی و تبعیتی بدون توسل به آنان ابتر می‌باشد . صلو علیه و سلمو تسلیما .
صلو به معنی همین دعا و توسل است . و سلمو و تسلیم بودن همانا پیروی محض می‌باشد که اینها t وقتی باهم باشد کامل و مصداق توحیدی است که خداوند متعال به آن فرمان داده است و لذا من دو ن الله نیست و اگر با هم نباشد و رعایت نگردد ،چه توسط یک سنی و چه توسط یک شیعه . یعنی چه توسط شیعه ای که فقط صلو دارد و سلمو ندارد و چه توسط سنی که فقط مثلا سلمو دارد و صلو ندارد .در این صورت .همانا شرک در پوشش نفاق است پس شرک است چون صلو داری اما در بحث سلمو ،خودت را جایگزین پیروی از پیامبر خدا می‌کنی و یا سلمو داری اما در بحث توسل و دعا و درود فرستادن بر پیامبر و از عمق وجود و احساس و عقل ، این خودت هستی که جایگزین پیامبر خدا که مقامش آنقدر بالا است که بر جان تو و دیگران نیز ولایت دارد شده ای . پس هم شیعه و هم سنی هر دو باید با تامل و بازنگری به این رویه tاهل توحید شوند . ضمنا اینکه سنی بگوید من تسلیم پیامبر خدا هستم و درود بر او می‌فرستم اما توسل نمی‌جویم اینکار مثل این است که شیعه بگوید درود بر پیامبر می‌فرستم و و به ایشان توسل می‌جویم و از امرشان ژیروی می‌کنم اما نه آن جور که باید و شاید و در خور یک ژیرو و شیعه است

پاسخ

۲

۰

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
آخرین خبر
Top