خبرخوان جام نیوز
|
سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ الثلاثاء ٩ ربيع الثاني ١٤٤٠ Tuesday, December 18, 2018
 
کد خبر: 896780
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۷/۰۲/۲۷ - ۱۵:۰۷
نقد شبهه وهابیت بر موضوع «شفاعت»
اعتقاد وهابیت در این باره چگونه است و چرا آنها کسانی را که به شفاعت معتقدند تکفیر کرده و مشرک می دانند؟
شفاعت اهل بیت علیهم السلام نقد شبهه وهابیت بر موضوع «شفاعت»
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

به گزارش جام نیوز؛ یکی از شبهاتی که نسبت به عقائد برخی مسلمانان از جمله شیعیان از سوی وهابی ها مطرح می شود، مسئله شفاعت است.

قدر متیقن این است که اصل مساله شفاعت به پیروی از آیات قرآن و روایات مورد قبول همه طوایف و فرقه های اسلامی است؛ به عبارت دیگر شاید میان حدود و نتیجه شفاعت در بین فرقه های مسلمان اختلاف باشد اما اصل آن در نزد همگان پذیرفته شده است و این هم به دلیل آیات قرآن و روایاتی است که در کتب روایی شیعه و سنی وارد شده است.

 

دلایل وهابیت بر انکار شفاعت

 

وهابیت برای انکار اصل مسلم شفاعت به چند آیه از قرآن کریم تمسک کرده که با رجوع به شأن نزول این آیات، نابجا بودن برداشت آنها برای انکار شفاعت از این آیات معلوم میشود.

 

دلیل اول: درخواست شفاعت، شرک است؛ آنها به این آیه استاند میکنند: «هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِندَ اللهِ» سوره یونس، آیه 18 وقتی از مشرکان سوال می شود که چرا بتها را عبادت می کنید در جواب می گفتند آنها شفاعت کنندگان ما هستند و ما را به خدا نزدیک می کنند و با این عمل مورد مذمت خدواند قرار گرفته اند و این همانند شرک است که بخاطر همین عمل مشرکان؛ وهابیت عمل  مسلمان ها را شبیه عمل آنان میداند و فرقی با عمل مشرکان ندارد.

 

نقد دلیل اول: در پاسخ این شبهه باید گفت: آنچه موجب مذمت و محکومیت مشرکان شده است، این است که آنها اولا غیرخدا را عبادت می کردند و ثانیا برای آنها مقام شفاعت قائل بودند درحالی که خداوند برای معبودهای آنان چنین حقی قرار نداده بود. به عبارت دیگر، عبادت غیرخدا به همراه شفیع دانستن معبودهای ساختگی، موجب مذمت آنها شده است درحالی که در مسئله شفاعت ما بر این باوریم که اولا عبادت غیرخدا جایز نیست و ثانیا مقام شفاعت را نیز اصالتا از آن خدا دانسته که به طور اذنی و غیراستقلالی به برخی از بندگان خاص خود داده است و ثالثا شفیعان ما بندگان برگزیده خداوند هستند و ما می دانیم آنها صدای ما را می شنوند و دست ما را میگیرند بنابراین هیچ گونه اشتراکی میان شفاعت از دیدگاه شیعه و شفاعت مشرکان از غیرخدا که مورد سرزنش قرآن کریم قرار گرفته است، وجود ندارد. اساسا طلب شفاعت از شفیعان، همراه با این عقیده که تا خداوند اجازه ندهد شفاعتی صورت نمی گیرد، تأکید بر اعتقاد به وحدانیت خداوند است.

 

دلیل دوم: انحصاری بودن شفاعت به خداوند؛ وهابیون بر این باورند که مطابق آیات قرآنی، شفاعت منحصر به خداوند است چرا که خود خداوند فرموده است: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِیعاً» / شفاعت تنها برای خداست (زمر: 44) ازاین رو، اعتقاد به شفاعت غیرخدا، مخالف با آیات نورانی قرآن کریم است. محمد بن عبدالوهاب می گوید: شفاعت بر دو نوع است: شفاعت باطل و شفاعت صحیح. شفاعت باطل آن است که از غیرخدا طلب شود؛ چیزی که تنها خدا بر آن قدرت دارد، و شفاعت صحیح آن است که از خدا خواسته شود.

 

نقد دلیل دوم: شفاعت از این جهت که نوعی تأثیرگذاری در سرنوشت بشر است، از مظاهر و جلوه های ربوبی خداوند است که اولاً و بالذات به خداوند اختصاص دارد. اما این مطلب با عقیده به شفاعت منافاتی ندارد؛ چراکه معتقدان به شفاعت تأکید دارند که شفیعان به طور استقلالی حق شفاعت ندارند. ازاین رو، باز هم تدبیر امور به دست خداوند است؛ یعنی انحصاراً شفاعت از آن خداست مگر درجایی که او این حق را به دیگری واگذار نماید. مثلا به اهل بیت علیهم السلام این اجازه را می دهد که هر کسی را خواستن می توانند شفاعت کنند که رویات در این زمینه بسیار فراوان است. و آنچه شرک محسوب می شود و توحید عبادی و توحید افعالی را مخدوش می سازد، این است که ما وقتی طلب دعا و یا شفاعت از غیرخدا می کنیم، او را قادر بالاستقلال بدانیم و تنها او میتواند شفیع ما بشود؛ درحالی که در شفاعت چنین نیست. ما تنها آنان را به واسطه آبرویی که در نظر خداوند دارند، واسطه بین خود و معبود قرار می دهیم.

 

قرآن کریم می فرماید: «وَ الَّذِینَ لا یدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ..» (فرقان: 68) این آیه اشاره دارد که اگر با خدا و هم عرض او دیگری را بخوانید، مشرک شده اید. تا اینجا درست است که اگر همزمان با عبادت خدا شخص دیگری را عبادت کنیم این شرک است و ما هم این مطلب را قبول داریم ولی آنچه مورد مناقشه و بحث است در این مورد که خدواند می فرمایند: «وَ یعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ وَ یقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ» (یونس: 18)/ «سوای خدا چیزهایی را می پرستند که نه سودشان می رساند نه زیان و میگویند: اینها شفیعان ما در نزد خدایند که  از این آیه چنین استفاده می شود که ملاک شرک عبادت غیر خدواند است؛ اما اگر مأذون از جانب خدا باشد، اشکالی ندارد. و این هیچ ربطی به شرک ندارد و قیاسی کاملا باطل است.

 

بنابراین، حاصل ادعای وهابیان این است:

    ۱. عدم ارتباط بین دنیا و عالم برزخ؛ مردگان در برزخ از عالم دنیا بی خبرند و صدای زندگان را نمی شنوند.

    ۲. عدم ارتباط مردگان با زندگان و عدم سودمندی مردگان برای زندگان.

    ۳. عدم سودمندی زندگان برای مردگان. «که این با روایات اسلامی منافات زیادی داردچون در روایات اسلامی توصیه شده است که مردگان خود را فراموش نکنید و برای آنه خیرات هدیه کنید ولی با این ادعای سخیف وهابیت با چنین روایات مسلمی مخالفت کرده اند.»

 

نتیجه گیری:

این مقاله به بررسی شفاعت از منظر وهابیت پرداخت. از آنچه گذشت، نتایج زیر به دست می آید:

۱. فرد به دلیل مقام و منزلتی که نزد خدای متعال دارد، اجازه می یابد که برای افراد گنهکار وساطت کند و از او بخواهد که از تقصیر ایشان بگذرد.

۲. شفاعت مقامی است که خدای متعال به برخی اولیا و بندگان صالح خود اعطا می کند و ایشان در دنیا، عالم برزخ و آخرت می توانند در حق بندگان گنهکار مؤمن طلب مغفرت نمایند. خدای متعال هم در صورت وجود مصلحت، از سر تقصیر ایشان می گذرد.

3. ازآنجایی که روح انسان جاویدان و پس از مرگ نیز همچنان در حال حیات است و بین حیات مادی و حیات برزخی ارتباط وجود دارد، و مردگان در عالم برزخ با عالم دنیا نیز در ارتباطند، شفاعت و دعا در حق ایشان مؤثر می باشد.

 

255

 

0 نظر
نمایش نظرات
شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top