خبرخوان جام نیوز
|
چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷ الأربعاء ١٣ صفر ١٤٤٠ Wednesday, October 24, 2018
 
کد خبر: 904494
نظرات: 11
تاریخ مخابره : ۱۳۹۷/۰۴/۲۴ - ۱۴:۳۵
ای کاش مائده هژبری دانمارکی بود! +عکس
پلیس دانمارک، به خاطر ارسال ویدیوی رابطه جنسی پسر و دختری ۱۵ ساله برای یکدیگر، برای بیش از هزار جوان تشکیل پرونده داد.
مائده هژبری ای کاش مائده هژبری دانمارکی بود! +عکس
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

به گزارش جام نیوز، بیش از هزار نفر در دانمارک درگیر پرونده ای شده اند که به انتشار دو ویدئو از رابطه جنسی دو نوجوان ۱۵ ساله در شبکه اجتماعی فیسبوک انجامیده است.

 

خبر کاملا واقعی است اما چون در ایران رخ نداده است، چندان اهمیتی ندارد، نه کسی به قوه قضائیه حمله می کند و نه در حمایت از این دو نوجوان حرف های روشنفکرانه ای مثل مخالفت با شادی مردم ....می زنند. هیچکس هم کاری به قانون ندارد، قانون کیلویی چند، از نظر این عده جرم فقط اختلاس و آن هم اختلاس آقازاده ها.

 

به گفته مقامات دانمارکی هر چند سن قانونی برای برقراری رابطه جنسی در این کشور ۱۵ سال است اما انتشار این ویدئوها می تواند «پورنوگرافی کودکان» محسوب شود. حدود ۸۰۰ نوجوان پسر و ۲۰۰ نوجوان دختر این ویدئوها را به اشتراک گذاشته بودند.

 

بنا به اعلام پلیس دانمارک اغلب نوجوانان و جوانانی که تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند این دو ویدئو را تنها چند بار به اشتراک گذاشتند.

 

اکثر افرادی که تحت تعقیب قضایی قرار گرفته اند ۱۵ تا ۲۰ ساله هستند. به گفته مقامات دانمارک این دو ویدئو در فاصله بین سال ۲۰۱۵ میلادی تا پائیز سال ۲۰۱۷ در شبکه اجتماعی فیسبوک به اشتراک گذاشته بود.

 

انتشار تصاویری با جنبه جنسی از افراد زیر ۱۸ سال در دانمارک «پورنوگرافی کودکان» محسوب می شود و می تواند به محکومیت پخش کننده تصاویر به حداکثر شش سال زندان منجر شود. با این حال اکثر متهمان این پرونده احتمالا تنها به پرداخت جریمه نقدی و یا زندان تعلیقی کوتاه مدت محکوم خواهند شد.

 

 

 

 

می توان از این ماجرا درس گرفت و بین آن و  برنامه تلویزیونی بیراهه که درباره چند جوان و نوجوان رقاص و انتشار فیلم‌های مبتذل آنها در فضای مجازی که به جنجالی بزرگ تبدیل شد. ارتباط برقرار کرد.

 

در مرکز این جنجال دختری نوجوان به نام مائده هژبری قرار دارد که ‌اشک‌ها و صدای لرزانش، بهانه‌ای برای انواع و اقسام مواضع و اظهارنظرها شده است.

 

ماجرا وقتی جالب‌تر و قابل تامل‌تر می‌شود که می‌بینیم ظرف کمتر از ۴۸ ساعت ناگهان قضیه ابعاد جهانی نیز پیدا می‌کند و این ماجرای حاشیه‌ای در صدر اخبار سی‌ان‌ان، گاردین، تایم، واشنگتن پست و نیویورک تایمز و ده‌ها و بلکه صدها رسانه ریز و درشت دیگر خارجی قرار گرفته که همگی با مضمونی تقریباً یکسان و همسو به ماجرا پرداخته و از جمهوری اسلامی چهره‌ای خشن که به نوجوانان رحم نمی‌کند به نمایش گذاشتند! دامنه ماجرا چنان وسیع شد که بی‌بی‌سی گفت رقص دیگر رقص نیست و نوعی مبارزه سیاسی با رژیم ایران است! آمریکایی‌های همیشه در میدان هم که از هر نمدی در ایران کلاهی می بافند اعلام کردند باید صداوسیما را به این خاطر تحریم و مجازات کرد.


در داخل کشور هم بازار تحلیل و نقد داغ و پر رونق است و هرکس از دریچه خود به ماجرا می‌پردازد. برخی می‌گویند اولویت برخورد با مفسدان کلان اقتصادی است و نه دخترکی رقاص، برخی از این برخورد دفاع می‌کنند و در عین حال کار صدا و سیما را نقد می‌کنند، عده‌ای نیز اصل برخورد را زیر سؤال می‌برند و می‌گویند کجای قانون آمده است رقصیدن جرم است و نباید در این موارد سختگیری بیجا کرد و...


پاسخ به این سوال ها مجالش اینجا نیست. واقعیت آن است که ما با یک شبکه عجیب و غریب رسانه‌ای هیولاوار مواجهیم که برایش تفاوتی ندارد کار ما غلط است یا درست، قانونی است یا غیرقانونی، کوچک است یا بزرگ، اصلی است یا فرعی، بامصلحت است یا بی‌مصلحت و...آن شبکه کار خود را می‌کند و ماجراها را آن‌طور که می‌خواهد و می‌پسندد، بر اساس اهداف خود برای افکار عمومی روایت می‌کند.


فقط کافی است در ذهن خود ماجراهای جنجالی پیشین را مرور کنید؛ آشوب در کازرون، برخورد زن مامور پلیس با زن بی‌حجاب در پارکی در تهران، اسیدپاشی در اصفهان، ماجرای کشف حجاب برخی زنان (موسوم به دختران خیابان انقلاب)، اعدام قاتلی به نام محمد ثلاث و نمونه‌های بسیار دیگری که ذکر همه آنها امکان‌پذیر نیست. این شبکه رسانه‌ای که تنها در چارچوب آنچه به آن دیکته شده حرکت می‌کند، با انواع ترفندهای مؤذیانه، قاتل بی‌رحمی همچون ثلاث را در جایگاه یک مظلوم می‌نشاند. در ماجرای جنجالی اخیر و برخورد با چهار فعال مبتذل اینستاگرامی نیز اهمیت چندانی ندارد که حق چیست و با کیست. این شبکه روایت خود را به خورد مردم می‌دهد و قضیه را به دلخواه خود پیش می‌برد.


برای آشنایی بیشتر با ابعاد تکان‌دهنده مأموریت این شبکه مقایسه ای می کنیم با موردی که در اول نوشتار درباره دانمارک آمد. پلیس دانمارک سال گذشته برای جرمی کمتر از تخلف این چهار جوان ایرانی، ۱۰۰۴ جوان و نوجوان را احضار و برای آنان پرونده تشکیل داد!


این افراد، متهم بودند که از طریق فیس‌بوک خود، «ویدیوی رابطه جنسی پسر و دختری ۱۵ ساله» را برای افراد دیگر ارسال کرده‌اند. (دقت کنید: این ویدیو را به‌صورت عمومی منتشر نکرده‌اند بلکه فقط برای همدیگر فرستاده‌اند.)


محمد صرفی یادداشت نویس در واکنش به این مساله نوشت: در پاییز، ۱۰۰۴ نفر از طریق فیس‌بوک این فیلم را برای دیگران ارسال کردند که از سوی پلیس ردیابی شدند. گروهی از متهمان، زیر ۱۸ سال سن دارند و احضار آنها، از طریق تماس با والدینشان صورت گرفته است. گروهی از متهمان بالای 18 سال نیز، مستقیما به پاسگاه‌های پلیس احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. در صورت اثبات جرم این افراد در دادگاه، انتظار می‌رود تا ۲۰ روز زندان مشروط در انتظار آنها باشد. آنان همچنین تا ۱۰ سال در فهرست مجرمان «پورنوگرافی کودکان» قرار خواهند گرفت.


۱۰۰۴ نوجوان و جوان در دانمارک تنها به دلیل ارسال یک ویدیوی جنسی برای یکدیگر تحت تعقیب و مجازات قرار می‌گیرند. این در حالی است که دانمارک یکی از  بی‌قیدترین کشورها در روابط جنسی است و مسائل دینی و مذهبی در آن کشور در پایین‌ترین سطوح نسبت به سایر کشورهای اروپا قرار دارد. اما در همین کشور وقتی چنین مسئله‌ای رخ می‌دهد با ۱۰۰۴ نوجوان و جوان برخورد می‌شود و کسی هم اعتراضی نمی‌کند و کمپین تشکیل نمی‌دهد.


در دانمارکِ لائیک، ۱۰۰۴ جوان و نوجوان به خاطر چنین جرمی احضار و تنبیه می‌شوند. تصور کنید اگر فردا بگویند ۱۰۰۴ جوان و نوجوان به دلیل ارسال ویدیویی مبتذل و جنسی (که ارسال آن در ایران هم جرم است) احضار شده و برایشان پرونده تشکیل شده، این جریان رسانه‌ای هتاک و بی‌حیا، چه جنجالی به راه می‌اندازد؟!


ظاهراً تنها در ایران برخورد با بی‌حجابی و بی‌عفتی به عنوان یک منکر و عمل خلاف قانون با چنین جنجال‌های عجیب و غریب و گسترده‌ای روبه‌رو می‌شود. خلاصه کلام اینکه اگر مائده هژبری دانمارکی بود و کاری خلاف قانون کرده بود و با وی برخورد قانونی می‌شد، کسی به خود جرات نمی‌داد چنین هیاهویی به راه اندازد و اینگونه اذهان را مشوش کند اما در کشور ما چنین کارهایی به راحتی و بارها و بارها انجام شده و می‌شود.

 

تا وقتی فکری برای آن شبکه اختاپوسی رسانه‌ای نکنیم که افکار عمومی را به اسارت گرفته و با غبارآلود کردن فضا اجازه شنیدن حرف منطقی، قانونی و حق را نمی‌دهد، باید منتظر جنجال‌های کوچک و بزرگ دیگری از این دست باشیم. افکار عمومی ما سال‌هاست زیر شدیدترین بمباران رسانه‌ای و روانی قرار دارد. این بمباران بی‌وقفه است و برخلاف سایر جنگ‌ها همراه با خونریزی ظاهری نیست اما ابعاد تلفات و خسارات آن ده‌ها و بلکه صدها برابر بمباران نظامی بوده و به‌سادگی و به‌زودی قابل جبران نیست.


آقای آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات که دست به توئیت خوبی دارد، به این ماجرا واکنش نشان داده و نوشته است؛ «وقتی فضای کشور روی مطالبه شفاف‌گرایی قرار گرفته تا تکلیف ارزهایی که گرفته شده مشخص شود، یک باره خانمی تبدیل به سوژه خبری بزرگی می‌شود که کل دنیا شروع به صحبت کردن درباره او می‌کنند که به نظر من طبیعی نیست.» بله آقای جهرمی! بدون شک طبیعی نیست اما این هم طبیعی و پذیرفتنی نیست که شما به عنوان وزیر ارتباطات کشور، ژست منتقد و مطالبه‌گر بگیرید. شما باید پاسخگو باشید که برای سالم‌سازی و پالایش این فضای بی‌در و پیکر و بستر اصلی آن جریان رسانه‌ای هوچی‌گر و وارونه‌نما چه کرده‌اید.

 

115

 

11 نظر
کلیدواژه ها:
نمایش نظرات

ارتباط .... با شقیقه عجب دانشمندی هستی

پاسخ

۳

۳

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
نظر متنی
نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:
ارسال
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز

ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
آخرین خبر
Top