سمیه:

یکی از دختران همسایه با مادر ودختر خاله وخاله اش رفته بود خرید از یک مغازه دید مغازه شلوغه اومد بیرون تا بقیه خریدشون رو بکنند یه مرده دید اونجا ایستاده گفت سی تومن میدم سوارشو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟این اتفاق سه سال پیش در شهر ساری افتاد!!!!!!!!!!!!!