|
چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹ الأربعاء ٢٢ ذو الحجّة ١٤٤١ Wednesday, August 12, 2020
کد خبر: 166172
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۲/۰۱/۲۰ - ۱۵:۴۴
ته خط روياي احمدی نژاد/ بعد از تایید صلاحیت مشایی...
محمد ابراهيم اصغرزاده از جمله سياست ورزاني است كه همواره اظهاراتش با حاشیه هایی همراه بوده است .
محمد ابراهیم اصغرزاده ته خط روياي احمدی نژاد/ بعد از تایید صلاحیت مشایی...
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

مشروح گفتگوي قانون با  محمد ابراهيم اصغرزاده به شرح ذيل مي باشد:


*رفتار هاي دولت به عنوان مجري برگزاري انتخابات را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

البته پاسخ دقيق را بهتر است کساني بدهند که شش دانگ حامي دولت بودند من صرفا مي‌توانم از روي شواهد و قرائني که به‌دليل نشتي سيستم به بيرون درز مي‌کند اظهار نظري کنم.

شرايطي که به تيم دولت فعلي اجازه مي‌دهد فراتر از چارچوب مقررات در قامت يک حزب به تمام معنا فراگير و يکه تاز عمل کند و براي انتخابات نسخه تجويز کند معلول فرآيند پيچيده اي است که او را به استثنايي ترين و در عين حال رها ترين دولت پس از انقلاب تبديل کرده است. همين ويژگي است که منجر به خودشيفتگي و استقلال عمل دولتمردان فعلي از قوانين و عرف حاکم مي‌گردد. اگر بخواهم مسئله را ساده تر بيان کنم بايد به چهار رکن اساسي اشاره کنم. رفتار دولت ناشي از چهار عنصر مستقل است.

اول وجود يک قرائت ايدئولوژيک مستقل و برداشت خاص منجي گرايانه و واجد رسالت تاريخي جدا از قرائت رسمي‌حکومت و انقلاب که قانون اساسي بدان شکل و فرم قانوني بخشيده است.

دوم قدرت مانور شگفت آور مالي که به‌علت ساختار معيوب اقتصاد دولتي و رانت نفتي دست دولت را در ريخت و پاش بدون الزام به پاسخگويي باز گذاشته است.

سوم قدرت بسيج گري اجتماعي _ در غياب جامعه مدني و سازمان‌هاي خودگردان _ که توده‌هاي محروم و لايه هاي پايين دستي که قبل از اين چندان مورد عنايت دولت‌هاي قبلي واقع نشده بودند و من نام آن‌را لشكر ذخيره الکترونيکي گذاشته‌ام که از طريق يک حساب بانکي قابليت سازماني يافته‌اند و چهارم فقدان نظم حقوقي سيستماتيک و تاويل ناپذيري که فارغ از دستگاه‌هاي نظارتي کليشه اي دولت را ملزم به شفافيت و رعايت حدود و ثغور قانوني نمايد.

مجموعه اين‌ها و ديگر عواملي که بيانش فعلا ضرورتي ندارد دست به‌دست هم داده و از دولت فعلي دولتي سرکش و جسور ساخته که تعاريف و تفاسير قانوني از وظيفه دولت و منافع ملي را متعلق به خويش مي‌کند. رفتار انتخاباتي دولت را هم بايد در چارچوب همين مختصات ارزيابي کرد.

 

*پيش بيني تان از سناريو يا سناريوهاي احتمالي دولت در ايام منتهي به زمان برگزاري انتخابات چيست ؟

مجموعه رفتار و گفتار چهره‌هاي جنجالي و خبرساز دولت نشان از حرکت خزنده و حساب شده کليت دولت در بدست آوردن تمامي‌کيک قدرت در سال‌هاي طولاني دارد. شک نکنيد دولت کوچک‌ترين انحرافي از مسير اراده خود را برنخواهد تابيد. شعار دولت بيطرف يا دولت مجري قانون انتخابات هم از آن حرفه‌است. مسابقات ورزشي دو امدادي را که حتما ديده ايد. در اين مسابقات ورزشکاران دونده‌اي که بتوانند در عين حفظ سرعت زياد در جهت پيست مسابقه چوب خود را به هم تيمي‌شان بدهند يا از او بگيرند پيروزند. فعلا تيم آقاي احمدي نژاد و دوستانشان دارند به سرعت با امکانات دولتي و سفرهاي استاني مي‌دوند تا در زمان مناسب چوب رياست را با يکديگر تعويض کنند. جالب اين‌كه اين تيم در ماه هاي آخر عمر دولتش تحت هيچ عنواني نمي‌خواهد مسئوليت کوچک‌ترين خطايي در ارتباط با وضعيت وخيم اقتصادي و سياسي فعلي را بپذيرد. آنها عملکرد دولت را مبرا از هر نوع اشتباه و خطاي محاسبه مي‌دانند. جالب تر اين‌كه دولت در برابر وضعيت معيشتي مردم و شاخص هاي نحيف اقتصاد کلان و فساد موجود ژست منتقدانه و اپوزيسيوني هم گرفته و با جدا کردن حساب خود از روند مذاکرات هسته‌اي و ادبيات ماجراجويانه و غير ديپلماتيک سال‌هاي قبل، خودش مدعي مذاکره مستقيم با آمريکا هم هست.

 

رئيس دولت با زيرکي تمام به انتقاد از نهادهاي حاکميتي و ديگر قوا و حتي سپاه و بسيج پرداخته و خود را مخالف فضاي امنيتي کشور و دانشگاه‌ها و مخالف بستن سينما و روزنامه مي‌نامد که کارنامه‌اش بر همگان روشن است. آخر سر هم سناريويي طراحي کرده اند که نشان مي‌دهد دولت از کانديداتوري مشايي حمايت مي‌کند که زمين و زمان با او خصومت دارند و از جمله اصولگراهاي سنتي، روحانيت، حوزه‌هاي علميه، نيروهاي نظامي‌و امنيتي و به‌خصوص سپاه و بسيج با وي دشمني آشکار دارند.

 

بنابراين مي‌خواهند اين انگاره عمومي‌را شکل دهند که اساسا اراده دولت چيزي سواي اراده و خواست حاکميت است واز اين پتانسيل به‌عنوان يک مزيت تبليغاتي سودجويي کنند. نقطه کانوني سناريوي تبليغاتي دولت عامدا بر مشايي انطباق يافته تا اين‌گونه القاء گردد که او همچون خاتمي‌که دوم خرداد 76 سمبل جدايي از حاکميت شده بود و توانست آراي ميليوني منتقدان وضع موجود آن روز را بسيج کند، اينک مستقل از اراده و خواست حاکميت به ميدان آمده و ايجاد معادله مشايي 92 مساوي است با خاتمي‌76، مشارکت شگفت انگيز هشتاد درصدي را رقم خواهد زد.

 

*آيا تصور مي‌کنيد صلاحيت مشايي تاييد مي‌شود؟

چرا که نه ؟ دولت دريافته بدنه اجتماعي طبقه متوسط سرگردان که عمده ترين حاميان اصلاحات به‌حساب مي‌آيند را به‌دليل فقدان مجوز فعاليت اصلاح طلبان و فقدان انسجام تشکيلاتي و سازمان راي ، مي‌تواند جذب شعارهاي خود کند و موازنه قدرت را در عرصه هاي اجتماعي و سياسي بنفع خود تغيير دهد و اراده دولت را به کرسي بنشاند.


احمدي نژاد کار را به‌جايي مي‌رساند که رقباي سرسخت او پيرامون تاييد صلاحيت کانديداي اصلي دولت، به اجبار پاي ميز مذاکره به معامله با او بنشينند و نهايتا به نوعي توافق حد واسط دست يابند که اين خود يک پيروزي تاکتيکي مهمي‌است. اگر دست بر قضا هوشياري محافظه کاران سنتي مانع از تاييد کانديداي دولت شود او نعل وارونه زده است و مزيت بدست آورده از تمام دشمني ها و مخالف خواني هاي عليه مشايي را به حساب نامزد جايگزين واريز مي‌نمايد.

 

مهم اين است که دولت بتواند پروژه اصلاحات هراسي خود را تکميل کند و ذهن مقامات امنيتي و حکومتي را با اين تصور مشغول سازد که محافظه کاران سنتي بدون محوريت اين دولت قادر به رويارويي با تهديدات فزاينده و اصلاح طلبانه جامعه نيستند. پس چه بهتر که اصولگرايان سر بر بالين جرياني بگذارند که هم ذاتا اصولگرا است و هم کار ويژه اصلاح طلبانه و منتقد دارد. سود چنين ترفندي براي دولت کمتر از تاييد کانديداي اصلي اش نيست.

 

*آقاي احمدي نژاد براي امتياز گرفتن از حکومت چه ابزاري براي فشار دارد؟

شبهه افکني، مقاومت و احتمالا ممانعت از برگزاري انتخابات. مقامات دولتي تا کنون چندبار هشدار داده اند که در مقابل تلاش ولو مذبوحانه رقباي اصولگرا ايستادگي خواهند کرد و عملا از حالا ميدان جديدي براي مبارزه با "مهندسي انتخابات" گشوده اند. ميداني کاملا انحصاري که هيچيک از کانديداهاي ديگر اصولگرا قادر به اشاره به آن هم نيستند تا چه برسد به شکايت و اعتراض آشکار به نتايج.

 

*بيان پي در پي چنين مواضعي از جانب رئيس جمهور، اين سوال را ايجاد کرده که تا چه حد بايد راهبرد مقاومت دولت دهم را جدي گرفت؟ به بيان ساده تر، کارت‌هاي برنده دولت چيست؟ آيا دولتي ها با تکيه بر الگوي انتخابات 88 براي ترساندن حاکميت از عواقب حذف و کنار گذاشتن کانديداي اختصاصي دولت قصد به خيابان آوردن مردم و هواداران خود را دارند يا تنها تهديد توخالي براي ترساندن رقبا‌ست؟

بعيد نيست غرض دولت از گشودن ميدان جديد اين باشد که پيشاپيش جلوي هرگونه رد صلاحيت کانديداي خود توسط شوراي نگهبان را بگيرد. همان پيامي‌که آقاي احمدي نژاد در قضيه انتخابات نظام پزشکي به مجريان داد و اعلام کرد از نظر وي آن انتخابات باطل است. برخي اين احتمال را مطرح کرده‌اند که رد صلاحيت مرشد اعظم دولت، با مجموعه‌اي از واکنش هاي غير متعارف آقاي احمدي نژاد در حد خودداري از برگزاري انتخابات يا ايجاد موجي از افشاگري هاي انتحاري مواجه شوند. اصولگرايان البته مايل نيستند رئيس دولتي که با حمايت بي شائبه آنها سر کار آمده است، تا اين حد براي حکومت هزينه ايجاد کند. سناريوي بحران آفريني يا تهديد به بحران آفريني رئيس دولت و همکارانش، علي القاعده شوراي نگهبان را وادار به تن دادن به پذيرش صلاحيت اسفنديار رحيم مشايي نخواهد کرد به‌همين علت دولت کانديداهاي دوم و سومي هم پيش بيني کرده است گرچه کمتر شناخته شده اند در عوض مطمئن خواهند بود که موانع شوراي نگهبان را دور خواهند زد.

 

*مگر افشاگري هاي اقتصادي دولت جواب داد تا عليه سياسيون جواب دهد؟

قضيه فرق مي‌کند. در عرصه رقابت هاي سياسي اقدام به افشاگري موثر است. ولي اين‌كه رقباي اصولگراي احمدي نژاد اميدوار باشند دولت اخلاقا ملزم به پذيرش مراحل قانوني انتخابات باشد يا در صورت شکست، محمود احمدي نژاد و متحدانش از "افشاگري" انتحاري و الصاق اتهام تقلب و دستکاري صندوق هاي راي عليه شان استفاده نکنند جاي ترديد دارد. شخص رئيس جمهور با ژست تبليغاتي، به ويژه در ماه هاي گذشته، به صراحت به اين نگراني متحدان سابق و رقباي فعلي خود شدت بخشيده که در برابر قواعد بازي جدا پيش بيني ناپذير و استثناء بردار است.

 

نگراني مهمي‌که رسانه هاي وابسته به دولت، با خشنودي به گسترش آن دامن مي‌زنند. ممکن است که تيم دولت، با اتکا به ارائه همين تصوير "پيش بيني ناپذير"، اميدوار باشد که حتي اگر از تحقق اولويت هاي اصلي خود در انتخابات آينده ناتوان بماند، حداقل حاکميت را وادار به اين مصلحت سنجي کند که در مورد اين انتخابات با تيم رئيس جمهور معامله كند.

 

*اگر دولت ناچار شود با کانديداي کمتر شناخته شده اي در رقابت انتخاباتي حاضرشود، مي‌تواند به رقابت موثر اميدوار باشد؟

راز افسانه رقابت سياسي در همين است. هر انتخاباتي نيازمند يک پديده منحصر به‌فرد است که فضاي انتخاباتي را متمايز از فضاهاي کليشه اي غير‌رقابتي سازد. انتخابات 92 هم محتاج خلق پديده يا پديده هاي نوظهور براي جلب افکار عمومي‌به‌خود است. دست يک دولت استثنايي براي خلق چنين پديده هايي بازتر از ديگران است. باور من بر اين است که اولويت نخست دولت شخص مشايي است اگر به هر دليلي دولت نتواند نظر خود را بر کرسي بنشاند آنگاه احتمالا احمدي نژاد هر روز فيل هوا مي کند و براي بسيج راي دهندگان پشت سر کانديداي جايگزين با اقدامات پوپوليستي نمادها و شعارهاي خبرساز دهن‌پرکن خلق مي‌كند.

 

مگر رسانه ها و نيروهاي وفادار به دولت تا به حال در جعل مفاهيم و شعارهايي چون مکتب ايراني، کورش کبير بسيجي، ايده پردازي براي مديريت جامعه جهاني، بهار بهار کردن و مردم مردم گفتن ها و امثال آنها کم آورده است؟ رئيس دولت نشان داده است از اعتماد به نفس و توانايي بالايي در کاربرد اشتغالات ذهني مخاطبان برخوردار است. مي‌توان پيش بيني کرد که با ورود کانديداي جايگزين به عرصه انتخابات، مجموعه دولت و اعضاي خبرسازش براي حمايت از او به صحنه خواهند آمد. تمام اين‌ها در حالي است که نه تنها منتقدان حکومت ايران، که حتي متحدان سياسي سابق و فداييان آقاي احمدي نژاد ، به کرات تيم وي را متهم کرده اند که قصد دارد با استفاده گسترده و غيرقانوني از رانت، امکانات و بودجه عظيم دولتي، به جلب نظر راي دهندگان و يارگيري انتخاباتي در مناطق مختلف کشور بپردازد.

 

*مي‌شود گفت احمدي نژاد بيش از آنکه قرابت فکري با اصولگرايان داشته باشد به چپ‌هاي اول انقلاب نزديک تر است؟

آقاي احمدي نژاد اساسا شعارش بازگشت به دوران اوليه انقلاب و تحقق عدالت توزيعي است. او حتي در حوزه هاي فرهنگي و ديني ايده جديدي مطرح مي‌کرد و مي‌گفت در عصر ظهور هستيم و براي خودش و تيمش رسالتي تاريخي قائل است. گذاشتن صندلي خالي در هيات دولت و ... نوعي تفکر نئو منجي گرايانه بود. او راست را خاتمه يافته مي‌داند ولي متوجه نمي‌شوم چرا راست با آن همه ژنرال و تئوريسين گول تيم او را خوردند. حتي انجمن حجتيه اي ها هم گول او را خوردند چون اساسا نظرهاي انجمن حجتيه راديکال نيست و ابتکار عمل آنها بر بحث و گفت و گو‌ست. اما تفکرات احمدي نژاد اولترا راست است و مي‌خواهد دنيا را مديريت کند. و براي عمل به آن خود را محتاج پذيرش هيچ چارچوب و اجازه هيچ مرجع قانوني نمي‌داند. جناح راست دچار بيماري نزديک بيني شد و فکر کرد آرمان ها و ايده هايش در تيم احمدي نژاد تبلور يافته است.

 

*ولي احمدي نژاد بعد از به قدرت رسيدن بارها اعلام کرد که رياست جمهوري اش را مديون حمايت اصولگرايان نيست؟

به همين دليل هم سهمي‌از قدرت به آنان نداد. احمدي نژاد نه از کارشناسان و نه از نهادهاي ريشه دار آنان استفاده نکرد. احمدي نژاد بعدها متهم به تضعيف روحانيتي شد که از شئون قدرتمند اصولگرايان بود.اما اصولگراها به دليل ضربه رواني که از اصلاح طلبان خورده بودند با پوشش کامل احمدي نژاد را در بر گرفتند و اعلام پيروزي کردند.

 

اتفاقات بعدي و رفتار 8 ساله احمدي نژاد و تيمش باعث شد تا آنها پله پله عقب نشيني کنند و دست آخر بگويند اين دولت از ما نيست و باعث شده بخشي از اصولگرايان معتدل متوجه شوند که احمدي نژاد اقتصاد ملي را به سمت فروپاشي برده، استقلال بانک مرکزي، نظام پولي و مالي کشور و نظام برنامه ريزي ملي را به کلي از بين برده و آنها را شخصي سازي و تبديل به کيسه خرج دولت کرده است. طرح‌هاي خيالبافانه و وعده هايي از اين دست گسست‌هاي خطرناکي پديد مي‌آورد. در حوزه سياست خارجي هم هزينه هاي بالايي را به کشور تحميل کرد.

 

*جامعه آرماني دولت احمدي نژاد کجاست؟

کره شمالي اسلاميزه شده ته خط روياي آنهاست. هفتاد ميليون احمدي نژاد پا به رکاب براي مديريت دنيا! ببينيد چگونه يک عده خودسر کره شمالي را به ته بن بست رانده اند. بنيادگراهاي ما ايده آلشان هوگوچاوز و بشار اسد و کيم ايل جونگ و کيم ايل سونگ است. کره شمالي اسلامي‌را مي‌پسندند و برايشان مهم نيست چه پرستيژ و موقعيتي در جهان داشته باشيم.

 

101

برای مشاهده اخبار انتخاباتی جام اینجا کلیک کنید

 

خبرهای داغ
پربیننده سرویس آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما RSS آرشیو
Top