|
شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ السبت ٢٥ ذو الحجّة ١٤٤١ Saturday, August 15, 2020
کد خبر: 804545
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۶/۰۴/۵ - ۱۸:۰۰
شاگرد بی معرفت مغازه دخترم را در پشت یخچال گیرانداخته بود!
خسته و کوفته از سر کار برگشتم، وارد خانه که شدم، همسرم گفت: کفشاتو در نیار، برو یه‌بسته فلفل و زردچوبه بخر و زودی برگرد که شب مهمون داریم.
تجاوز1  شاگرد بی معرفت مغازه دخترم را در پشت یخچال گیرانداخته بود!
به این مطلب امتیاز دهید
0% 0% بازدید

به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، شنیدن این حرف در آن موقع ظهر و با آن‌همه خستگی و بی‌حوصلگی پتکی بود که بر فرق اعصابم کوبیده شد و مرا به‌هم ریخت. با خشم به صورتش نگاه کردم و گفتم: معلومه از صبح چه‌کار می‌کردی؟ باید می‌رفتی و ادویه رو می‌خریدی، من حوصله ندارم.

 

داخل اتاق رفتم که استراحت کنم، دنبالم آمد و گفت: «یک دنیا کار روی سرم ریخته، باید توی غذا ادویه بریزم، وگرنه خودت سر سفره چشم‌غره می‌ری که غذات بو می‌ده.»به گفته‌هاش کم‌محلی کردم و خودم را به خواب زدم. با عصبانیت بیرون رفت و در اتاق را آن‌چنان به هم کوبید که نزدیک بود چهارچوبش از جا کنده شود.

 

صدایش را می‌شنیدم که به دختر کوچولویم می‌گفت: بیا این پول رو بگیر و برو از مغازه سر کوچه فلفل و زردچوبه و یک بستنی هم برای خودت بخر، فقط زود بیا که منتظرم.

 

پلک‌هایم سنگین شده بود و به خواب رفتم که ناگهان با صدای همسرم از خواب پریدم. می‌گفت بلند شو تینا از نیم ساعت پیش رفته و هنوز برنگشته. برخاستم و سراسیمه دنبالش رفتم. دخترم گریه‌کنان داشت بازمی‌گشت و فهمیدیم متاسفانه جوانی که شاگرد مغازه است، او را پشت یخچال مورد اذیت و آزار قرار داده که بلافاصله موضوع را به پلیس اعلام کردیم.

 

متهم دستگیر شده، اما ما اشتباه کردیم و نباید بچه شش‌ساله را به‌تنهایی آن‌ موقع ظهر برای خرید بیرون می‌فرستادیم.

دوستان

110

 

 

 

 

 

کلیدواژه ها:
پربیننده سرویس آر اس اس ادامه
آخرین اخبار جام آر اس اس ادامه
داغ شده های سرویس آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما RSS آرشیو
Top