خبرخوان جام نیوز
|
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸ الجمعة ٨ ربيع الثاني ١٤٤١ Friday, December 6, 2019
کد خبر: 949119
نظرات: 0
تاریخ مخابره : ۱۳۹۸/۰۳/۵ - ۲۳:۰۵
یادداشت میهمان در نقد فبک p4c؛
ضرورت بومی‎سازی «فلسفه برای کودکان»/ خطر جدی در کمین نظام آموزشی
فلسفه برای کودکان روشی آموزشی است که در آن تلاش می شود، ذهن کودکان، پرسشگر بار بیاید که البته این پرسشگری در بستر نگاه یک بعدی غرب به انسان، تجربه شده است.
فبک ضرورت بومی‎سازی «فلسفه برای کودکان»/ خطر جدی در کمین نظام آموزشی
به این مطلب امتیاز دهید
80% 20% بازدید

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، در سال های اخیر تلاش های دامنه داری برای پیاده سازی روش آموزشی موسوم به "فلسفه برای کودکان" (p4c یا فَبَک) در ایران صورت گرفته است.

فلسفه برای کودکان روشی آموزشی است که در آن تلاش می شود، ذهن کودکان، پرسشگر بار بیاید که البته این پرسشگری در بستر نگاه یک بعدی غرب به انسان، تجربه شده است.

 

این متد آموزشی، روشی کاملا وارداتی و غربی است که بدون بومی سازی و توجه به شرایط دینی و ملی مردم ایران، در حال شیوع در کشورمان می باشد.

چنین رویکردی می تواند آسیب های جدی و  بعضا  جبران  ناپذیری را برای کودکان و آینده سازان ایران به همراه داشته باشد.

 

در همین راستا یادداشتی تحلیلی از حجت الاسلام سید رضا طباطبایی، کارشاناس امور فرهنگی و آموزشی، به دستمان رسید که متن آن در ادامه می آید:

 

««با توجه به اقبال بسیاری از محافل آموزشی به ویژه در شهرهای بزرگ به مقوله آموزش فلسفه برای کودکان، یادآوری نکاتی در این باره الزامی است:

 

ضرورت بومی سازی p4c

 

وظیفه ما در برخورد با امثال p4c این است که مطالب جامعِ ناظر به فرهنگ خودمان را (که جامعیت انسان را نیز مد نظر دارد)، جایگزین آنچه از جانب بیگانه تلقین میشود بکنیم.

 

 

حق اینبود که ابتدا آیه 20 سوره لقمان را ذکر کنم ولی بواسطه لزوم بهره گیری از قرآن توسط اهل طهارت (لایمسه الا المطهرون) طلیعه کلام را به بیاناتی از رهبر معظم انقلاب حفظه الله و بهجت العارفین رحمه الله که بالاترین دستمایه روشنگری هستند مزین میکنم:

مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «[غربیها] شیوه‌هاى آموزش و پرورشىِ خوبى داشتند و ما هم از آنها یاد گرفتیم. اینکه دبستانها از مکتبخانه‌هاى قدیم بهتر بود؛ دبستان، دبیرستان، تقسیم‌بندى‌ها، خوب بود، اینها را که ما رد نمیکنیم؛ اینها مفید است؛ اما بالاخره چقدرش، چه‌جورش، با کدام رویکردش، ما دیگر به این توجه نکردیم و یکپارچه گرفتیم. آنها گفتند شش کلاس اینجور باشد، شش کلاس آنجورى باشد، ما همان را آوردیم. بعد، آنها روششان را تغییر دادند، پنج کلاس و سه کلاس و فلان، ما هم این را یاد گرفتیم، آوردیم. خوب، اینکه نمیشود. آنها کتاب درسى با درسهاى مختلف داشتند، گفتند اینها را تعلیم بدهید، ما هم همینطور این تراکم تعلیمات را فرا گرفتیم. شیوه‌ى سازماندهى آموزش پرورش هم از لحاظ قالب، هم از لحاظ محتوا یک شیوه‌ى تقلیدى محض است. این درست نیست. ما باید نگاه کنیم ببینیم چه لازم داریم، این شیوه‌اى که هست، کجایش معیوب است. این شیوه عیوبى دارد که یکى از عیبهایش همین حافظه‌محورى است به جاى فکرمحورى. آموزش و پرورش ما حافظه‌محور است. بچه‌ها باید همینطور دائم محفوظات درست کنند».

 

ایشان در ادامه فرموده اند: «جاى حضور قرآن در دوره هاى گوناگون - چه دبستان، چه دبيرستان و چه راهنمايى - واقعاً خالى است. بايد فكر بشود. نه به شكل تحميلى، نه به شكل بيزاركننده و دوركننده؛ بلكه به شكل صحيح.

روشنفكرهايى كه اهل دين و ديندارى نيستند، مى بينم اينها با قرآن آشنايند. روشنفكرهاى كشور خودمان را كه نگاه مى كنم (غير از روشنفكران دينى؛ كه حالا يك عده روشنفكران دينى اند؛ كم هم نيستند و بحمداللَّه بيشتر هم شده اند و با مفاهيم اسلامى و با قرآن آشنايند) بسيارى از آنها ما با قرآن اصلاً آشنا نيستند و مفاهيم قرآنى را نمى دانند.»

(بیانات رهبر انقلاب در تاریخ 12/2/85)

 

مرحوم  آیت الله بهجت نیز در مذمت دلسپردگی به فرهنگ های بیگانه در جمع معترضین به کنفرانس  برلین فرموده اند: «چطور شده ما اینجا مانده ایم، دست گدایی به یک عده وحوش، حیوانات، درنده ها، دراز می کنیم، و میل داریم به ما قرض بدهند؟

پس این کارها، کارهایی است که خودمان کرده ایم و در آینده جز اینکه دیگر این کارها را نکنیم، تدبیر و چاره دیگری نیست. باید خودمان را بشناسیم و نگذاریم دشمن از طریق داخله ما وارد شود و بر علیه ما کارهایی بکند.»

(بیانات آیت الله بهجت در جمع معترضین به کنفرانس ننگین برلین)

 

همه مسؤلیم و مسؤلیت بسیار خطیر است

 

عن النبی (صلی الله علیه و آله): کلکمْ راعٍ وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ

هر کدام از شما مسئول هستید و درباره افرادی که به سخن شما گوش می‌دهند بازخواست خواهید شد. (ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۸۴)

شهید مطهری رحمه الله، ذیل این روایت می فرماید: «آری پيوستگی اجتماعِ اعتقادی چنان است كه همه مسئول يكديگرند. پیامبر مکرم اسلام صل الله علیه و آله، موضوع امر به معروف و نهى از منكر را با تعبير ديگرى بيان كرده است آنجا كه فرمود: "كُلُّكُم راعٍ وَ كُلُّكُم مسؤول عَنْ رَعيتِه" تمام افراد شما مسلمانان به منزله حافظ و نگهبان و شبان ديگران هستيد و تمام شما نسبت به تمام خودتان مسؤوليد. تعبيرى از اين بالاتر نمى توان كرد، يعنى ايجاد نوعى تعهد و مسؤوليت مشترك ميان افراد مسلمان براى حفظ و نگهدارى جامعه اسلامى بر مبناى تعليمات اسلامى.»

(مجموعه آثار شهيد مطهرى ج 17 حماسه حسينى صفحه 282)

 

مرحوم دکتر علی‌ شریعتی در مسئولیت‌های شیعه بودن مینویسد:

«"ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولاً"، گوش و چشم و دل احساس همه مسئولند. یعنی مسئولیت بر جزء جزء و بعد بعد روح و اندام آدمی بار است. کلکم راعٍ و کلکم مسئول عَن رَعیه. مسئولیت مخصوص رهبر نیست. به روحانی و روشنفکر اختصاص ندارد، در این جمع، هر فردی مسئول رهبری همه است و این درست سخن معروف سارتر است که بزرگترین نقطه برجسته و ممتاز اگزیستانسیالیسم او است و پایه اخلاق و ملاک ادعای او که اگزیستانسیالیسم، اومانیسم است و فلسفه مثبت و عینی: "هر کس با انتخابی که می‌کند (چون دوست دارد که همه مردم از او پیروی کنند و چنان کنند) با هر انتخابش، برای همه بشریت گویی قانونی کلی وضع می‌کند و از اینجاست که مسئولیت هر فرد انسانی در زندگی اجتماعیش به اندازه مسئولیت به عهده گرفتن سرنوشت همه انسان‌ها دلهره آور و سنگین است". هر انسانی امانتدار خداوند است (چون فرزند آدم است) و مسئول. و نه تنها مسئول گروه و خانواده و مردم خویش، که در برابر تمام وجود و اراده حاکم بر وجود، و در برابر همه کائنات مسئول است. این است دامنه مسئولیت انسان.»

 

 

اکنون اگر اهمیت هدایت جامعه (بویژه مسلمین) مشخص است، میگویم انسان مهمترین موجود جهان و بلکه هدف تمامی خلقت است و حساسیت هدایت او و انتقال آموزه ها به او آنقدر بالاست که بیشترین سهم توجه خداوند را در طول تاریخ بخود اختصاص داده است:

إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ (سوره مبارکه یس آیه 14)

مَّنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِه وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا  وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ  وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا

(سوره مبارکه اسراء آیه 15 )

 

مهمترین مطلبی که دستمایه ضرورت بومی سازی مقوله هایی مانند فبک است همین جهل طراحان و مروجان فبک (و حتی خود ما! و نه اسلام) نسبت به چیستی انسان است . اکنون که در زمان غیبت سرچشمه معرفت بسر میبریم (و این بمعنای یله و رها شدن انسان و اینکه بخود اجازه دهد هرگونه که مایل است با انسان رفتار کند نیست)، بایستی بارجوع به منابع غنی اسلامی مانند قرآن و روایات، آنهم توسط متخصصین فن (که امروزه در سیبل تحقیر شیاطین قرار دارند تا مورد بی بهرگی جامعه اسلامی از آنها و از این مسیر آسیب پذیری جامعه اسلامی شوند) پدیده ای مانند p4c را مورد بررسی عمیق قرار داد و تکلیف برخورد با امثال آن را در محتوی و شیوه انتقال آموزه ها به انسان مشخص کرد.

 

اهمیت موضوع را زمانی میتوان بهتر سنجید که توجه کنیم انسان موجودی دو بُعدیست که اتفاقا بلکه تعمدا بُعد واقعیِ او توسط طراحان فبک مورد بی توجهی و انکار واضح قرار گرفته چرا که سیستم آنها اساسا منکر دخالت حقیقت (هدف خلقت) در طرح و برنامه هاست یعنی در خروجی کارشان سکولارند.

مساله اول و اساسی در مورد فبک کنونی، ترویج کتابهای آموزشی آن بدون هیچ تغییری جز ترجمه است!

درست است که با بومی سازی p4c در ابتدای راه از دقتهای مورد نظر آن میکاهیم بلکه گاهی ماهیت آن را به تفکر ورزی و... متحول میکنیم اما:

مهمترین اثرش اینست که از فرهنگ خود صیانت نموده ایم و فراموش نکنیم این را که در ابتدای راه هستیم و با بومی کردن فبک مسیر رشد و تکامل این پدیده را نه تنها مسدود نکرده ایم بلکه بازتر و قابل بررسی تر نموده ایم.

 بنظر میرسد بواسطه آشنایی اساتید ایرانی با آموزه های ملی- اسلامی، توان و کیفیت بهرمندی از این پدیده و امکان رشد آن بیشتر خواهد بود.

و در آخر ضمن اینکه اقلا از بخشی از آسیبهای (ولو احتمالی) آن جلوگیری کرده ایم، بستری وسیعتر برای نشر فرهنگ خود ارائه نموده ایم.

 

اگر پدیده فبک صرفا جسم انسان را هدف میگرفت آنمقدار حساسیت برانگیز نبود که  دقیقا مهمترین ابزار هویت ساز انسان را که همانا "تفکر" میباشد، مورد نظر قرار داده است. ممکن است بگویید ما در فبک فقط دنبال تحلیلگر بار آوردن کودکان هستیم. ولی ما میگوییم شما از ابهام زدایی در مورد چند مقوله مطرح در p4c  معذورید فلذا نبایستی در مورد انسان و کودک ریسک را بجان بخرید.

 

سوالات و ابهامات بدون جواب درمورد فبک

 

اول اینکه چرا و چطور بخود اجازه میدهیم تا به کسانی که نسبت به انسان در جهل مطلقند، اجازه برنامه ریزی برای انسان را بدهیم؟ نکند که ما نیز بواسطه غرق شدن در دنیای غربیها از خود مایوس شده ایم (آیه 13 ممتحنه) و بنا براین فرض، چرا خودخواهانه کودکانمان را در دام دشمنان گرفتار کنیم؟

(البته این خوشبینانه ترین حالت است درحالیکه ما میدانیم طراحان p4c خود از بین مجموعه درندگان انسان برخواسته اند و اینجانب پس از خواندن قصه مامان بزی معتقدم که دیگر به دستان حنا بسته و صدای نازک غربیها اعتماد نکنم. بقول مرحوم بهجت: اینجا نشسته ایم و دست گدایی به یک عده وحوش و درنده ها دراز کرده ایم).

 

در مقابل پروژه نفوذ دشمن مانند موجودات بی تفاوت ، بلکه یاور دشمن برخورد میکنیم بدون اینکه دفاعیه مقبولی در عدم بومی کردن p4c ارائه کنیم.

مثال: امر دایر است بین اینکه سالاد مسموم (فبک غیر بومی) را بخورم یا به غذای سالم خودم اکتفا کنم؟ مدافعان فبک با طرح این مطلب که اگر دخل و تصرفی در آموزه های p4c صورت گیرد، دیگر از p4c  بودن خارج میشود، ریسک بلکه قطعیت خوراندن  سالاد مسموم را تجویز میکنند. البته کسانی که طعم ایرانی بودن و یا مسلمان بودن را نچشیده اند در پذیرش غرب و فرهنگ مبتذل و رو به انحطاط آن مشکلی که ندارند هیچ بلکه از مشتاقانند.

تا صحبت از طعم ایمان میکنیم، مانند کبکی که سر بزیر برف دارد و از شیطنت ها و سرمایه گذاریهای کلان دشمن در راه تخریب اسلام و ایران از هیچ رذالتی دریغ نورزیده، خود را به نادانی میزنند و میگویند حالا این اسلام چه ارمغانی برای ما آورده که برای دفاع از آن ...

بایستی گفت:                  مدعی خواست که آید به تماشاگه راز    دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

 

 

میدانیم که علوم بشری بویژه در عرصه هایی اینچنینی در مسیر تکمیل هستند. همانگونه که پیاژه در تحقیقاتش کودک را تا سنین 11 سالگی فاقد توانایی تحلیل افکار و درک انتزاعیات میداند (در روانشناسی رشد در مرحله عملیات صوری میگوید: 11 سالگی به بعد در آخرین مرحله رشد شناختی ، کودک به تدریج توانایی تفکر بر حسب امور انتزاعی راکسب می کند و بر قوانین منطق صوری مسلط می شود) و امروز میگویند نه اینطور نیست. به کدام دستاویز یقینی، دستاورد امروز را از ریل ترقی خارج و کودکان ایران را دستخوش تحمیل نظرپردازان میکنید؟

آیا چند تجربه بظاهر موفق برای قضاوت کافیست؟ ما میدانیم کودکانی که در فشار فکری قرار میگیرند شانس بالاتری برای عدم تعادل روانی دارند.

 

القاء فرهنگ چگونه باید باشد تا بپذیریم که میخواهند ما را به ابتذال هویت  یعنی بیگانگی با فرهنگ اصیل ملی-مذهبی خودمان مبتلا کنند؟ بقول دکتر صفایی پور آیا اندیشه نکردیم به اینکه در فبک حوادثی مثل زلزله، کابوس، رؤیا، مرگ، جنگ، تبعیض بر اساس کدام جهان‌بینی و مضمون تربیتی – نه صرفاً روش- به گفت‌وگو با کودک می‌پردازد؟

 

و در این زمینه دکتر صفایی پور(در ظرافت‌هایی که باید در «فبک» در نظر گرفت) معتقد است:

«ممکن است گفته شود که چنین رأیی درباره فبک ایده‌آل‌نگری است؛ مثلا در مورد خصوصیات مُربی فبک، چنین فرد خِبره و کاملی کجا یافت می‌شود؟ یا اینکه، از اساس کار مربی در حلقه، تا این حد نیازمند تربیت‌شناسی و فیلسوف مآبی نیست؛ کافی است مربی یا تسهیلگر فبک بتواند سقراط‌وار، «پرسش‌های به جایی» بپرسد و با این روش، به «مامایی اندیشه» بپردازد و این سطح از دانایی و توانایی به آن حد از خبرگی و جامعیت نیازی ندارد. در جواب می‌گوییم که اولاً بحث درباره جایگاه، بایسته‌ها و نبایسته‌های مربی فبک، یک بحث نظری است و در بحث نظری مهم ایضاح مفاهیم، غایات، پیشفرض‌ها و دیگر مقتضیات است. ثانیاً به لحاظ عملی نیز پاسخ ارائه شده قانع کننده نیست. اگر قرار است نقش تسهیلگر یا مربی فبک، صرفِ «پرسش‌گری- بدون بینش و دانش دقیق و عمیق فلسفی» باشد، از اساس، چرا از عنوان «فلسفه» استفاده شود؟ و وجه تمایز فلسفه‌ورزی با «یادگیری مشارکتی» یا «تدریس تفکر- محور» چیست؟ ثالثاً، با این استاندارد حداقلی درباره مربی فبک، چگونه دانسته می‌شود مربی فبک در حال فلسفه‌ورزی است یا سفسطه‌ورزی؟ فیلسوف‌های کوچک اسیر سوفیست‌های بزرگ (دشمنان سقراط) نشده‌اند؟! و اگر شده‌اند، در این حال، فبک چگونه به اهدافش می‌رسد و جزمیت‌های تازه ایجاد نمی‌کند؟

(میگویم) اگر بایستی برای آموزش مربیان برنامه ریزی کرد تا در آینده دارای چنین توانایی شویم چرا هم اکنون در نشر فبک بومی عذر وبهانه تراشی شود؟ چرا در یکجا با چشمپوشی و در منطقه استراتژیک دشمن، با مته بخشخاش گذاشتن؟

صبر کنیم در آینده همگام با توانمندی اساتید مد نظر، فلسفه برای کودک نیز مسیر تکمیل را در ایران طی کند. (التأني من الله و العجلة من الشيطان)

 

فبک درباره مغز کودک و قوای شناختی آن، بر کدام یافته‌ها و انگاره‌ها استوار است؟ تأثیرات فرهنگی را چگونه در طراحی این برنامه لحاظ می‌کنند؟ درباره رویداد‌هایی که ذهن کودک را سرشار از پرسش‌های وجودی می‌کند آیا نباید هشدار، موعظه، تلقین و تَعبُّد وجود داشته باشد؟ به نظر من، چنین باوری نوعی انحصارگرایی تربیتی و غیر قابل دفاع است.»

 

 

دستور قرآن در مواقفی مانند پدیده فبک (که با فکر و ظرفیتهای باطنی انسان کار دارد) رجوع به اهلبیت علیهم السلام است

 

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ  فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ .

و ما پیش از تو غیر رجال مؤیّد به وحی خود کسی را به رسالت نفرستادیم، پس اگر نمی‌دانید از اهل ذکر سؤال کنید.

(سوره مبارکه نحل آیه 43)

از امام رضا علیه السلام، در تفسیر «فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْر» وارد شده است که آن حضرت فرمود:

"مائیم اهل ذکر و مائیم پرسش شوندگان. راوی می‌گوید عرض کردم: شما پرسش شونده و ما پرسش کننده‌ایم؟ فرمود: آری

(کلینی، کافی، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۳۰۳)

در روایتی از امام باقر عليه السلام نیز آمده است: هر چه از اين خانه صادر نشده باشد باطل است.

كُلُّ ما لَم يَخرُج مِن هذَا البَيتِ فَهُوَ باطِلٌ

 (بصائر الدرجات : 511 / 21)

به هر حال، هر چه علم خیر و مفید و سازنده انسان و انسانیت است در خانه پیامبر صل الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم السلام و نزد آنان است؛ چنانکه امام باقر علیه السلام ‏به سَلَمَةَ بْنِ کُهَیْلٍ‏ وَ اَلْحَکَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ می فرماید: شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلاَ تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلاَّ شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ اَلْبَیْتِ‏ ؛ به هر سوی عالم از شرق و غرب می خواهید بروید ؛ اما علم درست را جز در چیزی که از نزد ما اهل بیت (ع) خارج شده نمی یابید.

(اصول کافی، ترجمه کمره ای، ج 3، ص 123)

در باب مدیریت انسان، آیات و سور فراوانی مانند سوره تکان دهنده نباء آمده که برای تدقیق، به قرآن رجوع شود و قرآن فصل الخطاب راجع به تصمیم گیری در مورد آموزش انسان و نیز بالاترین دستمایه تشخیص تکلیف در برخورد با پدیده فبک است.

 

بدانیم که تمام سرمایه گذاری خداوند جهان برای تربیت این موجود (انسان) است و ما اجازه نداریم با کودکانمان (علیرغم اعتراف به اینکه هرگز انسان را نشناخته ایم!) ریسک کنیم.

مبتکران فبک و مروجان آن در بستر غربی و سکولاری آموزش دیده و احیانا پایان نامه ای ارئه نموده اند بدون اینکه اقلا در بستر ادعاهای همین الگوی آموزشی (آزاد اندیشی) از خود پرسیده باشند که براستی انسان کیست؟

 و چرا مبتکران این شیوه خودشان از انسان کمترین اطلاع را دارند و آیا من که یک مسلمانم نبایستی با در نظر گرفتن انسانی که خداوند (خالق انسان) معرفی میکند به تعلیم و تربیت او بپردازم؟

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً  وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ

آیا شما مردم به حسّ مشاهده نمی‌کنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمانها و زمین است برای شما مسخّر کرده و نعمت‌های ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان فرموده؟ و (با وجود این) برخی از مردم از روی جهل و گمراهی و بی‌خبری از کتاب روشن (حق) در (دین) خدای متعال مجادله می‌کنند.

(سوره مبارکه لقمان آیه 20)

 

بخشی از پیام ها

بى‌توجّهى به آفريده‌ها و نقش آنها در زندگى بشر، سبب سرزنش و توبيخ است. «أَ لَمْ تَرَوْا»

تمام آفريده‌ها هدفدار و به خاطر بهره‌گيرى انسان است. «سَخَّرَ لَكُمْ»

آنچه در آسمان و زمين است، برای انسان است.

نبايد از نعمت‌هاى باطنى خداوند غفلت كنيم و به آنها بى‌توجّه باشيم. أَ لَمْ تَرَوْا ... باطِنَةً

على‌رغم گستردكى و فراوانى نعمت‌ها(منجمله تعالیم الهی در باب شیوه آموزش کودکان)، انسان درباره‌ى خدا مجادله مى‌كند و اين نوعى كفران نعمت است. أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ‌ ... يُجادِلُ فِي اللَّهِ‌

 جدالى كه بدون پشتوانه‌ى علمى و به دور از هدايت الهى و مخالف با كتاب خدا باشد، بسیار مذموم است. «يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ»

در جهان‌بينى الهى، عقل(محتاط)، فطرت و وحى، منابع معتبر شناخت هستند، نه غير آن. «عِلْمٍ‌، هُدىً‌، كِتابٍ مُنِيرٍ»

 

نمونه ای از مدیریت جاهلانه؛ فاجعه دخالت بشر در طبیعت

 

دشمن قسم خورده انسان یعنی شیطان، توسط بشرِ دور از ولی خدا (یعنی سربازان شیطان)، همانگونه که طبیعت را تخریب کرده، جسم و جان انسان ها را نیز فراموش نکرده و در راستای تخریب آنها از هیچ برنامه ای فروگذار نمیکند!(دقت کنید)

نگرش تک بعدی به انسان که به همه چیز منجمله به طبیعت «نگاهی جاهلانه» دارد، ارزش موجودات را منوط به خواسته‌ها و نیازهای انسانی میداند که ( جاهلانه بلکه عامدانه توسط افرادی که رابطه انسان با آسمان را منقطع می‌دانند، یعنی تقریبا اکثر اهل علوم آکادمیک!) تعریف شده است. در نتیجه اگر رابطه هر آنچه غیر از انسان که در طبیعت وجود دارد مثل جنگل‌ یا حیوانات را با انسان و منافع تعریف شده اش (از منظر ناقص و غلط خودشان) منطبق بدانند و تصور کنند برای انسان‌ها مفید است، ارزش پیدا می‌کند و هر چه که مفید نباشد یا اهمیتی نداشته باشد، ارزشی نخواهد داشت.

از اینجاست که جغرافیای طبیعی را بشدت تحت تاثیر قرار داده (ازبین بردن جنگلها و منابع طبیعی تا تخریب لایه ازن و... ) و میبینیم قرآن و اهلبیت علیهم السلام به این فاجعه بعنوان یکی از دستمایه های آرزو در تعجیل فرج اشاره میفرمایند.

 

در فرازهایی از دعای عهد می خوانیم:

... فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ فَأَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنَا وَلِيَّكَ...

ای خدای من!   ... زیرا تو گفته ای ( و تو حق می گوئی)

" به سبب دست آورد مردم، در دریا و خشکی، تباهی پدیدار شده است".

پس، حال که چنین است، ولیِّ خودت را، برای ما، هویدا ساز...

 

توجه به ایندست مطالب انسانِ بدون موضعگیری (بدون سپر تعصب) را به تعمق وامیدارد که این رخدادهای فجیع در مورد طبیعتی اعمال شده و میشود که توسط سکولارها مد نظر و در حال شناخت و بررسیست تا جایی که برای فاجعه تخریب جنگلها ، انقراض نسلها ، تخریب لایه ازن و ... تیمهایی را تشکیل داده و میدهند،   حال ببینید در مورد انسان که موجودی چند بعدیست و بشر اذعان دارد از شناخت او ناتوان بوده... چه فجایعی درحال وقوع و انجامست.

یک بُعد انسان طبیعت اوست که همین بُعد، بیشترین ضربه را از تکنولوژی امروزه دریافت کرده و میکند و عده ای غرب زده و حیران، بدون علم و دانش کافی، از دستاوردهای فاجعه آمیز این تمدنِ بی پشتوانه و منقطع از آسمان (دور از تعالیم انبیاء وخدا) دفاع میکنند.

با دلی آکنده از درد میگویم ؛ شاهدیم که با مردم و فرزندان ما در کشور ایران، توسط خودیها و هموطنان (غربزده) ایرانی چنان برخورد میشود که گویی ایرانیان مشتی موجودات آزمایشگاهی برای بیگانگان ونظرپردازان سکولار و ... هستند.

این درد را جز به ساحت خداوند عالم به که بگوییم و چگونه در عزا و مصیبتش بنالیم؟!

نبایستی شیوه های بیگانگان را بویژه در زمینه آموزش، اخذ کنیم

 

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِمْ قَدْ یئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کما یئِسَ الْکفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ

ای کسانی که ایمان آورده اید! گروهی را که خداوند بر آنان غضب کرده به سرپرستی(یا دوستی و یاری) نگیرید، آنان از آخرت مأیوسند همان گونه که کفّار از(بازگشت) اهل قبور مأیوسند.

سوره مبارکه ممتحنه آیه 13

 

نکته:

«تولی» گاهی به معنای دوستی و گاهی به معنای قبول ولایت و سرپرستی (منجمله الگو گیری) است و هر دو معنی در این آیه نهی شده است.

 

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام عن آبائه عليهم السلام ـ: أوحَى اللّه إلى نَبِيٍّ مِنَ الأنبياءِ أن قُلْ لِقَومِكَ : لا تَلبَسُوا لِباسَ أعدائي و لا تَطعموا مَطاعِمَ أعدائي ، و لا تسلکوا مسالک أعدائي ، فَتَكُونوا أعدائي كما هُم أعدائي .

امام صادق عليه السلام  فرمود:

خداوند بزرگ به پیامبری از پیامبرانش وحی نمود که به مؤمنین بگو: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذای آنان را نخورید و از راه آنان نروید (آنان را الگوی خود قرار ندهید) که در این صورت از دشمنان من محسوب می‌شوید، همان طور که آنان دشمنان من هستند. (علل الشرایع، ج2، ص348)

مَنٌ تَشَبَّهَ بِقَوٌمٍ فَهُوَ مِنٌهُمٌ

از علی علیه‌السلام روایت شده که فرمود: کسی که خود را شبیه قومی نماید، از آنها شمرده خواهد شد.

(نوری طبرسی، میرزا حسین،ج ۱۷، ص ۴۴۰.)

 

پروژه نفوذ دشمن در نظام آموزشی را جدی بگیریم

 

مراقبت از نظام آموزشی در مقابل نفوذ دشمن از ضروری ترین هاست. صرف نظر از اتفاقی که در ورود سیستم آموزشی غرب در اوان وداع ما با روش آموزشی خودمان که مکتب خانه ای بود رخ داد (بیانات مقام معظم رهبری) ، امروزه شاهدیم با تحمیل محتوای سند 2030 اعمال نفوذ بیشرمانه خود را علنی کرده اند و برای محققین پوشیده نیست که فبکِ غیر بومی نیز گامی در راستای تحمیل فرهنگ و نوع نگرش غربیها به داخل نظام آموزشی ایران است.

 

با امانت خدا چه کنیم؟

 

امام رضا علیه السلام در باب ویژگی شیعیان می فرمایند: شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذلِکَ فَلَیْسَ مِنّا

شیعیان ما کسانی هستند که تسلیم امر و نهی ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگی ـ در عمل و گفتار ـ خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست.

(جامع أحادیث الشّیعه، ج 1، ص 171، ح 234)

امیرالمومنین علی (علیه السلام) به کمیل بن زیاد فرمودند: أَخُوکَ دِینُکَ فَاحْتَطْ لِدِینِکَ‏ بِمَا شِئْت‏؛

دین تو مانند برادر توست، پس نسبت به دینت تا می توانی جانب احتیاط را نگه دار

(الأمالی للمفید، ص 283)

 

تاکید بر نظارت و بومی سازی فبک بسیار بجاست چرا که ما نبایستی تجربه تلخ دلسپردگی به شیوه های وارداتی را تکرار کنیم.

نبىّ‌ اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله است مى‌فرمايد: لاَ يُلْسَعُ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ مَرَّتَيْنِ { لايلدغ المؤمن من حجر مرتين}

مؤمن از يك سوراخ دوباره گزيده نمى‌شود.

(علل الشرایع / ترجمه ذهنى تهرانى ؛ ج 1 , ص 185)

 

از جدی ترین فعالیتهای حزب شیطان در مورد ایران، تغییر فرهنگ و ایجاد شکاف بین نسل کنونی با نسلهای پیشین ایران است.  گره عمیق دین با فرهنگ و بویژه قرانت دین اسلام با نگرش ونوع  زندگی ایرانیان باعث شده که بیشترین هجمه دشمن در راستای بیزاری از اسلام و ایرانی آنهم بخاطر دین محوری او صورت گیرد (آیه 8 سوره بروج وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) و در نقطه مقابل، ایجاد وادادگی نسبت به خود و شیفتگی نسبت به فرهنگ اجنبی از آمال و حرکتهای استراتژیک دشمن است.

تصدیق مولفه ها و گزاره های این مطالب حتی نیاز به دیدن هم ندارد و در راستای باورشان، به گوش نیز میتوان کفایت کرد در واقع   "ان هذا حق لمن کان له سمع!"

درواقع استعمار در نوع فرانوین خود ، در راه تسخیر فرهنگ از هیچ جنایتی فروگذار نکرده. در جنگ نرم، همه انسانیت را مورد هجوم قرار داده اند. جنگ فجیع نرم، اندیشه انسانها را در سیبل شیطان قرار داده و برای این منظور قویترین عرصه پس از رسانه، سیستم آموزشیست. دقت داریم که انسان است و اندیشه او:

ای برادر تو همان اندیشه‌ای   ما بقی تو استخوان و ریشه‌ای

 

بیانات رهبر معظم در سال 1385و در بین فرهنگیان قابل توجه است:

«[غربیها] شیوه‌هاى آموزش و پرورشىِ خوبى داشتند و ما هم از آنها یاد گرفتیم. اینکه دبستانها از مکتبخانه‌هاى قدیم بهتر بود؛ دبستان، دبیرستان، تقسیم‌بندى‌ها، خوب بود، اینها را که ما رد نمیکنیم؛ اینها مفید است؛ اما بالاخره چقدرش، چه‌جورش، با کدام رویکردش، ما دیگر به این توجه نکردیم و یکپارچه گرفتیم. آنها گفتند شش کلاس اینجور باشد، شش کلاس آنجورى باشد، ما همان را آوردیم. بعد، آنها روششان را تغییر دادند، پنج کلاس و سه کلاس و فلان، ما هم این را یاد گرفتیم، آوردیم. خوب، اینکه نمیشود. آنها کتاب درسى با درسهاى مختلف داشتند، گفتند اینها را تعلیم بدهید، ما هم همینطور این تراکم تعلیمات را فرا گرفتیم. شیوه‌ى سازماندهى آموزش پرورش هم از لحاظ قالب، هم از لحاظ محتوا یک شیوه‌ى تقلیدى محض است. این درست نیست. ما باید نگاه کنیم ببینیم چه لازم داریم، این شیوه‌اى که هست، کجایش معیوب است. این شیوه عیوبى دارد که یکى از عیبهایش همین حافظه‌محورى است به جاى فکرمحورى. آموزش و پرورش ما حافظه‌محور است. بچه‌ها باید همینطور دائم محفوظات درست کنند».

 

محمدباقر منصوری کارشناس امور تربیتی در مورد جریان نفوذ در آموزش و پرورش هشدارگونه میگوید:

«از شواهد و قرائن چنین پیداست جریان نفوذ در آموزش و پرورش بر آن است تا فرهنگ و سبک زندگی غربی را نهادینه سازد و رفته رفته ارزش‌های انقلابی را کمرنگ کند. البته جریان نفوذ همواره حساسیت‌های موجود را می‌شناسد و به یک باره درصدد تغییر برنمی‌آید، بلکه در فرآیندی تغییرات مطلوب خود را اعمال می‌کند بی‌آن که دوستان متوجه تغییر فکری و رفتاری خود شوند. مثلا تغییرات کتاب‌های درسی ابتدا به طور اندک صورت می‌گیرد تا میزان حساسیت برآورد شود و ادامه این تغییرات فاحش‌تر و در جهت اهداف نهایی دشمن طراحی می‌گردد؛ عدم حساسیت مردم و مسئولان نظام اسلامی در برابر این تغییرات اندک، خود عامل تشدید عملیات نفوذ فرهنگی و فکری دشمن در نهادهای اساسی جامعه اسلامی است.»

 

در مورد محتوای فبک:

علاوه بر ایراد جدی راجع به عدم تعویض اسامی و برخی مطالب ناهمگون و متغایر با فرهنگ ما، بالحاظ دوبعدی بودن انسان از منظر حقیقتِ مطرود در بین سکولارها، الزاما پس از یک بررسی دقیق و غیر زمانبر، مطالب جامعِ ناظر به هردو بُعد کودک بایستی جایگزین شده و مورد آموزش قرار بگیرد.

 

در مورد بومی سازی:

 

در کنار مطالب مذکور میدانیم که در جاهایی مثل استرالیا این پدیده را بصورت  دربست نپذیرفته اند و p4c را بومی کرده اند.(متخذ از کندوکاوفلسفی دکتر ناجی)

یقینا تعصب بر محتوای محصول وارداتی p4c  به بهانه اینکه ما نمیتوانیم دقت کافی در تنظیم آموزه ها و داستانهای مورد نیاز فبک را اعمال و از منابع خودمان آنها را استخراج کنیم، کاملا بی اساس و در راستای تحمیل انفعال در مقابل بیگانه است.

 

بازی در زمین دشمن و اجرای منویات او چرا؟

 

اگر اینمقدار نسبت به دین و انسان و ملیت خود بیتوجهیم که میگوییم " ما در وادی فبک که متکفل پویا کردن ذهن کودک است فعالیت میکنیم عرصه های دیگر با مسولین ذیربط"

پس چرا منویات وحوش و درنده ها را با ارائه محتوایی که عرضه کرده اند(همچنانکه اکنون جاریست) جامه عمل بپوشانیم؟

پس بیاییم و با بومی سازی فبک نتنها اذهان کودکانمان را برای تحلیلگری تقویت کنیم بلکه در این راستا نقص عمیقی که درزمینه هایی مثل انتقال مفاهیم دینی به کودکان در ساحت خانواده و نظام آموزشی داریم را پوشش بدهیم.

اما جهت ارائه طرح اجرایی، فقط برگزاری چند جلسه و احاله ماموریت به متخصصین امر و بازنگری و هم افزایی در این مقوله شروع بسیار خوبیست.

 

نتیجه:

 

مرحوم آیت الله مطهری در آشنایی با علوم اسلامی (درس اول، مقصود از علوم اسلامی چیست):

"....هیچ فرهنگی در جهان نداریم که از فرهنگها و تمدنهای دیگر بهره نگرفته باشد، ولی سخن در کیفیت بهره گیری و استفاده است.

یک نوع بهره گیری آن است که فرهنگ و تمدن دیگر را بدون هیچ تصرفی در قلمرو خودش قرار دهد. اما نوع دیگر این است که از فرهنگ و تمدن دیگر تغذی کند، یعنی مانند یک موجود زنده آنها را در خود جذب و هضم کند و موجودی تازه به وجود آورد.

فرهنگ اسلامی از نوع دوم است."

 

وظیفه ما در برخورد با امثال p4c این است که مطالب جامعِ ناظر به فرهنگ خودمان را (که جامعیت انسان را نیز مد نظر دارد)، جایگزین آنچه از جانب بیگانه تلقین میشود بکنیم.

 

با در نظر گرفتن مطالب مذکور و انتقادات بی پاسخ موجود (اگر بدون پاسخ بودنِ اصلی ترین ایراد فبک را تا اینجا ندید گرفته، سفارش میشود یکبار دیگر البته اینبار بدون سپر! قسمت سوالات و ابهامات بدون جواب را مطالعه نماید) اقتضای احتیاط و تقوا اینست که در راستای بومی سازی، از منابع خودمان بهره بگیریم.

منابع ما عبارتند از متنهایی مثل قرآن، روایات، بوستان، گلستان، مثنوی، کلیله و دمنه و متخصصان داخلی و احیانا مشاورینی از دیگر کشورها.

بایستی از رواج عجولانه آنچه اکنون در دست مروجان فبک میباشد، جدا خود داری شود و برای شروع ، با گرد هم آمدن صاحب نظران ، محتوایی (دارای پتانسیل تکامل) تهیه و معرفی شود.

پس از بومی سازی، در شیوه اجرای این پدیده نیز(مانند زمان و سن شروع آن) همفکری و هم افزایی صورت گیرد.

 

عذرخواهی

بعضی مطالب را عمدا با تندی و صراحت بیان کرده ام تا بزعم خودم اوقع فی النفوس باشد.اللهم اغفرلی

 

سید رضا طباطبایی»»

 

کلیدواژه ها:
آسیب  |  تربیت  |  پرورش  |  فرهنگ  |  غرب  |  آموزش  |  اسلام  |  رهبر  |  جام نیوز  |  فلسفه  | 
آخرین اخبار جام
آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما ارسال مطلب RSS نسخه متنی آرشیو
Top