|
سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ الثلاثاء ٢١ ذو الحجّة ١٤٤١ Tuesday, August 11, 2020
کد خبر: 990761
نظرات: 2
تاریخ مخابره : ۱۳۹۹/۰۵/۱۱ - ۲۰:۳۱
بهانه‌های سخیف برای زیر سایه بردن اقتدار پرسپولیس
بعضی‌ها در اوج کوته فکری می‌خواهند متفاوت باشند اما متد متفاوت بودن را یا بلد نیستند یا قصد دارند به سخیف‌ترین شکل ممکن به هدف خویش برسند.
قهرمانی پرسپولیس بهانه‌های سخیف برای زیر سایه بردن اقتدار پرسپولیس
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0% بازدید

 به گزارش جام نیوز، روزنامه ایران ورزشی نوشت: بعضی‌ها در اوج کوته فکری می‌خواهند متفاوت باشند اما متد متفاوت بودن را یا بلد نیستند یا قصد دارند به سخیف‌ترین شکل ممکن به هدف خویش برسند. آنها به شدت در نقش‌شان فرو رفته و با بازی زیرپوستی بیرق مبارزه با قدرت زمانه را علم کرده‌اند و قصد پایین آوردنش را هم ندارند چرا که تازه این ماجرا زیر زبان‌شان مزه کرده. آنها خودشان را در جبهه حق و در یک کشتی همراه با قومی مظلوم و ستمدیده می‌پندارند و البته حتماً تصور می‌کنند آنهایی که روبه‌روی‌شان قرار گرفته و حرف دیگری دارند در دسته ناحق و ظالمان روزگار جای خواهند گرفت.

 

این حکایت روزهای اخیر گروهی از دوستداران افراطی تیم‌های رقیب در مواجهه با قهرمانی مسحور کننده و بلامنازع پرسپولیس در لیگ برتر است. جامی که برای یک فصل دیگر دوران اقتدار سرخ‌ها بر فوتبال ایران را تمدید کرد و سندی بود بر تفاوتی که این مجموعه ایجاد کرده و به لحاظ فنی حداقل یک سطح خودش را از سایر رقبایش بالاتر کشانده است.

 

کوته فکران افراطی اما تازه کارشان را شروع کرده‌اند. انگار مسجل شدن سریع‌ترین قهرمانی تاریخ لیگ برتر و ثبت رکوردی که شاید تا ده‌ها سال تکان نخورد آنها را از یک کابوس تلخ پرانده. انگار همگی داشتند یک خواب مشترک ترسناک می‌دیدند و اینکه تیم محبوب‌شان مدت‌هاست قافیه را باخته و رقیب سنتی هر فصل با اقتدار قهرمان می‌شود اکنون به مثابه کابوس تلخی است که در این روزهای سخت و در دنیای واقعیت به مشقات زندگی روزمره‌شان افزوده است.

 

کوته‌ فکران از این کابوس به فضای مجازی پناه برده‌اند و با حملاتی سخیف و بی‌مایه به خودشان و همه آنهایی که با این سخیف نگاری‌ها آرام می‌گیرند دلداری می‌دهند. انگار اگر سکوت می‌کردند و به این همه اقتدار احترام می‌گذاشتند برای‌شان بد می‌شد. انگار اگر احترام نمی‌کردند و ساکت می‌ماندند باز هم خودشان نبودند و اصلاً برای‌شان افت داشت که چیزی نگویند و حداقل برای یک فصل دیگر ساکت بمانند و دنبال حل مشکلات خودشان بروند. اینطور شد که شروع کردند به سمپاشی.

 

فضای زائیده ذهن این انسان‌های ناراحت پر شده از خزعبلاتی که مرغ پخته را به خنده وا می‌دارد. خنده‌ای نه از سر فکاهی ماجرا بلکه به تعدد و تکثر این جماعت ظاهراً دگراندیش و مبارز که تصور می‌کنند همه حقایق جامعه فوتبال ایرانی را می‌دانند و از پشت پرده‌ها خبر دارند پس هر چه تصور می‌کنند و می‌نویسند تا برای عده‌ای جوانک متعصب خوراک فراهم کنند عین در دست داشتن بیرق مبارزه با طرف ناحق روزگار است.

 

اینها، همان‌هایی که صفحه شخصی‌شان یا کانال‌های تحت مدیریت خود را محلی برای ردیف کردن بهانه‌های بی‌ربط ناکامی تیم محبوب‌شان ساخته‌اند البته در قبال تک تک آن تینیجرهای متعصب مسئولند. آنها آتش خشم را درون این بچه‌های تازه به جامعه پا گذاشته شعله‌ور می‌کنند. آتشی که هیزمی عقلانی و منطقی ندارد اما گرمایش دل آتش افروزان را خنک خواهد کرد و چند صباحی ضمن دلداری به خود و همفکران‌شان، در این فضای شومحور ایشان را مدتی روی بورس نگه خواهد داشت.

 

این روزها، در ایام گرم تابستان دوستداران رقبای پرسپولیس انگار که از یک کابوس تلخ با حرارت و تعرق بسیار برخاسته باشند دنبال راهی برای خنک کردن دل و مغزشان می‌گردند و به اولین و سطحی‌ترین بهانه‌های دم دست خود برای خاموش کردن آتش خشم‌شان از باشگاه، بازیکن و مجموعه خودی دست می‌اندازند تا ضمن لطفی که به خویش می‌کنند لقب «متعصب» هم جلوی اسم‌شان ثبت شده و البته در کامنت‌های محبت‌آمیز هم پالکی‌های‌شان چند آیکون قلب و کف همراه با متن‌هایی نظیر «دمت‌گرم، حرف حق را گفتی» بگیرند. اینطوری است که حتماً یادشان خواهد افتاد هنوز هستند افرادی که با پیش کشیدن سطحی‌ترین مسائل و بهانه‌هایی که هیچ واقعیتی پشت‌شان نیست و از هیچ منطقی بهره نمی‌برد آرام می‌گیرند و حتی برای نویسنده و آفریننده این قبیل اراجیف هورا هم می‌کشند.

 

این را می‌خواستم در ابتدای نوشته خود بیاورم اما ابتدا باید تکلیف مهمل بافانی که قله‌های بی‌منطق بودن را درنوردیده‌اند روشن می‌کردم. باید در شروع نوشته تبریک جانانه‌ای به دوستداران و هواداران پرسپولیس می‌گفتم که حالا ضمن تبریک به تک تک آنها، جلوی این کلونی چند ده میلیونی سر تعظیم فرود می‌آورم. تبریکم برای ثبت پوکر و رکوردهای تیم محبوب‌شان نیست. به خاطر حمایت بی‌دریغ‌شان از پرسپولیس طی روزهای سخت هم قصد تعظیم ندارم. تبریک و تعظیم برای متفاوت بودن‌شان است. برای اخلاق‌مداری‌شان. برای اینکه در سال‌های ۸۷ تا ۹۶ که ۸ فصل دست‌شان از جام قهرمانی لیگ دور ماند و رقبا جام‌ها را درو کردند هرگز به بهانه‌جویی روی نیاوردند و از ریل منطق خارج نشدند.

 

آن سال‌ها، تمام آن سال‌ها تیغ تیز انتقادها، دعوا و بحران‌ها به خودی‌ها نشانه رفته و هر چه خشم بود توی دل جامعه پرسپولیسی پراکنده می‌شد و بس. آن سال‌ها هیچ‌کس وزیر و وکیل را متهم به جانبداری از تیم رقیب نمی‌کرد. هیچ‌کس تضعیف تیم خودی و قهر مربی موفقش را گردن مجموعه رقیب و حامیانش نمی‌انداخت. آن دوران هیچ‌کدام از این جامعه چند ده میلیونی هوادار پرسپولیس عملکرد ضعیف مدیریت باشگاهش در فصل نقل و انتقالات را به مجموعه رقیب ارتباط نمی‌داد. حتی هیچ‌کس بی‌وفایی ستاره خودی را با حلقه‌های پوسیده از توجیهات خیالپردازانه به قدرت مافیایی یا پشت پرده حمایت دولتی رقیب سنتی زنجیر نمی‌کرد.

 

آن روزها حواس همه پرسپولیسی‌ها روی تیم خودشان معطوف شده و حتی اگر دستی پشت پرده بود تا اقتدار حریف را تداوم بخشد اصلاً آنقدر پرزور نمی‌شد تا تبدیل به جریانی بی‌مایه و سست بنیاد شود و عده‌ای هوادار افراطی و متعصب را دنبال خود بکشاند.

 

بله، باید به هواداران پرسپولیس تبریک گفت و برای‌شان هورا کشید. آنها تفاوت‌شان را نه در اختتامیه لیگ پانزدهم -که به نوعی شروع تاجگذاری تیم محبوب‌شان بر فوتبال ایران بود– بلکه در تمام آن ۸ سال نشان داده بودند.

 

امروز داستان‌سراها و آنهایی که برای نوجوان‌های خام همرنگ و همفکرشان نقش مأمن و مأوا را بازی می‌کنند، مجموعه پرسپولیس و اقتدارش را در حالی با پرسش‌هایی سخیف هم‌تراز کرده‌اند که همین حالا تیم قهرمان پرسپولیس در کوره‌ای از مشکلات بزرگ و ترسناک در حال سوختن و ذوب شدن است. همانطور که در تمام این چهار سال بوده.

 

پرسپولیس در این چهار سال ۵ مدیرعامل داشته که تعداد گاف‌ها و خطاهای هر کدام می‌تواند مثنوی هفتاد من کاغذ باشد و حتی در کارنامه بهترین‌شان هم می‌توان خطاهایی نابخشودنی پیدا کرد. در تمام این چهار سال بی‌پولی و سوء‌مدیریت چالش‌های کوچک و بزرگ بی‌شماری برای این مجموعه رقم زده تا جایی که حتی در روزهای رکوردشکنی و شادمانی، یک چشم همه نگران و بیمناک جریمه‌های خشمگینانه فیفاست و سرمربی تیم به جای پرداختن تیمش و پیدا کردن راهی برای تداوم بخشیدن به این مسیر موفق همراه با جاه‌طلبی‌های بیشتر از مشکلات متعدد باشگاهش می‌گوید و آنها را سدی بزرگ برای رسیدن به اهدافش می‌داند. همین حالا باشگاه بزرگ پرسپولیس برای مدت 5 ماه با سرپرست مدیرعاملی اداره می‌شود و صندلی خالی حداقل دو عضو هیأت مدیره تصاویر جلسات گاه و بیگاه مردان تصمیم‌ساز باشگاه را آنقدر زشت کرده که بوی دودستگی و اختلاف از لای همان صندلی‌های خالی به بیرون باشگاه درز می‌کند و هیچ‌کس نیست که از بروز این مشکلات در مهم‌ترین ارکان باشگاه بی‌خبر باشد.

 

این وضعیت فعلی تیمی است که با اقتدار قهرمان فوتبال ایران شده و باید از سر و رویش زر ببارد اما مثل تمام این سال‌ها بحران و مشکل سر تا پای آن را فرا گرفته و هر روز بیم دریافت خبری تلخ و وحشتناک می‌رود؛ از همین تهران خودمان تا زوریخ.

 

پرسپولیس آغشته به بحران است و با حاشیه و جنجال خو گرفته تا جایی که شایعه کسر ۶ امتیاز دیگر دل هیچ مدیر و هوادار و مربی و بازیکنی را آنطور که در همه دنیا می‌لرزاند به رعشه نمی‌اندازد اما به موازات این همه ناخوشی و ناکوکی، تیم درون میدان پرسپولیس روی غلتک خوشبختی افتاده و چهار فصل متوالی است که خوشبختی را حس می‌کند.

 

این خوشبختی البته نه زائیده عملکرد مدیران باشگاه و گردانندگان این مجموعه بلکه به دست افراد صاحب مسئولیت در مجموعه فنی پرسپولیس رقم می‌خورد و البته عجیب اینکه با جابه‌جایی افراد، موفقیت‌ها فقط از نفر قبلی به نفر بعدی می‌رسد و جای تیم آن بالای قله تکان نمی‌خورد. این درست همان چیزی است که رقبا از آن بی‌بهره‌اند وهر فصل با تعدد و تکثر جابه‌جایی‌ها بدتر آن شوربای بی‌مزه و نافرجام‌شان را هم می‌زنند با این امید که توان هماوردی با پرسپولیس را پیدا کنند اما وقتی بوی نامطبوع خرابکاری‌شان بلند شد از زمین کج گرفته تا عروس بخت برگشته، بهانه می‌آفرینند و توجیه می‌آورند فارغ از اینکه‌ آش یا آنقدر شور است که دل را می‌زند یا آنقدر بی‌مزه شده که همه را پس می‌راند.

 

فرمول موفقیت در فوتبال ایران ساده و در عین حال پیچیده است اما نه نشانه‌ای از این سادگی در تیم‌های رقیب پرسپولیس پیدا می‌کنید نه آن پیچیدگی‌های ظریف رعایت می‌شود. مهم‌ترین اتفاقی که در پرسپولیس منجر به توالی قهرمانی و ایستادن برقله افتخار شده نه نوع مدیریت، نه زمین تمرین بهتر نه قُر زدن سرمربی موفق یکی از مدعیان و نه تمام آن بهانه‌های رنگارنگ مهمل بافان است.

 

مهم‌ترین دلیل رسیدن پرسپولیس به جایگاه اصلی‌اش احساس نیاز بازیکنان این تیم به تداوم یک جریان موفق است. آنهایی که تمام این چهار فصل با بحران‌های مشابه تیم‌های رقیب کنار آمدند، از چالش‌ها عبور کردند و هر فصل ماندند تا دوباره به رزومه خود و باشگاه‌شان رنگی طلایی بپاشند. چهار سال قبل این احساس نیاز در مجموعه پرسپولیس زنده شد و البته با حضور برانکو زمینه‌اش هم به وجود آمد اما هر چه باعث تعالی این تیم شد و دوران اقتدارش را رقم زد از درون تیم بود و منجر به خوشبختی پرسپولیس شد و لبخند را روی لبان دوستداران نشاند.

 

شاید بهتر باشد آنهایی که دنبال علل ناکامی تیم محبوب‌شان می‌گردند بعد از کابوس‌های تلخ شبانه نفس عمیقی بکشند و دنبال یافتن دلایل و عللی منطقی برای این همه شکست و دور ماندن از جام باشند.

 

کلیدواژه ها:
مشاهده نظرات

راستشو بگو عضو کادر پرسپولیسی؟ این همه تعریف ؟

پاسخ

۰

۰

خفه بابا لنگی

پاسخ

۰

۰

شما در حال پاسخگویی به نظر زیر می باشید:

نام کامل:
ایمیل:
نظر شما:

مشاهده سایر نظرات

آخرین اخبار جام آر اس اس ادامه
پایگاه خبری تحلیلی جام نیوز
ارتباط با ما درباره ما RSS آرشیو
Top